برگزاري مراسم افتتاحيه دومين همايش مكتب فلسفي اصفهان
مراسم افتتاحيه دومين همايش مكتب فلسفي اسلام با حضور فيلسوفان و انديشمندان فرهيخته از سراسر كشور ، روز سه شنبه 17 اسفند ماه سال جاري در سالن همايش هاي پيامبر اعظم (ص) دانشگاه اصفهان برگزار شد.
مراسم افتتاحيه دومين همايش مكتب فلسفي اسلام با حضور فيلسوفان و انديشمندان فرهيخته از سراسر كشور ، روز سه شنبه 17 اسفند ماه سال جاري در سالن همايش هاي پيامبر اعظم (ص) دانشگاه اصفهان برگزار شد.
به گزارش وب سايت خبري uinews دكتر علي كرباسي زاده دبير علمي دومين همايش مكتب فلسفي اسلام اظهار داشت: پس از برگزاري موفق نخستين همايش مكتب فلسفي اصفهان به لطف خداوند و همت طالبان حكمت و فلسفه، امروز دومين همايش مكتب فلسفي اصفهان با تمركز بر معرفي و احياي ميراث و مواريث حكمي و عرفاني دارالعلم اصفهان و با مشاركت علما و دانشمندان ايران اسلامي و با همكاري و مشاركت خانه حكمت اصفهان،موسسه علمي و پژوهشي حكمت و فلسفه ايران،دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان،شهرداري و شوراي شهر اصفهان،صدا و سيماي مركز اصفهان در دانشگاه اصفهان برگزار مي شود.وي تعداد مقالات ارسالي به اين همايش را 70 مقاله اعلام نمود كه نيمي از مقالات خارج از اصفهان به دبيرخانه همايش ارسال شده اند.
گفتني است در اين همايش 23 جلد كتاب از آثار حكماي بزرگ مكتب فلسفي اصفهان رونمايي شدند و مورد استقبال حضار قرار گرفتند.
همچنين پروفسور هانري كربن استاد تمام دانشگاه سوربن،مهندس رضا اميني رئيس شوراي اسلامي شهر اصفهان،دكتر مهدي محقق رئيس انجمن آثار و مفاخر ايران،دكتر غلامرضا اعواني استاد تمام دانشگاه شهيد بهشتي،دكتر حسين كلباسي استاد تمام دانشگاه علامه طباطبايي و آيت اله مصطفوي استاد دانشگاه امام صادق در خصوص مكتب فلسفي اصفهان به ايراد سخن پرداختند.
شايان ذكر است در اين مراسم پيام مر جع عاليقدرحضرت آيةاللّه العظمىٜ مظاهري«مدظلّهالعالي» به شرح زير قرائت شد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
اينك كه به لطف وعنايت الهي، دومين همايش مكتب فلسفي اصفهان، برگزار ميگردد، ضمن تشكّر از اهتمام مسئولان و دستاندركاران اين همايش و شما شركتكنندگان در اين رويداد علمي و فرهنگي، فرصت را براي بيان شش نكتۀ ضروري غنيمت ميشمارم:
نكتۀ نخست، تأكيد بر اهميّت و جايگاه برجستۀ مكتب حكمي و فلسفي اصفهان است. اين مكتب تأثير گذار واجد جنبهها و ابعاد بسيار مهمّي است كه در ميانۀ آن بر دو ويژگي، بايد انگشت تأكيد نهاد:
اول: آميختگي اين مكتب با تعاليم و آموزههاي ديني و مشروب گشتن روحِ غالب آن از كتاب و سنّت.
و دوم: زايش و پرورش جريانهاي فلسفي درخشان در دل خود، از حكمت يمانيِ ميرداماد گرفته تا حكمت ايماني شيخ بهايي و حكمت تطبيقي ميرفندرسكي و حكمت تنزيهي ملّارجبعلي تبريزي و درخشانتر از همه حكمت متعاليۀ صدرايي«قدّساللهتعالي اسرارهم و اعليالله سبحانه كلمتهم».
