روابط عمومی

iran flag اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
امروز : 09 مهر 1405
  • تاریخ انتشار : 1405/07/07 - 09:56
  • تعداد بازدید : 210
  • زمان مطالعه : 12 دقیقه
مصاحبه با استاد الهام بخش

از سنگرهای ایثار تا کرسی استادی؛ روایتی الهام‌بخش از اراده، روش‌شناسی و عشق به دانشجو در گفت‌وگو با دکتر منصور توکلی

در مسیر علم و معرفت، محدودیت‌های ظاهری نه تنها سد راه انسان‌های بااراده نیستند، بلکه گاهی به انگیزه‌ای مضاعف برای پرواز به قله‌های دانش بدل می‌شوند. دکتر منصور توکلی، استادتمام گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه اصفهان، از زمره چهره‌های برجسته و ماندگاری است که در سال‌های حماسه و ایثار با فداکاری در خطوط مقدم دفاع مقدس، بینایی هر دو چشم خود را تقدیم میهن ساخت، اما نگاه نافذ و همت والای او در سنگر علم تجلی یافت.

دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان

 

 به گزارش پایگاه خبری دانشگاه، ایشان با تکیه بر نظم، تلاش شبانه‌روزی، روش‌شناسی دقیق علمی و توسل، مسیر رشد علمی را از نو پیمود و امروز به‌عنوان «استاد الهام‌بخش» شناخته می‌شود.

 این گفت‌وگو مجالی است برای شنیدن ناگفته‌هایی از زندگی علمی، خاطرات دانشجویی، فلسفه زیستی و آموزه‌های تربیتی این استاد گران‌قدر.

مشروح گفت‌وگو:

۱. استاد گرامی، اگر بخواهید خودتان را برای دانشجویانی که هنوز پای درس شما ننشسته‌اند معرفی کنید، این روایت را از کجا آغاز می‌کنید؟

من معمولاً در نخستین جلسه هر ترم، آیین معارفه با دانشجویان دارم. هرچند دانشجویان دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری به سبب سابقه آموزشی یا مقالات علمی، آشنایی پیشینی با بنده دارند، اما من همیشه مشتاقم از نقطه‌ای آغاز کنم که هویت واقعی‌ام از آنجا شکل گرفت.

خودم را نه صرفاً یک عضو هیئت‌علمی، بلکه به‌عنوان یک رزمنده دفاع مقدس معرفی می‌کنم؛ فردی که در سن ۲۱-۲۲ سالگی و در دوران بزرگسالی بر اثر ترکش و جراحات جنگ تحمیلی، بینایی هر دو چشمش را از دست داد. برایشان توضیح می‌دهم که در زمان جانبازی تنها یک مدرک دیپلم داشتم، اما پشت رسیدن به کرسی استادی امروز، تاریخی عجیب از مبارزه، اراده و لطف الهی نهفته است. من خود را جانبازی معرفی می‌کنم که محدودیت نتوانست او را متوقف کند و از همان جلسه نخست، با ارائه دقیق سرفصل‌ها و انتظارات کلاسی، به دانشجویان نشان می‌دهم که چگونه می‌توان با انضباط و برنامه بر هر چالشی فائق آمد.

 

۲. پس از رخداد این جانبازی و تغییر کامل مسیر زندگی‌تان، چه عواملی شما را به ادامه تحصیل و مشخصاً حوزه زبان‌های خارجی علاقه‌مند کرد؟

پس از جراحت و برای مداوا، در سال ۱۳۶۱ به کشور آلمان اعزام شدم. متأسفانه عصب بینایی آسیب جدی دیده بود و پزشکان اعلام کردند امکان بازگشت بینایی وجود ندارد. در آن مقطع یک تصمیم حیاتی پیش رویم قرار داشت؛ من تا ۲۲ سالگی دنیا را دیده بودم و اکنون باید بافت اجتماعی و حضورم را در جامعه حفظ می‌کردم. با وجود اینکه از نظر شرایط جانبازی امکان استفاده از امتیازات و سرمایه‌گذاری‌های مادی دیگر فراهم بود، اما باور قلبی‌ام این بود که بهترین و ماندگارترین مسیر برای من، سنگر تعلیم، تربیت و آموزش است.

