دانشگاه باید در متن مسائل جامعه جریانساز باشد
از مدیریت بحرانهای دانشگاهی تا ضرورت بهرهگیری از هوش مصنوعی؛ روایت دکتر حسین هرسیج استاد الهام بخش گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، از چالشها و دستاوردهای آموزش عالی
دانشگاه اصفهان بهعنوان یکی از قطبهای علمی کشور، همواره مهد پرورش چهرههای برجسته و جریانساز بوده است؛ ردپای حضور این چهرهها نهتنها در کلاسهای درس، بلکه در سطوح کلان تصمیمگیری و مدیریت بحرانهای ملی و بینالمللی نیز به چشم میخورد. دکتر حسین هرسیج، استاد تمام گروه علوم سیاسی، رئیس پیشین دانشگاه اصفهان و از چهرههای شاخص و ماندگار در حوزه آموزش عالی، سالهاست که فراتر از چارچوبهای سنتی تدریس، با رویکردی مسئلهمحور و نوآورانه به تربیت نسل جوان پرداخته است.
به گزارش پایگاه خبری، در این گفتوگوی صمیمانه و در عین حال عمیق، از ویژگیهای استاد الهامبخش، تجربیات زیسته در دوران رایزنی علمی در استرالیا، چالشهای مدیریت دانشگاهی در بحرانها و لزوم پیوند علوم انسانی با فناوریهای نوین سخن گفتهایم که در ادامه میآید.
مشروح گفتگو:
جناب آقای دکتر هرسیج، اخیراً از سوی دانشکده به عنوان استاد الهامبخش معرفی شدید. از نگاه شما که دههها در کلاسهای درس علوم سیاسی حضور داشتهاید، یک استاد دانشگاه چگونه میتواند از سطح یک مدرس ساده فراتر رفته و به نقطهای برسد که در اندیشه، شخصیت و مسیر زندگی دانشجو الهامبخش شود؟
در این باره، به نظر من استاد دانشگاه باید دارای ابعاد مختلفی باشد؛ فراتر از بحثهای آموزشی و پژوهشی در داخل دانشگاه، بحث فناوری و ارتباط با جامعه بسیار مهم است. به عبارتی، مقوله «مسئولیت اجتماعی» از ویژگیهایی است که یک استاد باید از آن برخوردار باشد. استاد نباید فقط به موفقیت در آموزش یا پژوهش بسنده کند، بلکه باید علم خود را در مسائل مرتبط با جامعه کاربردی سازد.
همچنین ویژگی دیگری که به نظر من کمتر مورد توجه قرار گرفته، فعالیتهای فوقبرنامهای است. من خودم به یاد دارم، چه در دوران دانشجویی و چه در دوران مدیریت، با وجود مشغلههای فراوان، در برنامههای ورزشی مثل فوتبال مشارکت داشتم. حضور همزمان دانشجو، استاد و کارمند در میدان ورزشی، ارتباط عمیقی ایجاد میکند که برای آینده فرد بسیار مهم است و به استاد اجازه میدهد بهعنوان یک الگو مطرح شود. بسیاری از افراد ممکن است در یک حوزه خاص استاد نمونه باشند، اما نتوانند این پیوند صمیمی را با سه گروه اصلی دانشگاه (اساتید، دانشجویان و کارکنان) برقرار کنند.
اگر به دهههای گذشته برگردیم، چه کسانی در دوره دانشجویی الهامبخش خود شما بودند و مهمترین درسی که از اساتید نسل پیشین آموختید و وارد سبک تدریستان کردید، چه بوده است؟
زمانی که در دانشگاه امام صادق (ع) درس میخواندم، یکی از شخصیت های واقعاً کمنظیر مرحوم آیتالله مهدوی کنی بودند که دانشگاه را فارغ از بحثهای سیاسی اداره میکردند. ایشان علیرغم آن که دبیرکل یکی از نهادهای تاثیرگذار سیاسی کشور یعنی جامعه روحانیت مبارز بوده اند اما به عنوان رئیس دانشگاه امام صادق (ع) سعی داشت از تخصص افراد با سلایق مختلف، حتی افرادی که شاید دغدغه دینی نداشتند یا سکولار بودند اما در رشتههای تخصصی خود مانند اقتصاد، سیاست، حقوق یا مدیریت سرآمد بودند، بهره میگرفت. این رویکرد می تواند الگویی برای رده های مختلف مدیریتی کشور باشد.
