روابط عمومی

iran flag اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
امروز : 11 آبان 1405
  • تاریخ انتشار : 1405/08/11 - 06:04
  • تعداد بازدید : 77
  • زمان مطالعه : 11 دقیقه
پیوند نظریه با عمل؛ رسالت جغرافیا در گره‌گشایی از بحران‌های کلان‌شهری

دکتر حمیدرضا وارثی: «جغرافیا تلفیق انسان و طبیعت در بستر مکان است؛ چشم‌انداز ما تبدیل دانشگاه اصفهان به قطب مرجعیت برنامه‌ریزی شهری کشور است.»

دانشکده علوم جغرافیا و برنامه‌ریزی دانشگاه اصفهان با پیشینه‌ای دیرین و نقش‌آفرینی در نظام آمایش و برنامه‌ریزی سرزمین، همواره خاستگاه چهره‌های برجسته علمی بوده است. در پی انتخاب دکتر حمیدرضا وارثی به‌عنوان استاد برجسته این دانشکده، در گفت‌وگویی صمیمانه و تفصیلی پای صحبت‌های این استاد پیشکسوت نشسته‌ایم.

دکتر حمیدرضا وارثی استاد دانشکده علوم جغرافیا و برنامه ریزی دانشگاه اصفهان

 

به گزارش پایگاه خبری، دکتر حمیدرضا وارثی، در این مصاحبه، ضمن مرور ایستگاه‌های تحصیلی و حرفه‌ای خود، به تبیین جایگاه پژوهش‌های کاربردی، چالش‌های اساسی کلان‌شهر اصفهان از جمله مسئله آب و آلودگی هوا، ضرورت هم‌افزایی دانشگاه با بدنه مدیریت شهری و بایسته‌های فعالیت نسل جوان پژوهشگران در دوران ابزارهای نوین و هوش مصنوعی پرداخته است.

متن کامل گفت‌وگو:

ضمن عرض تبریک مجدد برای کسب عنوان «استاد برجسته» دانشکده علوم جغرافیا و برنامه‌ریزی؛ اگر موافق باشید گفتگو را با نگاهی به کارنامه علمی شما آغاز کنیم. لطفاً خلاصه‌ای از مهم‌ترین مراحل، نقاط عطف و دستاوردهای برجسته آموزشی و پژوهشی خود را برای مخاطبان بیان بفرمایید.

من هم خدمت شما و همه مخاطبان محترم سلام و عرض ادب دارم. در ابتدا باید بگویم کاربرد واژه «استاد برجسته» برای بنده واقعاً بار سنگینی به همراه دارد؛ چراکه در دانشکده ما، تک‌تک استادان و همکاران عزیز، هریک در حوزه تخصصی خود از سرآمدان و چهره‌های برجسته به شمار می‌روند. به‌ویژه در مجموعه گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، استادان گرانقدری چون آقای دکتر تقوایی، آقای دکتر زنگی‌آبادی، آقای دکتر محمدی، آقای دکتر خاوریان و آقای دکتر صادقی حضور دارند که هر کدام وزنه‌ای علمی هستند. در کنار این عزیزان، همکاران جوان‌تر ما نیز بسیار پویا، مسلط به فناوری‌های نوین، هوش مصنوعی و متدهای روز وارد عرصه شده‌اند.

در طول بیش از سه‌دهه حضورم در دانشگاه، همواره تلاش کرده‌ام با وجود تمامی فراز و فرودها، در دو عرصه آموزش و پژوهش در راستای نیازهای روز رشته برنامه‌ریزی شهری گام بردارم. تمرکز بنیادین من بر این بوده است که هدایت رساله‌ها و پایان‌نامه‌های دانشجویان ارشد و دکتری به سمت مسائل مبتلابه جامعه جهت‌دهی شود تا ثمره آن، گره‌گشایی عملی از مشکلات شهری و کشوری باشد. دستیابی به مراتب ارتقای علمی در مواعد مقرر، کسب عنوان دانشجوی نمونه کشوری در دوران دکتری و چند دوره انتخاب به‌عنوان مدرس وپژوهشگر دانشگاه، حاصل تلاشی است که امید دارم مورد رضایت جامعه علمی قرار گرفته باشد، هرچند که قضاوت اصلی همواره بر عهده دیگران است.

چه عواملی در طول مسیر علمی شما بیشترین نقش را در شکل‌دهی به نگرش پژوهشی و آموزشی‌تان ایفا کرد؟

رشته برنامه‌ریزی شهری هویتی دوگانه دارد که به‌طور پیوسته میان آموزش و پژوهش در رفت‌وآمد است. اساساً واژه «برنامه‌ریزی» گویای آن است که شما بدون پژوهش‌های دقیق و داده‌محور قادر به تصمیم‌سازی نیستید. مهم‌ترین عامل شکل‌دهنده به نگرش من، باور به «کاربردی‌بودن پژوهش» بود. همواره معتقد بوده‌ام آموزش باید معطوف و منتهی به پژوهش مسئله‌محور باشد و پژوهش نیز به کار بستن علم در بستر جامعه ختم شود تا بتواند گره‌ای از مشکلات مردم و مدیریت سکونتگاه‌ها باز کند.