در مدت یک سالی که در آلمان بودم، با مرکزی فرهنگی که یادگار شهید دکتر بهشتی بود آشنا شدم. تسلط ایشان به زبان‌های آلمانی و انگلیسی و تأثیرگذاری فرهنگی‌شان انگیزه عمیقی در جان من انداخت. همچنین می‌دیدم دانشجویانی که به زبان مسلط هستند چقدر خوب و منطقی می‌توانند گفت‌وگو و تبادل نظر کنند. تصمیم گرفتم زبان بیاموزم تا هم خودم رشد کنم و هم در حوزه آگاهی‌بخشی و رساندن پیام حق مؤثر باشم. پس از بازگشت به کشور، با وجود سختی‌های بسیار، در کنار دانش‌آموزان و نوجوانان دهه ۶۰ در کلاس‌های کنکور و مؤسسات زبان نشستم. سال ۱۳۶۶ در دانشگاه اصفهان در رشته زبان پذیرفته شدم. هدف اولیه‌ام تدریس در آموزش‌وپرورش بود، اما هرچه پیش‌تر رفتم، پیشرفت تحصیلی شوق و انگیزه‌ام را صدچندان کرد؛ به‌طوری‌که تصمیم گرفتم همین مسیر آموزش زبان را تا بالاترین مدارج علمی ادامه دهم. در آن زمان دسترسی به منابع برای یک فرد روشندل بسیار دشوار بود، نه نرم‌افزارهای امروزی وجود داشت و نه امکانات دیجیتال؛ پیدا کردن حتی یک واژه یا مقاله برای پایان‌نامه ماه‌ها ریاضت می‌طلبید.

 

۳. از سال‌های دانشجویی و آغاز مسیر دانشگاهی، چه خاطره یا تجربه‌ای در شکل‌گیری نگاه حرفه‌ای‌تان بیش از همه تأثیرگذار بود؟

دوران دانشجویی کارشناسی در دانشگاه اصفهان، آمیزه‌ای از انگیزه و درس‌آموزی بود. تشویق اساتیدی چون مرحوم دکتر افقری و دکتر تحریریان همیشه قوت قلب بزرگی برایم بود. یادم هست مرحوم دکتر افقری به من می‌گفتند: «توکل داشته باش؛ ما دانشجویان نابینای بسیار موفقی داشته‌ایم.» روزی در کلاس مشغول تمرین الگوهای زبانی آینده بودیم و ایشان رو به جمع گفتند: «روزی خواهد رسید که آقای توکلی خود استاد دانشگاه می‌شود.» این نگاه مثبت، روحیه مرا دگرگون می‌کرد. اشتیاقم به‌قدری بود که اگر کلاس ساعت ۸ صبح بود، من ساعت ۷:۳۰ با ضبط‌صوت در کلاس نشسته بودم و فضا را آماده می‌کردم.

البته در کنار این بزرگان، متأسفانه برخی اساتید هم بودند که به توانایی یک نابینا باور نداشتند و می‌گفتند: «نمی‌توانی.» اما همان برخوردها نیز به عزم من قوت می‌بخشید. وقتی بلافاصله پس از دوره کارشناسی، در کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم، همان اساتید متعجب شدند و به تلاش بنده اذعان کردند. یادم هست در نخستین امتحان زبان، بین ۴۰ دانشجو نمره ۱۹ گرفتم، زیرا با پشتکار قبلی خودم را آماده کرده بودم. همه این تجربیات از رفتارهای انگیزه‌بخش تا برخوردهای مأیوس‌کننده برای من درسی شد تا بیاموزم وقتی خودم استاد شدم، چگونه با رفتار و امیدآفرینی، شوق یادگیری را در دانشجو زنده نگه دارم.