علاوه بر این، با توجه به ماهیت آن دانشگاه، تسلط بر زبانهای انگلیسی و عربی و روشهای تدریس، با جاهای دیگر قابل مقایسه نبود. ما زبان را در محیط دانشگاه تمرین میکردیم؛ مهارتهای Listening, Speaking, Reading و Writing در محیط علمی تمرین میشدند و به همین دلیل، میانگین سطح عمومی و تخصصی زبان دانشجویان این دانشگاه بسیار بالاتر از دانشگاههای دیگر کشور بود. بسیاری از دروس ما به زبان عربی یا انگلیسی-فرانسه تخصصی ارائه میشد که نشاندهنده دوراندیشی مدیریت و اساتید در آشناسازی دانشجویان با منابع بینالمللی بود تا بتوانند متون اصلی را به زبانهای خارجی مطالعه کنند؛ این رویکرد نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی ما داشت.
در رشتهای مانند علوم سیاسی که با نقد، تحلیل و جامعه پیوند خورده است، ایجاد انگیزه و امید در نسل جوان امروز چه ظرافتها و چالشهایی دارد؟
نسل جوان به دنبال تغییر است و شکاف درون و برون نسلی که امروز میبینیم، ناشی از ناتوانی ما در برقراری ارتباط لازم با نسل جدید است. متأسفانه برخی مشکلات و جنبشهای اجتماعی در کشور ریشه در ناتوانی ما در ایجاد این پیوند دارند. نهادهای آموزشی و فرهنگی کشور با وجود برخورداری از منابع کافی، در پاسخگویی به پرسشها و دغدغههای ذهنی نسل جدید عملکرد مطلوبی نداشتهاند و همین امر موجب گسترش شکاف نسلی شده است.
امیدواریم نهادهای مسئول فرهنگی، چه در درون دانشگاه و چه در بیرون از آن، با اصلاح این ارتباطات، شکافها را کاهش داده و موجب افزایش امید در دانشجویان شوند. نکته دیگر اینکه ما باید الگوهای موفق علوم سیاسی را، هم در حوزه نظری و هم در عرصه کاربردی و اجرایی، به نسل جدید معرفی کنیم تا دانشجویان این رشته انگیزه و امید بیشتری برای آینده پیدا کنند.
شما دوره ارزشمندی را به عنوان رایزن علمی و سرپرست دانشجویان ایرانی در استرالیا سپری کردید. تجربه زیسته در یک نظام آکادمیک بینالمللی چه افقهای جدیدی پیش روی نگاه شما به آموزش عالی گشود؟
با توجه به تخصص من در حوزه علوم سیاسی و بهطور خاص درس «مدیریت بحران» که همچنان آن را تدریس میکنم، توانستم این تجربیات را در آنجا عملیاتی کنم. در بدو ورود بنده به استرالیا با چالش جدی تحریمهای بانکی و مالی مواجه شدم؛ حدود ۲۰۰ دانشجوی بورسیه وزارت علوم و بهداشت داشتیم که نزدیک به ۶ ماه بود که شهریه به دانشگاه ها و هزینه زندگیشان پرداخت نشده بود. دانشگاههای آنجا معترض بودند، دانشجویان ناامید شده و برخی ناچار به بازگشت یا قرار گرفتن در مسیرهای نادرست شده بودند.
با استفاده از دانش مدیریت بحران، مذاکره با سفارت ایران، بخش بینالمللی بانک کامنولث، وزارت خارجه استرالیا، وزارت خارجه ایران و وزارت علوم را آغاز کردیم. توانستیم با ایجاد یک شبکه ارتباطی قوی و از طریق مجاری کاملاً قانونی (نه روشهای غیررسمی و غیرقانونی)، مشکلات مالی چندین میلیون دلاری را حل کنیم.
همچنین این دانش و تجربه در مدیریت بحران سال ۱۴۰۱ در دانشگاه اصفهان نیز به کار آمد. دانشگاه اصفهان به دلیل قرار گرفتن در مرکز شهر، شرایطی متفاوت از دانشگاههای خارج از شهر دارد، اما با تکیه بر تخصص مدیریت بحران و شناخت جنبشهای نوین اجتماعی و تعامل و هماهنگی با نهادهای درون و بیرون دانشگاه توانستیم فضا را بهخوبی مدیریت کنیم.
امروز تلاش دارید این نگاه تخصصی را در دانشگاه اصفهان با فناوری های جدید نظیر هوش مصنوعی و شبکه های اجتماعی پیوند بزنید در این باره چه برنامه ای داشته اید؟
من در مقاطع تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) موضوعات مرتبط با فناوریهای جدید، هوش مصنوعی و سیاستگذاری تدریس میکنم. نگاه من این است که علوم انسانی و علوم سیاسی نباید از فناوری غافل بمانند. ما به دنبال این بودیم که هوش مصنوعی را بهصورت عمومی در تمامی رشتهها و بهصورت تخصصی در تعامل با برخی وزارتخانهها و سازمانها وارد کنیم.