 

در نگاه به گذشته، کدام پروژه‌ها و تجارب پژوهشی را اثرگذارترین بخش از کارنامه آکادمیک خود می‌دانید؟

رشته ما پیوند ناگسستنی با محیط بیرون از دانشگاه دارد. از این رو، عمده طرح‌های بنده با رویکرد کاربردی و در همکاری مستقیم با دستگاه‌های اجرایی اجرا شده است. اگر بار دیگر به گذشته بازگردم، باز هم همین مسیر تعامل با نهادهای برون‌دانشگاهی را برمی‌گزینم؛ زیرا معتقدم ظرفیت پژوهشی کم‌نظیری در مقاطع کارشناسی‌ارشد و دکتری دانشگاه اصفهان وجود دارد که باید به نیازهای واقعی جامعه پیوند بخورد.

در این راستا، پروژه‌های متعددی با سازمان جهاد کشاورزی و شهرداری‌های مختلف کشور به سرانجام رسید. از شاخص‌ترین آنها می‌توان به تعریف و اجرای پایان‌نامه‌های کاربردی با شهرداری اصفهان اشاره کرد؛ به‌ویژه در اوایل دهه ۹۰ که مباحث هوشمندسازی، شهروند هوشمند و مدیریت نوین شهری تازه در حال شکل‌گیری بود. طرح پیشنهادی ما از سوی شهرداری اصفهان پذیرفته و به‌عنوان پایان‌نامه برتر کاربردی معرفی شد. همچنین طرح‌های مشترک متعددی با شهرداری‌های شهرهای مختلف کشور داشتیم که رسماً در سامانه‌های پژوهشی ثبت شدند و مورد بهره‌برداری مدیریتی قرار گرفتند.

 

انتخاب به‌عنوان «استاد برجسته» فراتر از یک عنوان، نمادی از جامعیت علمی و اخلاقی است. از نظر جنابعالی چه مؤلفه‌هایی یک استاد دانشگاه را به تراز برجستگی می‌رساند و این عنوان چه مسئولیتی در قبال دانشگاهیان بر دوش شما می‌گذارد؟

همان‌طور که اشاره کردم، عنوان استادی فی‌نفسه مسئولیت‌آفرین است و واژه «برجسته» این وظیفه را دوچندان می‌کند. بنده این عنوان را صمیمانه به نمایندگی از همه استادان پرتلاش دانشکده دریافت کرده‌ام.

استاد دانشگاه پیش از هر چیز، الگوی رفتاری، اخلاقی و فکری دانشجو است. استادی که در تراز برجستگی قرار می‌گیرد، باید در رفتار، گفتار، کردار، منش دانشگاهی و تعهد به حل مسائل جامعه اسوه باشد. این عنوان به من گوشزد می‌کند که باید بیش از پیش مراقبت کنم تا عناوین ظاهری انسان را از رسالت اصلی‌اش بازندارد. همچنین وظیفه دارم به دانشجویانم بیاموزم که مسیر موفقیت علمی، اتوبانی هموار نیست؛ بلکه سرشار از موانع است و کلید غلبه بر این موانع، «تاب‌آوری» و پشتکار است. استعدادهای درخشانی در بدنه دانشجویی ما وجود دارند که اگر به‌درستی راهبری شوند، پاسخ‌گوی دشوارترین مسائل شهری خواهند بود. در کنار آنها، همکاران جوان ما با تسلط خیره‌کننده بر فناوری‌های GIS، سنجش از دور (RS) و هوش مصنوعی، نویدبخش آینده‌ای درخشان برای مرجعیت علمی این دانشکده هستند.

 

با توجه به تخصص جنابعالی در حوزه برنامه‌ریزی شهری، مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی کلان‌شهرهای کشور و مشخصاً کلان‌شهر اصفهان را چه می‌دانید؟

بسیاری از کلان‌شهرهای ما با چالش‌های ساختاری مشترکی همچون آلودگی هوا، گره‌های کور ترافیکی و پدیده گسترده مهاجرت روبه‌رو هستند. اما اگر بخواهیم منحصراً به اصفهان نگاه کنیم، با چالش‌هایی درهم‌تنیده مواجهیم که از گذشته تا امروز تداوم یافته‌اند.

