14آبان روز فرهنگ عمومي
فرهنگ تعيين كننده چگونگي تفكر و احساس اعضاي جامعه است. فرهنگ راهنماي اعمال انسانها و معرف جهان بينيهاي آنها در زندگي است.
\r\n
\r\n
\r\n
\r\n
«فرهنگ عمومي عبارت است از محموعه منسجم و نظام يافتهاي از اهداف، ارزشها، عقايد، باورها، رسوم و هنجارهاي مردم متعلق به يك جامعه بزرگ، قوم يا ملت»[1] بنابراين فرهنگ عمومي، شامل تمامي فعاليتهاي مبتني بر انديشه و عادت است كه در جهت برآوردن نيازهاي بشري بسته به انواع جوامع از نظر تاريخي، سياسي، اقتصادي، مذهبي، رفتارهاي عمومي مردم را شكل ميدهد. همه انسانهايي كه از گذشتههاي دور تا كنون در اقصي نقاط دنيا زندگي كردهاند؛ فرهنگ داشتهاند. پس فرهنگ يك پديده عام است و هيچ گروه يا فردي در جامعه انساني نميتوان يافت كه فرهنگ نداشته باشد؛ اما از آنجايي كه اقوام و جوامع مختلف به نحوه يكساني در برآوردن نيازهاي خود و برخوردشان براي رفع نيازها يكسان نبوده است، طبيعتاً فرهنگ خاص خود را ساخته و پرداختهاند و از اين رو است كه در جوامع مختلف، تنوع فرهنگي به چشم ميخورد. ليكن در يك جامعه بزرگ، قوم ياملت، بسياري از ارزشها، باورها، هنجارها، معيارها و الگوهاي رفتاري هستند كه گذشته از تكثر فرهنگي قوميتهاي مختلف جامعه، جنبه عام داشته، همگان آن را پذيرفتهاند و در يك كل اجتماعي از آن پيروي ميكنند. همين جنبههاي عام در يك جامعه بزرگ يا ملت را به عنوان «فرهنگ عمومي» آن جامعه ميتوان مورد مطالعه و بررسي قرار داد. شخصيت اجتماعي مردم يك جامعه در فرهنگ عمومي آن خلاصه ميشود و اهداف و كيفيت و مسير حركت به سوي تعالي با زوال و عقب افتادگي آن تحت تأثير فرهنگ عمومي است. لذا اهميت شناخت و بررسي فرهنگ عمومي براي ارتقاء و تحول آن در مسير رشد و توسعه، آشكار ميشود. بسياري از پژوهشگران براي واكاوي فرهنگ عمومي و اصلاح و برنامه ريزي آن ابتدا به بررسي دقيق آن از طريق كاركردهاي سطوح و لايههاي مختلف فرهنگ ميپردازند. زيرا فرهنگ از سطوح مختلفي مشتق شده است. برخي از اين مشتقات در يك نظام فرهنگي، پايهها و ريشههاي فرهنگ عمومي را ميسازند. اين بخش را لايه زيرين مجموعه مينامند كه ديگر سطوح و لايهها بر آن قرار دارند. ميتوان گفت كه جهان بينيها و شناخت شناسي در اين سطح قرار دارد كه ريشۀ بسياري از باورها، اعتقادات و ارزشها را به عنوان لايه بعدي فرهنگ تشكيل مي دهند. سطح بعد، آئينها، هنر و ادبيات است كه لايه بعدي را تشكيل ميدهند و بر پايه باورها، اعتقادات و ارزشهاي يك جامعه استوارند. لايه بعدي كه بيرونيترين و آشكارترين سطح است، هنجارها و الگوهاي رفتاري و معيارهاي اجتماعي در يك جامعه مورد مشاهده و بررسي است. يكي از جامعه شناسان به نام اولسون، فرهنگ را داراي چهار مؤلفه، هنجار، باور، ارزش و تكنولوژي ميداند. در هنجار به دنبال اين هستيم كه چه چيز در فرهنگ مردم وجود دارد و در ارزش به دنبال اين هستيم كه چه بايد باشد. در حقيقت نگرش آرماني به آنچه كه در فرهنگ عمومي انتظار داريم، ارزش است و در تكنولوژي، به چگونگي انجام امور توجه داريم.