 

۴. حضور سر کلاس و مدیریت فضای آموزشی بدون بینایی نیازمند مهارتی ویژه است؛ این فرآیند را در آغاز راه چگونه مدیریت کردید؟

من به تدریس صرفاً به عنوان یک انتقال شفاهی نگاه نمی‌کنم، بلکه معتقدم معلم باید الگوی عملی کلاس باشد. نابینایی نباید مانع تسلط استاد بر محیط شود. پیش از شروع هر ترم یا برگزاری کلاس، همراه با دوستان یا همکاران به کلاس می‌روم و ساختار فیزیکی فضا را شناسایی می‌کنم؛ جایگاه پنجره‌ها، تریبون، محل نشستن دانشجویان و جهت درهای ورودی را کاملاً در ذهن ترسیم می‌کنم.

در دوران تدریس دروس زبان‌شناسی دوره کارشناسی، با وجود عدم بینایی، ساختارها و نمودارهای درختی را با گچ روی تخته رسم می‌کردم؛ به‌گونه‌ای که دانشجویان می‌گفتند اگر رفتارهای خاص جابه‌جایی وسایل نباشد، اصلاً حس نمی‌شود استاد نابیناست. البته تجربه ۲۲ سال دیدن در دوران جوانی کمک شایانی کرد؛ چراکه من چهره‌ها، رنگ‌ها، تناسبات فیزیکی و نشانه‌ها را در حافظه تصویری خود داشتم و از آن تصاویر ذهنی در مدیریت کلاس و تدریس بهره می‌برم.

 

۵. خاطره‌ای از همراهی دانشجویان آن دوران و چالش‌های شخصی که با آن مواجه بودید به یاد دارید؟

ما در دوره کارشناسی حلقه علمی صمیمانه‌ای داشتیم. ظهرها در فضای سبز دانشگاه می‌نشستیم، به نقد و تحلیل درس‌های ادبیات می‌پرداختیم و متن‌ها را می‌خواندیم. تیمی از دانشجویان کوشا تشکیل داده بودیم که بعدها بسیاری از آنان، نظیر خانم دکتر اکبری، به درجات بالای علمی رسیدند. من در همان دوران پس از بازگشت از آلمان ازدواج کرده بودم و مسئولیت خانواده را نیز بر دوش داشتم، اما شب‌ها همراه با دوستان دانشجو ساعت‌ها به مباحثه می‌نشستیم.

خاطرات تلخ و شیرین بسیاری از سختی‌های تردد دارم؛ روزهای بارانی که هنوز پل‌های هوایی و امکانات امروزی در ورودی دانشگاه نبود. خاطرم هست یک‌بار در هوای بارانی و با کیف و عصا در دست، برای رسیدن به‌موقع به کلاس در چاله‌ای پر از آب افتادم و تمام لباسم خیس شد و ناچار به بازگشت به خانه شدم. با وجود تمام این مشقت‌ها، انگیزه و هدفم برای رسیدن به مدارج عالی علمی لحظه‌ای کمرنگ نشد.

 

۶. تحصیل در دوره کارشناسی ارشد و دکتری و رویارویی با استادان مختلف چه افق‌های جدیدی پیش روی شما گشود؟

با توصیه اساتید بزرگی همچون آقای دکتر افقری که معتقد بودند امکانات پایتخت غنی‌تر است، برای دوره کارشناسی ارشد راهی دانشگاه تربیت مدرس تهران شدم. آن دوره نظام آموزشی بسیار فشرده‌ای داشت و ما بیش از ۵۰ واحد درسی را در دانشگاه‌های تربیت مدرس، علامه طباطبایی و خوارزمی گذراندیم. ارتباط با اساتید برجسته‌ای چون استاد دکتر علی‌محمد حق‌شناس و دیگر بزرگان زبان‌شناسی به من نشان داد که شور و هیجان علمی استاد چگونه می‌تواند تمام کلاس را به وجد آورد.

البته در آن فضا نیز با تنوعی از اخلاق‌ها مواجه می‌شدیم؛ اساتیدی بسیار باسواد که گاه با تندخویی یا تحقیر، رمق دانشجو را می‌گرفتند و اساتیدی که ادب و علم را درآمیخته بودند. مشاهده این تفاوت‌ها در من این باور را نهادینه کرد که دانش تخصصی هرگز نباید از اخلاق، نرم‌خویی و احترام به شأن دانشجو جدا شود.