در صدر مسائل اصفهان، بحران حیاتی «آب» و خشک‌شدن بستر زنده‌رود قرار دارد که پیامدهای زیست‌محیطی، فرونشست زمین و مسائل اجتماعی گسترده‌ای را دامن زده است. چالش دیگر، آلودگی ناشی از استقرار صنایع در شعاع نامناسب شهری است. اصفهان یک برند معتبر تاریخی، فرهنگی و بین‌المللی است؛ شایسته این جهان‌شهر نیست که نامش با بحران آب، فرونشست و آلودگی هوا تداعی شود. حل این چالش‌ها نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی کلان در قالب طرح‌های آمایشی کوتاه‌مدت و بلندمدت است تا جایگاه شایسته این کهن‌شهر بازیابی شود.

 

چگونه می‌توان شکاف سنتی میان نظریه‌های آکادمیک در دانشکده‌های جغرافیا و کاربست‌های اجرایی در مدیریت شهری را به حداقل رساند؟

راهکار اصلی در گرو تقویت عینی و ساختارمند «ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه» است. بیش از ۹۰ درصد پایان‌نامه‌ها و رساله‌های ما این پتانسیل را دارند که مستقیماً به مسائل کاربردی بپردازند؛ البته مباحث بنیادین نظری نیز ضرورت دارند تا قوام علمی رشته حفظ شود.

برای کاهش این فاصله، نیاز به یک گفتگوی دوسویه داریم. شهرداری‌ها و سازمان‌های متولی توسعه باید مسائل انباشته خود را روی میز پژوهش دانشگاه بگذارند و از سوی دیگر بپرسند که دانشگاه با رویکرد علمی چه تحلیلی از این پدیده‌ها دارد. دانش برنامه‌ریزی شهری ماهیتی کاملاً میان‌رشته‌ای دارد و می‌تواند میان تخصص‌های گوناگون اجماع ایجاد کند. وقتی پروژه‌های مشترک تعریف شود و یافته‌های رساله‌ها در تصمیم‌گیری‌های شوراها و شهرداری‌ها مبنا قرار گیرد، این شکاف به‌سرعت پر خواهد شد.

 

نقش رشته جغرافیا و علوم وابسته به آن در حل معضلات محیط‌زیستی و آمایش سرزمین چگونه باید بازتعریف شود تا اثربخشی ملموس‌تری داشته باشد؟

جغرافیا در طول تاریخ تعاریف متعددی را از سر گذرانده و پیوسته تکامل یافته است. اما جوهره اصلی این علم همواره دو بال دارد: «انسان» و «طبیعت». نقطه تلاقی و تعامل این دو در مفهومی بنیادین به نام «مکان» متبلور می‌شود. هنگامی که مکان مورد مطالعه قرار می‌گیرد، دانش آمایش و برنامه‌ریزی متولد می‌شود که وظیفه‌اش تبدیل پتانسیل‌های بالقوه محیط به فرصت‌های بالفعل زیستی است.

جغرافیا نقشه راه تعادل‌بخشی به سرزمین است؛ یعنی توزیع متوازن جمعیت، مکان‌یابی بهینه صنایع، پهنه‌بندی کاربری‌های کشاورزی و خدمات. البته حل این بحران‌ها به‌تنهایی از عهده یک رشته برنمی‌آید، بلکه جغرافیا با تکیه بر قابلیت مکان‌یابی و دید ترکیبی خود، بستر فضایی لازم را فراهم می‌سازد و سایر رشته‌ها در تکمیل این زنجیره نقش آفرین هستند.

 

با توجه به سال‌ها تدریس و تعامل با نسل‌های مختلف، از نظر شما ویژگی‌های یک دانش‌آموخته تراز علوم جغرافیایی در عصر حاضر چیست؟

جغرافیا علم مشاهده، تحلیل فضایی و پژوهش‌های میدانی است. یک دانشجوی تراز جغرافیا نباید خود را در حصار کلاس و حفظیات تئوریک محبوس کند. مبانی نظری زیربنای اندیشه است، اما دانشجو باید این تئوری‌ها را در کف خیابان، بافت‌های تاریخی، محلات ناکارآمد و پهنه‌های زیست‌محیطی مشاهده و ارزیابی کند.

همان‌طور که استاد بزرگ جغرافیای ایران، زنده‌یاد دکتر حسین شکوئی همواره تأکید می‌کردند، جغرافیادان همواره باید سه پرسش اساسی را فراروی خود قرار دهد: چه نوع جغرافیا وبرای جه زمانی وجهت کدام مردم دانشجوی امروز باید بداند چه می‌خواند، چرا می‌خواند و علمش قرار است به ارتقای کیفیت زندگی کدام گروه از مردم این سرزمین کمک کند.