اين حكمت معنوي، تفكّري است كه هم ناظر به صلاح و سداد عقلاني انسان و هم به دنبال اصلاح و آباداني معنوي اوست. در اين حكمت معنوي، هم مزرع انديشه، از خطا و خطر، هرس ميگردد و آدمي از درافتادن در ورطههاي هولناك خطاي ذهن و خطرات درغلتيدن در اوهام شكننده، مصون ميشود و هم نهال حقيقت و حقيقتطلبي در پهن دشت ذهن و ضمير انسان، غرس ميگردد و بدين وسيله اين مزرع، سبز و مصفّا و خرّم ميشود. بنابراين تعبير استعاري «فلسفۀ سفر» - كه اسفار اربعۀ صدرالمتألّهين، شرح و بسط و تبيين عالمانه و عارفانۀ آن است- در حقِّ اين مكتب فلسفي، بيجا و ربط نخواهد بود.
نكتۀ دوم: اين ظرفيّت وسيع و پر فايدۀ مكتب فلسفي اصفهان، بايد به بهترين وجه مورد بهرهبرداري قرار گيرد و مسلّم است كه از اين جهت بايد همواره و دائماً در مسير تحوّل و پويايي و مآلاً رشد و ارتقاء قرار داشته باشد.
اهميّت و كارآمدي يك مكتب فلسفي پويا، به ميزان توانايي در گرهگشايي از معضلات فكري انسان و پاسخگويي به سؤالات عرضه شده بدان است. اين سؤالات نه فقط سؤالات رايج كهن در فلسفه كه سؤالات زمانه و اهل زمانه است، و بدين سبب يك مكتب فلسفي توانمند بايد از قدرت مواجهۀ جدّي و آگاهانه با چالشهاي نوين و فهم و هضم نقدها و نظرها در درون خود، به خوبي برخوردار باشد. پاسخ سؤالات كهن ديروز، البتّه در جاي خود ارزشمند است و فراگيري آن براي فلسفهخوانان لازم مينمايد، ولي پر واضح است كه طراوت و توانايي يك مكتب فلسفي را عمدتاً، پاسخگويي و گرهگشايي از پرسشهاي علميِ نو پديدِ هر زمان، مشخص ميسازد.
بشر امروز و دنياي معاصر، درگير سؤالات خطير انديشهسوزي است كه گسترۀ وسيع، متكثّر و متنوّعي از مسائل عقيدتي و بنياني گرفته تا اخلاق و فلسفۀ اخلاق و فلسفۀ سياسي و حقوق بشر و محيطزيست و دهها و صدها مسئلۀ ديگر از اين دست، را
شامل ميشود كه همۀ آنها انسان اين زمانه را دچار دغدغههاي بنيان برافكن نظري ورنجهاي بيشمار عملي ساخته است و پاسخگويي به اين پرسشهاي سنگين و خطير، جُز با تسلّط و مسلّح بودن به سلاح فلسفه و حكمت، امكانپذير نيست و اگر يك دستگاه حكمي و فلسفي، توان حلّ بنيانهاي اين سؤالات را نداشته باشد، خود به خود از صحنۀ مقبوليّت علمي خارج خواهد شد.
مكتب فلسفي اصفهان به عنوان حكمت معنوي تشيّع با تكيه بر بنيانهاي متين و محكم علمي و قرآني، از آنرو كه واجد ابعاد و جنبههاي تمدّني و مدني است، همچنان يك جريان علمي و حكمي زنده به شمار ميرود و دليل آن هم، تشكيل و استمرار چنين همايشي با حضور و مساهمت و مشاركت چهرههاي برجستۀ حكمت و اصحاب گرامي فكر و فلسفه در معهد علميِ با اهميّتي، همچون دانشگاه اصفهان است.