در دنیای امروز، جنگ میان کشورها ــ از جمله ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ایران ــ بیش از هر چیز «جنگ فناوریها» و بهویژه هوش مصنوعی است. بسیاری از ضعفهای ما در گذشته ناشی از عقبماندگی در این حوزه ها بوده است که خوشبختانه امروز در حال جبران آن هستیم. دانشگاه اصفهان به عنوان یک دانشگاه جامع و برتر میتواند نقش کلیدی در حل معضلات امنیتی، اقتصادی و معیشتی، و فرهنگی کشور در مقابل با تهدیدات سخت، نیمه سخت، نرم و هیبریدی دشمنان این مرزوبوم ایفا کند و همه اینها مرهون بهروزرسانی مداوم موضوعات مرتبط با آموزش، پژوهش و فناوری متناسب با نیازهای آنی و راهبردی جامعه هستند. متأسفانه یکی از آسیبهای دانشگاههای ما، به ویژه دانشگاه های با قدمت بیشتر، روحیه محافظهکاری و اصرار برخی استادان بر تکرار سبک های قدیمی است، که امیدوارم با جذب نیروهای متخصص و دغدغه مند جوان این نقیصه برطرف شود.
جناب آقای دکتر هرسیج، در دوران ریاست دانشگاه اصفهان، مهمترین چالش و در نقطه مقابل، شیرینترین یادگار و تصمیم پایدار شما چه بود؟
چالشها مشخص بود؛ از یک سو با بحران همهگیری کووید-۱۹ از همان روزهای نخست مواجه بودیم و از سوی دیگر، حوادث پاییز ۱۴۰۱ و تبعات اجتماعی آن رخ داد و فضای دانشگاه را از روند عادی فعالیتهای علمی خارج کرد. تحمل این وضعیت و دور شدن از رسالت اصلی دانشگاه برایم بسیار دشوار و ناراحتکننده بود.
اما شیرینترین لحظات برای من زمانی رقم میخورد که بتوانم حقی را ادا کنم. برای من ملاک، ارزشگذاری بر اساس جایگاه فرد (استاد، دانشجو یا کارمند) نیست، بلکه عدالت و نصفت مهمترین ارزش در زندگی فردی و اجتماعی است. روزی که آغاز به کار کردیم، گفتند مطالبات معوقه کارکنان مربوط به چند سال گذشته پرداخت نشده است؛ این موضوع برایم بسیار سنگین بود و علیرغم مشکلات عدیده مالی دستور پرداخت مطالبات اساتید و کارکنان را صادر کردیم.
از سوی دیگر، دستاوردهای جمعی برای من بسیار ارزشمند بود. اینکه دانشگاه اصفهان توانست در سطح کشور و مجامع ملی و بینالمللی بدرخشد و به لطف همت جمعی مدیران زیر مجموعه و همکاران، رتبه دانشگاه در سطح کشور چهار پله ارتقا یابد، از خاطرات بسیار خوشایند دوران مدیریت من است و امیدوارم این روند ادامه یابد.
گاهی نقدی مطرح میشود مبنی بر اینکه علوم سیاسی در ایران بیش از حد نظری و انتزاعی است. به باور شما به عنوان استاد تمام این رشته، علوم سیاسی چگونه میتواند به تصمیمگیران کشور در حل مسائل واقعی و گرهگشایی از چالشهای حکمرانی کمک کند؟
ابتدا باید تأکید کنم که ما نباید به بهانه کاربردیکردن علم، از مباحث نظری و بنیادین غافل شویم. مبانی نظری در علوم انسانی حکم «پی ساختمان» را دارد و نباید تضعیف شود؛ تولید دانش و نظریهپردازی باید تداوم یابد. با این حال، کاربردیسازی نیز به همان اندازه جدی است.
برای تبیین این موضوع، میتوانیم «الگوی میدان نقشجهان» را در نظر بگیریم؛ بازاری که نماد اقتصاد است (و در حوزه ما با وزارتخانههای اقتصاد، کشور و خارجه پیوند دارد)، مسجدی که نماد فرهنگ است و کاخ عالیقاپو که نماد حکومت و سیاستگذاری است. این سه ضلع (اقتصاد، فرهنگ و دولت) باید در کنار هم و همافزا باشند.