 

۷. حضور در سال‌های دفاع مقدس چه تأثیری بر فلسفه زیستی، اخلاق حرفه‌ای و روحیه تاب‌آوری شما بر جای گذاشت؟

حضور در خطوط مقدم دفاع مقدس بزرگ‌ترین دانشگاه زندگی من بود. در میان آتش، گرد و غبار و انفجار، انسان فداکاری و ایثار ناب را با تمام وجود لمس می‌کرد. فرماندهان والامقامی را دیدیم که در اوج عاطفه و دلبستگی به خانواده و وطن، بدون ذره‌ای تردید برای اهداف متعالی ایستادگی می‌کردند.

آنجا زیستن با معنایی فراتر از دنیا را آموختیم؛ روحیه‌ای که در آن، کار و تلاش برای اعتلای جامعه به‌گونه‌ای است که گویی مرگ هرگز در کار نیست، اما در همان حال تعلقات مادی به حداقل می‌رسد. من این روحیه «سخت‌کوشی در عین توکل» را مستقیماً از جبهه وام گرفتم. همین باور مبنای کار دانشگاهی‌ام شد؛ اگر پژوهش می‌کنی، اگر در کلاس حاضر می‌شوی یا برای گره‌گشایی از کار دانشجو وقت می‌گذاری، باید هدف نخست، رضایت خالق باشد. وقتی جهت‌گیری کار رضای پروردگار باشد، برکت و رضایت خلق نیز به‌دنبال آن خواهد آمد.

 

۸. در تدریس، اولویت اصلی شما چیست و به چه عناصری بیش از همه بها می‌دهید؟

اولین اصل برای یک استاد، آمادگی علمی و روش‌شناسی (متدولوژی) است. استاد باید قبل از ورود به کلاس، مسلط و مجهز باشد. من هنوز هم پس از سال‌ها تدریس و پژوهش، اگر کلاسی مانند روش تحقیق یا فلسفه علم داشته باشم، بارها و بارها اسلایدها و مباحث را مرور و بازبینی می‌کنم تا با دست پر وارد شوم.

دومین نکته، «روش‌شناسی در اداره کلاس» است. استاد نباید کلاس را به امان تکرار و عادت بسپارد؛ بلکه باید بداند کجا از روش قیاسی استفاده کند، کجا استقرایی پیش برود، چه زمانی با طرح یک سؤال کلیدی دانشجو را درگیر کند و به چه شکلی مشارکت فعال ایجاد نماید. در کنار این‌ها، شور و اشتیاق قلبی نسبت به مبحث الزامی است؛ اگر استاد با تمام وجود عاشق درسی باشد که ارائه می‌دهد، این انرژی بی‌درنگ به دانشجویان سرایت می‌کند.

 

۹. شما از سوی رئیس دانشکده، به‌عنوان «استاد الهام‌بخش» معرفی شده‌اید. دلیل این نگاه و پذیرش را در چه می‌بینید؟

شاید مهم‌ترین عامل الهام‌بخشی، «الگوی عملی بودن» باشد. اگر استاد به دانشجو بگوید منظم باش، تکالیف را به‌موقع انجام بده و تلاش کن، اما خودش در عمل، حضور به‌موقع و تعهد نسبت به سرفصل‌ها را نشان ندهد، کلامش اثری نخواهد داشت. وقتی دانشجو مشاهده می‌کند طرح درس استاد، نحوه ارائه و رفتارش در کلاس کاملاً بر یکدیگر منطبق است، او را به عنوان نمونه‌ای ملموس می‌پذیرد.

علاوه بر این، رفتار توأم با کرامت، مدارا با کاستی‌های دانشجو و پرهیز از خرد کردن شخصیت او حتی هنگام تصحیح اشتباهات زبانی، باعث می‌شود محیطی امن و مشوق برای رشد شکل بگیرد.