 

فلسفه آموزشی شما در کلاس درس چیست و چگونه اشتیاق به پژوهش و تفکر انتقادی را در دانشجویان برمی‌انگیزید؟

بخش عمده‌ای از تدریس بنده در مقاطع مختلف به درس‌های مبانی، دیدگاه‌ها و مکاتب نظری برنامه‌ریزی شهری اختصاص دارد. تلاش من این است که دانشجویان صرفاً دریافت‌کننده غیرفعال نظریات نباشند، بلکه به عمق مفاهیم پی ببرند و «تفکر جغرافیایی» در ذهنشان شکل بگیرد.

ما در کلاس، پدیده‌های کالبدی، اجتماعی و زیست‌محیطی را در قالب روابط علت و معلولی بازخوانی می‌کنیم. وقتی دانشجو درمی‌یابد که هر پدیده فضایی علتی مشخص دارد و تغییر در یک مؤلفه چرخه‌ای از واکنش‌ها را ایجاد می‌کند، چراغ کنجکاوی و علاقه در ذهنش روشن می‌شود. از همین رهگذر است که تفکر نقادانه و میل به پژوهش واقعی در دانشجو شکوفا می‌گردد.

 

با نگاهی رو به آینده، مهم‌ترین مأموریت یا آرمانی که در دانشکده به دنبال تحقق آن هستید چیست؟

آرزو و هدف بلندمدت من این است که دانشکده علوم جغرافیا و گروه برنامه‌ریزی شهری دانشگاه اصفهان به معنای واقعی کلمه به «قطب علمی و کانون مرجعیت برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای کشور» بدل شود. رسالت ما این است که نهادهای قانون‌گذار و مدیریت کلان کشور، ما را بازوی مشورتی امین خود در حل بحران‌هایی چون زاینده‌رود، آلودگی هوا و نابسامانی‌های شهری بدانند و این مجموعه بتواند به‌عنوان یک الگوی موفق علمی در سطح دانشگاه‌های کشور بدرخشد.

در پایان، چه رهنمودی برای دانشجویان و پژوهشگران جوانی دارید که در آغاز راه علمی با دشواری‌ها روبه‌رو هستند؟

توصیه من به همه فرزندان و پویندگان دانش این است که مسیر علم هیچ‌گاه خطی و بدون زحمت نبوده و نیست. اصل اساسی، مشخص‌کردن یک هدف متعالی و پرهیز از بی‌تفاوتی است. «وارد گود شدن، نیمی از پیمودن راه است». از ناملایمات و سردی‌های این مسیر دلسرد نشوند، تاب‌آوری پیشه کنند و همواره به افقی فکر کنند که در آن می‌توانند عنصری اثرگذار و منشأ تحول مثبت برای میهن و جامعه خود باشند.

 (زندگینامه دکتر وارثی در یک نگاه):

  • زادگاه و دوره مقدماتی: متولد اصفهان و دانش‌آموخته دبیرستان «ابن‌سینا» در شهر اصفهان.
  • ورود به دانشگاه: سال ۱۳۶۲ با قبولی در رشته جغرافیا وارد دانشگاه اصفهان شد و پیوند علمی خود را با این رشته و این نهاد دانشگاهی آغاز کرد.
  • پیوستن به هیئت علمی: سال ۱۳۷۰ به‌صورت رسمی به کسوت هیئت علمی دانشگاه اصفهان درآمد.
  • اخذ درجه دکتری تخصصی: در سال ۱۳۷۹ موفق به دریافت مدرک دکتری شد.
  • افتخارات: برگزیده شدن به‌عنوان دانشجوی نمونه کشوری در مقطع دکتری و انتخاب چنددوره به‌عنوان مدرس  وپژوهشگر نمونه دانشگاه اصفهان طی بیش از سه‌دهه خدمت.
  • پاسداشت استادان پیشکسوت: تجلیل از بنیان‌گذاران و بزرگان گروه و دانشکده، از جمله زنده‌یاد دکتر سیروس شفقی (پدر جغرافیای شهری اصفهان و استاد راهنمای ایشان)، دکتر مجتهدی، دکتر قره‌نژاد، دکتر مهدی‌نژاد، دکتر حاج‌آقا محمدی، دکتر حسینی، دکتر ایران غازی، دکتر نویین، دکتر هدایت، دکتر غیور،دکتر کاویانی و دکتر رامشت.

 

تبسم فارسی مدان
خبرنگار :

تبسم فارسی مدان

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/08/11 06:04

دسترسی سریع

تنظیمات قالب

تنظیمات قالب

vazir
estedad
shabnam
sahel
کنتراست تیره
کنتراست روشن
کنتراست بالا
اشباع رنگی بالا
سیاه و سفید
اشباع رنگی کم
بدون فیلتر
کوررنگی سبز
کوررنگی قرمز
کوررنگی آبی
تک رنگ بینی