امروز دانشگاه اصفهان باید حرکت به سوی «دانشگاه نسل پنجم» مبتنی بر هوش مصنوعی را هدفگذاری کند. دانشگاه نسل پنجم دیگر لزوماً به فضای فیزیکی گسترده نیاز ندارد، بلکه با زیرساختهای دیجیتال و هوش مصنوعی بسیاری از مأموریتهای آموزشی و پژوهشی را به پیش میبرد. اگر سهضلعی صنعت، دولت و دانشگاه (به همراه نهادهای نوآوری و مهندسی) در کنار هم قرار گیرند، دانشجوی علوم سیاسی یا علوم انسانی نیز بهوضوح احساس خواهد کرد که علم او کاربردی است و تنها جنبه ذهنی و نظری ندارد. من خودم تلاش کردهام این پیوند میان مبانی نظری عمیق و کاربرد عملی را در حد توان محقق سازم.
اگر یک بار دیگر به سالهای آغازین ورود به دانشگاه برگردید، آیا باز هم همین مسیر را انتخاب میکنید؟
حتماً همین مسیر را انتخاب میکنم. من زمانی که به دانشگاه اصفهان آمدم، فردی ناشناخته بودم، اما به واسطه ارتباطات حرفهای و طی کردن سلسلهمراتب مدیریتی از ریاست کتابخانه مرکزی، مدیریت گروه تا معاونت در حوزه های مختلف مالی-اداری، پژوهشی و آموزشی و ریاست دانشگاه، توانستم استعدادهایم را بالفعل کنم. خداوند را شاکرم از این که حدود سی سال در دانشگاهی خدمت می کنم که با داشتن فضایی آکادمیک و علمی، زمینه رشد افراد را در سطح ملی و بین المللی فراهم کرد.
اگر بخواهید به نقطه تلاقی میان کارهای علمی و مسئولیت های اجرایی تان نگاه کنید کدام بخش را نقطه عطف زندگی حرفه ای خود می دانید؟
مهمتر از هر دستاوردی، «تربیت نیروی انسانی» است. بر اساس شاخصهای نوآوری جهانی، ایران در زمینه کمیت و کیفیت منابع انسانی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. وقتی میبینم دانشجویان دیروز، امروز در پستهای حساس و استراتژیک کشور یا در کسوت پژوهشگران برتر خدمت میکنند، احساس افتخار میکنم که نقشی هر چند اندک در آن داشته ام. سرمایه اصلی کشور ما، یعنی منابع انسانی، علیرغم همه تهدیدات و تحریم ها، در سطح خوبی قرار دارد، اما چالش اصلی ما حکمرانی و سیاستگذاری درست نهادهای مرتبط با آموزش، پژوهش ، فناوری و نوآوری کشور و ایجاد زیرساختهای لازم برای مدیریت صحیح و به کارگیری این منابع در جایگاه واقعی آنهاست.
در یک جمله دانشگاه اصفهان در منظومه فکری دکتر هرسیج چه تعریفی دارد؟
پس ار بررسی های دقیق شعار «جامعهمحوری و تمدنسازی» برای دانشگاه اصفهان انتخاب شد. جامعه محوری با تناسب ماموریت های دانشگاه در حوزه های آموزش، پژوهش، فناوری و نوآوری با معضلات جامعه در سطح استانی، ملی، منطقه ای و بین المللی دارد. تمدنسازی نیز با تقویت هویت اسلامی و ایرانی محقق میشود؛ ضرورت دارد استاد و دانشجوی ما به این دوبال اقتدار کشور و هویت ایرانی-اسلامی مجهز شود.
اجازه بدهید خاطرهای نقل کنم؛ حدود ۳۵ سال پیش در دوران دانشجویی دکترا در دانشگاه کوئینزلند استرالیا، تبلیغ شده بود که یک استاد برجسته آمریکایی قرار است سمیناری برگزار کند با این محور که «اسلام عامل عقبماندگی و مسیحیت عامل پیشرفت است». همه اساتید و دانشجویان جمع شده بودند. پس از سخنرانی او، با اعتماد به نفس و افتخار به هویت ایرانی و اسلامی خود در پاسخ به اصلاعات نادرست ارائه شده وی دست بلند کردم و گفتم: من یک ایرانی و مسلمان هستم؛ بر خلاف ادعاهای شما و براساس شواهد تاریخی، انحطاط اروپا در زمان حاکمیت کلیسا در قرون وسطی بود و با فاصله گرفتن از آن پیشرفت کرد؛ اما در تمدن اسلامی، پیشرفت زمانی رخ داد که جوامع به آموزههای اسلامی عمل میکردند و انحطاط زمانی آغاز شد که از آن فاصله گرفتند. تقویت این خودباوری و افتخار به هویت ملی و دینی، همان رسالتی است که دانشگاه تمدن ساز و حکمت محور باید آن را دنبال کند.




نظر دهید