 

۱۰. اگر بخواهید به یک تغییر کلیدی و امیدبخش در فضای آموزشی دانشکده زبان‌ها اشاره کنید، بر چه حوزه‌ای تأکید دارید؟

آنچه در حال حاضر جای خالی آن تا حدی احساس می‌شود و نیاز به تحول دارد، «ارتباطات صمیمانه، علمی و عاطفی میان اساتید» است. ما نیازمند گفت‌وگوهای میان‌رشته‌ای، سمینارهای داخلی مستمر، نشست‌های علمی مشترک و تبادل اندیشه با همکاران و استادان پیشکسوت و بازنشسته هستیم. دیوارهای فاصله‌گذار باید جای خود را به پیوندهای قوی علمی و همدلی‌های برادرانه بدهند؛ زیرا نشاط علمی در فضای گفت‌وگوی مداوم شکل می‌گیرد.

 

۱۱. در طول بیش از سه دهه خدمت در دانشگاه، چه دستاوردی بیش از همه به شما حس رضایت و مفید بودن بخشیده است؟

بی‌تردید «وقت گذاشتن برای دانشجو». من بیشترین حس سرزندگی و رضایت درونی را زمانی به دست می‌آورم که ساعت‌ها در اتاق کارم می‌نشینم و برای راهنمایی، پاسخ به پرسش‌ها و رفع دغدغه‌های دانشجویان وقت اختصاص می‌دهم. این موضوع حتی مورد توجه مسئولان نظارت آموزشی دانشگاه نیز قرار گرفت که دیدند اتاق کار همیشه مملو از دانشجویان مشتاق است. برکت واقعی عمر و تدریس دانشگاهی، در همین وقتی نهفته است که بی‌دریغ صرف رشد جوانان این مرزوبوم می‌شود.

 

۱۲. کارنامه پژوهشی شما گواه فعالیت‌های گسترده‌ای است؛ مختصری از آثار علمی، مقالات و کتاب‌هایتان بفرمایید.

رشته ما آموزش زبان انگلیسی و زبان‌شناسی کاربردی است که مقالات آن نیازمند پژوهش‌های دقیق میدانی و تحلیلی است. در طول این سال‌ها مقالات متعددی در پایگاه‌های معتبر بین‌المللی (ISI) و نشریات علمی-پژوهشی ملی، چه به‌صورت انفرادی و چه در همکاری مشترک با دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به چاپ رسانده‌ام. همچنین در زمینه تألیف و ترجمه کتب دانشگاهی، کتاب‌هایی به‌صورت فردی و مشترک در انتشارات دانشگاهی داخلی و همچنین ناشران معتبر بین‌المللی به جامعه علمی عرضه کرده‌ام که حاصل سال‌ها تجربه عملی و تدریس است. همین مسیر پرتلاش سبب شد تا با عنایت پروردگار در بازه زمانی حدود ۱۸ سال به مرتبه استادی (استاد تمامی) نائل شوم.

 

۱۳. و به‌عنوان سخن پایانی، چه رهنمودی برای دانشجویان و نسل جوان دانشگاهی دارید؟

من مسیر موفقیت را در یک مثلث طلایی خلاصه می‌کنم: «توکل به خداوند»، «تلاش و نظم بی‌وقفه» و «توسل به اهل‌بیت (ع)». این آموزه‌ها زاییده فرهنگ اصیل دفاع مقدس است؛ معنویتی که گره‌ها را می‌گشاید و حرکت را هموار می‌سازد.

به دانشجویان عزیزم توصیه می‌کنم انگیزه اصلی خود را خدمت خالصانه به کشور و ارتقای علم قرار دهند و هرگز از سختی‌ها نهراسند. همان‌طور که ما برای هدایت و موفقیت آنان وقت گذاشتیم، آنان نیز در آینده استادانی شوند که بدون چشم‌داشت، تمام توان و وقت خویش را نثار دانش‌پژوهان و آینده‌سازان ایران اسلامی کنند.

 

تبسم فارسی مدان
خبرنگار :

تبسم فارسی مدان

تصاویر

دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان دکتر منصور توکلی استاد دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/07/07 09:56

دسترسی سریع

تنظیمات قالب

تنظیمات قالب

vazir
estedad
shabnam
sahel
کنتراست تیره
کنتراست روشن
کنتراست بالا
اشباع رنگی بالا
سیاه و سفید
اشباع رنگی کم
بدون فیلتر
کوررنگی سبز
کوررنگی قرمز
کوررنگی آبی
تک رنگ بینی