[2]
\r\n
فرهنگ عمومي در كشور ايران
\r\n كشور ايران كه يك كشور اسلامي است و از دير باز داراي تمدن غني ايراني و ارزشهاي اصيل ميباشد، اهميت خاصي به مقوله فرهنگ و تعامل افراد با يكديگر نه تنها به عنوان اعضاي يك جامعه، بلكه به عنوان يك فرهنگ ويژه و شناخته شده جامعه اسلامي، ميدهد. فرهنگ عمومي در كشور ايران مبتني بر اصول و معارف اسلامي است. در دين مقدس اسلام غير از اينكه افراد به يك سلسله مباني فردي از نظر مسائل اخلاقي و فرهنگي معتقد هستند، يك سلسله قوانين و برنامههايي وجود دارد كه بر اساس روابط اجتماعي افراد را به يكديگر پايبند ميسازد. اما برنامنه ريزيهايي كه اسلام براي هر فرد دارد، جدا از برنامههايي نيست كه براي فرهنگ عمومي يك جامعه پيش بيني كرده است؛ به عنوان مثال وقتي اعتقاد به يك سلسله مباني فردي اخلاقي و فرهنگي مثل پاكي، درستي و حق گويي و بسياري ديگر اصول اوليه براي هر فرد در نظر گرفته ميشود، اين امر ميتواند ريشه و پايه برقراري روابط و مناسبات اجتماعي درستي را بنا نهد. بديهي است كه در چنين ديني، فرهنگ عمومي نيز بر پايه همزيستي، مودت، محبت، همكاري، همياري و كمك و دستگيري از يكديگر است. مهرورزي و عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي از محوري ترين اصول اسلام در فرهنگ عمومي جامعه است. در غرب وقتي فرهنگ عمومي تعريف ميشود، رفتارهاي عرفي مبنا قرار ميگيرد. اما در جامعه اسلامي ايران همانطور كه در بخش قبل سطوح مختلف فرهنگ را تشريح كرديم، الگوهاي رفتاري جامعه اسلامي منبعث از لايههاي زيرين است كه همانا انديشههاي ديني بر آن حاكمند. در جامعه ايران وقتي از دين صحبت ميشود، كليه سطوح يعني باورها، ارزشها، هنجارها، رفتار، عرف و شئون اجتماعي كه عناصر فرهنگ عمومي هستند، بر اساس تعاليم اسلامي شكل گرفتهاند. بنابراين اصليترين مسأله فرهنگ عمومي در ايران، كمال جويي است. و انديشههاي ديني كه وجه ارزشي دارند، بر رفتارها و مناسبات اجتماعي حاكم هستند.[3] فرهنگ درعين حال كه ثابت بوده، تغيير پذير نيز هست. بنابراين ميتوان برخي از بنيانهاي فرهنگ عمومي را كه مطابق دين مبين اسلام نيستند، طراحي كرد و تغيير داد. به منظور اصلاح و توسعه تكاملي فرهنگ عمومي كشور بايد سطوح و زيربناهاي فرهنگي و اصول بنياني رفتارهاي فرهنگي را شناخت و زير بناها و ارزشهاي نامطلوب غيراسلامي را حذف كرد. به منظور ايجاد تغييرات مطلوب در فرهنگ عمومي جامعه ايران توجه به ابعاد سه گانه ارزشها، حوزه قوانين و ضوابط و حوزه اجراي قوانين در سطح جامعه ضروري است. در ايران اسلامي به دليل حاكميت ارزشهاي اسلام، رعايت عدالت اجتماعي و توجه به معنويات در پيشرفت و توسعه مادي جامعه و ترويج روحيه جمع گرايي و اعتقاد به اينكه دستيابي به حد اكثر منافع شخصي از طريق حداكثر شدن منافع جمعي امكان پذير است، از اولويتهاي اصلاح فرهنگ عمومي است. ارائه الگو به جامعه در انديشه و رفتار مردم، گام مؤثر ديگري در حاكميت معيارهاي اسلامي در فرهنگ عمومي است. در حوزه قوانين، بايد قوانين و مقرراتي در سطوح خرد و كلان وضع شوند كه با اصول اسلامي و فطرت انسانها هماهنگ باشد. از سوي ديگر پرورش ذهنيت جامعه و ارائه اطلاعات مناسب به مردم ميتواند صفات اسلامي را در فرهنگ عمومي كشور احيا نمايد. اعتقاد و عمل نمودن گروههاي مرجع و پايه در جامعه به مصاديق فرهنگ اسلامي ميتواند از جمله مهمترين ابزارهاي شيوع فرهنگ صحيح اسلامي و الگوهاي رفتار اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باشد. در بخش قوانين تبادل فرهنگي با جوامع ديگر و دريافت جنبههاي مثبت فرهنگ ديگران به تقويت و غناي فرهنگ عمومي كمك شاياني ميكند. تقويت فرهنگ عمومي در حوزه قوانين و ضوابط منحصر به امور اخلاقي و معنوي نيست و در ابعاد سخت افزاري هم با اهميت است؛ به عنوان مثال معماري و همينطور ابزار حمل و نقل و يا محيطهاي عمومي كه افراد با آن هر روز سر و كار دارند، بايد بر اساس اصول اسلامي طراحي گردند. در حوزه اجراي قوانين نيز بايد همه افراد از اصول سياستهاي فرهنگي نظام و امور شرعي و ملي به عنوان ملاكهاي اساسي، توجه و عنايت كافي داشته باشند.
در پايان اساسيترين نكته آن است كه براي اجراي قوانين اسلامي در فرهنگ عمومي كشور و بازسازي و اصلاح فرهنگ عمومي، دولت بايد بيش از آنكه خود را متولي فرهنگ مردم و هدايت فرهنگي آنان بداند، خود را متولي تهيه امكانات و زير ساختها، به ويژه ساختها و ابزار لازم براي توليد و ابداع و اجراي اصول و ارزشهاي اسلامي در فرهنگ عمومي و اشاعه آن در ميان مردم بداند.[4]
\r\n
\r\n
[1] .فردرو، محسن و ديگران؛ جامعه و فرهنگ (مجموعه مقالات) تهران، آرون، چاپ اول 1380 ص 124 تا ص 170.
\r\n[2] . مرعشي، سيد جعفر و ديگران پيرامون فرهنگ عمومي كشور، تهران، سازمان مديريت صنعتي، چاپ اول، 1376، ص 59 تا ص 62 و ص 71 تا ص 73.
\r\n[3] . عبداللهي، محمد با قانون گرايي و فرهنگ عمومي [ويژه گرد همايي قانون گرايي و فرهنگ عمومي] تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1378، ص 39 تا ص 48 و ص 93 تا 100.
\r\n[4] . عضدانلو،حميد، آشنايي با مفاهيم اساسي جامعه شناسي، تهران، نشر ني، چاپ دوم 1386، ص 446 و ص 447.
سمانه خالدي
\r\n