بنابراين بايد به همّت علمي شما بزرگواران و تفكّر تحوّلآفرين شما، از ظرفيّتهاي اين مكتب فكري و فلسفي براي پاسخگويي به پرسشها و سؤالات اين زمان، بهرهبرداري و استفادۀ لازم به عمل آيد. اين البته در گرو پيشرفت در مباحثات نظري و گفتگوهاي انتقادي و در يك كلمه، در گرو «توليد علم» است.
فلسفه و هر دستگاه فلسفي و حكمي مانند ساير علوم و دستگاههاي علمي، به تدريج، مسير تكامل را طي ميكند و هرگاه در اين مسير، بايستد، طبعاً به افول و حضيض خواهد رفت و توانمندي خود در گرهگشايي از پرسشهاي نوين و تازه پديد را از دست خواهد داد. فلسفه به معناي تفكّر است و تفكّر هرگز نميميرد، اگرچه فراز و نشيب را تجربه ميكند.
نكتۀ سوم: مكتب فلسفي اصفهان، يكي از تجلّيگاههاي روشنِ خدمات متقابل دين و فلسفه است. اين مكتب و جريانهاي زاييده شده از بطن آن نشان ميدهد كه از سويي ما همواره در تبيين و دفاع از دين و بنيانهاي اعتقادي، به فلسفه و حكمت، نيازمنديم و هركس اين احتياج را انكار كند، يا دفاع از زيربناها و اُسس دين را به درستي نميشناسد و يا اصل موضوع اين دفاع در قبال مخالفان و معاندان را چندان با اهميّت نميداند؛ و از سوي ديگر مكتب اصفهان و فرزندان و فرآوردههاي فكري آن نشان داد كه دين نيز هم در جهتدهي و الهامبخشي به فيلسوف و حكيم تأثيرگذار است و به حركت علمي و نظري او سمتوسو ميبخشد، و هم در روند تصحيح ذهن و رفع و دفع اشتباهات او نقش مهمّي را ايفاء مينمايد.
نكتۀ چهارم: به دنبال نكتۀ پيشين و تأكيد بر خدمات متقابل بين دين و فلسفه، بر اين نكته نيز بايد انگشت تأكيد نهاده شود كه ديني دانستن يك دستگاه فلسفي، هيچگاه بدين معنا نخواهد بود كه در مقابل هر تحوّل نوپديدي كه در علوم بشري و دستاوردهاي تلاش نظري و علمي روزگار رخ ميدهد، موضع منفي و مخالفت اتّخاذ گردد و همه و تماميّت آن يكسره مردود شمرده شود و با يك حالت انفعال هراسآميز و ستيزهجويانه با آن برخورد شود، بلكه بايد آن تحوّلات را همراه با سعۀ صدر نظري و روحيۀ علمي، مورد توجّه و تأمّل و نقد و بررسي قرارداد و از تمام مزايا و حقايق و مثبتات آن، به نفع تحكيم دين و فلسفه و تعميق افكار و ارزشها بهرهبرداري نمود.
نكتۀ پنجم: فلسفه و مكتبهاي حكمي، همواره با مواجهات قشريگرايانه و ظاهربينانه نيز دست و پنجه نرم كرده است. در همين عرصۀ علمي اصفهان از دورۀ ابنسينا و شاگردانش در يكهزار سال پيش تا عصر ميرداماد و ميرفندرسكي و شيخ بهاييتا زمانۀ صدرالمتألهين و ديگر حكيمانِ سرافرازِ فكورِ با ايمانِ اين سرزمين«قدساللهتعاليارواحهم» و تا به امروز مشكلاتي از اين دست فراوان بوده است، ولي با وجود همۀ اين مضايق، تحوّلات بنيادين در ارتباط ميان فلسفه و دين نيز رخ داده است كه بايد براي همۀ ما درسآموز و عبرتانگيز باشد.
كساني هم كه شعار «تبّت يدا فلسفه» سر ميدهند و همواره از ديرباز تا به امروز در فضاهاي علمي حضور داشتهاند و معتقد بودهاند كه: «لاتكون اقاويلها مطابقةً للمذهب الحقّة الحقيقية»، اگر سخن نظري و حرف علمي زدهاند، در جاي خود قابل احترامند، ولي هيچگاه نبايد در اين ميدان، غرق در تنافس و مجادلههاي خلاف ادب اسلامي و اخلاق انساني شوند كه اين شيوهها، هيچگاه به تحكيم دين و ارزشهاي ديني نخواهد انجاميد و جز كينه و تنفّر، دستاوردي به همراه نخواهد داشت.
نكتۀ ششم و سخن پاياني آن است كه فلسفه و حكمت براي يادگيريِ تنها نيست، براي تغييركردن و تغييردادن است و از اينرو اگر محدود به فراگيري صرف اصطلاحات و الفاظ و قواعد باشد، سود معنوي، براي متعلّم نخواهد داشت. حكمت و فلسفه، آيين گفتگو و شنيدن حرف ديگران و تواضع در برابر حق و حقيقت و التزام به صداقت در گفتار است و اگر ميبينيم كه مكتب فلسفي اصفهان و نامدارانِ آن، همچنان در ذهن و ضمير اصحاب فكر و انديشه، زنده و بزرگ است، بدين سبب است كه آنان با راه يافتن به حقيقت حكمت، خويشتنِ خود را تغيير دادند و آنگاه توانايي تغيير و تحوّل در فضاي فكري و حكمي ديني را نيز پيدا نموده و مايۀ افتخار گشتند.
ظهور نظاير آن چهرههاي شاخص در ميان جوانان و نسل حقطلب و تكاملخواه امروز نيز امري دور از انتظار نيست، مشروط بر آنكه اهتمام و تلاش علمي و فكري را به مجاهدت با نفس و توجّه به عالم معنا و معنويّات بياميزند و همراه سازند.
از خداوند تعالي، صلاح و سداد اين نسل آيندهساز را مسألت كرده و با تقدير مجدد از يكايك مسئولان و متصديّان برپايي اين همايش علمي، به حضور همۀ استادان و محقّقان حاضر در اين انجمن، اظهار سلام و دعاي خير دارم و از حضرت حقّ متعال، مزيد توفيقات و تأييدات آنان را در تحكيم مباني حكمي و علمي و تعليم و تربيت نسل عزيز و كمالجوي جوان خواستارم.
همچنين آيت الله جوادي آملي مدرس حوزه علميه قم و از مراجع تقليد شيعه در پيام تصويري خود به اين همايش، استعداد و نبوغ دروني مردم اصفهان را از جمله ويژگي هايي دانست كه باعث شده فلسفه در اصفهان شكوفا شود.
وي افزود: حضور انديشمندان و علماي مختلف كه از راه هاي دور و نزديك به اين خطه مي آمدند از ديگر عواملي بود كه زمينه رشد فلسفه در اين منطقه را فراهم كرد.
اين مرجع تقليد در پيام خود تصريح كرد: عقل، نقل و شهود،چراغ هايي براي خداشناسي محسوب مي شود و دين همواره ما را به عقلانيت و تفكر فرامي خواند.
ادامه پيام آيت الله جوادي آملي حاكيست: قرآن كريم نيز همواره مردم را به عقلانيت و تفكر فراخوانده، زيرا يكي از عواملي كه باعث خداشناسي مي شود، عقلانيت و تفكر است.
وي اضافه كرد: صفات باري تعالي نامتناهي است و انسان ها هميشه با آثار حق تعالي ارتباط دارند.
لازم به ذكر است اين همايش در روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه 18 و 19 اسفند ماه سال جاري نيز در تالار پيامبر اعظم(ص) دانشگاه اصفهان ادامه خواهد داشت.





