نشست معرفت ديني و مناقشه عقل و ايمان در دانشگاه اصفهان برگزار شد
مناقشه عقل و ايمان با حضور دكتر حسين كلباسي و دكتر قاسم پور حسن روز يكشنبه 23 آذر ماه در تالار صائب دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان برگزار شد.
به گزارش خبر نگار وب سايت خبري uinews نشست معرفت ديني و مناقشه عقل و ايمان با حضور دكتر حسين كلباسي و دكتر قاسم حسن پور استادان فلسفه دانشگاه علامه طباطبائي در تالار صائب دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان برگزار شد.
بنا به گزارش مذكور در اين نشست دكتر قاسم حسن پور اظهار داشت: هم در حوزه مسيحيت و هم در اسلام در دورههاي اول و دوم هر دو دين، مناقشهاي درباره معرفت عقلي و بياعتباري معرفت عقلي وجود دارد. اولين مناقشه ميان يوستينيوس و ترتوليان در مسيحيت شكل گرفت. مناقشه اين 2 متفكر خيلي مهم است؛ يوستينيوس معتقد است ميتوان از آموزههاي يوناني براي تقويت ايمان مسيحي استفاده كرد، اما ترتوليان بشدت مخالف اين ديدگاه است. اين ديدگاه اساس مناقشه عقل و ضديت با عقل يا مضر بودن عقل در مسيحيت را سامان ميدهد به همان حيثي كه در حوزه اسلامي ميان تفكر ايماني غزالي و فيلسوفان اسلامي شكل گرفت.
وي در ادامه افزود: اين مناقشه تا زمان تفكر كالوني ادامه پيدا ميكند و كالون نگاهي را مطرح ميكند كه در دوره جديد تحتعنوان الهيات كالوني مشهور است. كالون عنوان ميكند خداوند نوعي از آگاهي در ما ميخواهد كه كاملا غريزي است و با عقل هيچ نسبتي ندارد. حس الوهيت در قلب انسانها نقش بسته است، حس الوهيت عملي كاملا شورمندانه و غريزي است.
دكتر پور حسن همچنين افزود : عقل نميتواند كمك كند كه غفلت از خداوند مورد توجه قرار گيرد. كييركگارد معتقد است در استدلالهاي اثبات به وجود خداوند نهتنها از عقل نبايد استفاده كرد بلكه عقل براي ايمان ديني مضر است يا ويتگنشتاين اعتقاد دارد بيارتباط است. پلاتينكا ميگويد ما در باور به خداوند بينياز از استدلال هستيم، براي اين كه پايه و بديهي است. همين تقابل و مناقشه دقيقا در حوزه تفكر اسلامي وجود دارد. سيد قطب در تفسير فيضلال القرآن مينويسد: در حوزه تمدن اسلامي مهمترين و نخستين مناقشه، مناقشه ايمان است و عنوان ميكند كه مسلمانان مدام بحث ميكردند كه ايمان چيست و ميگويد اگر بخواهيم بدرستي به اين سوال پاسخ دهيم و به دو طرف مناقشه عقل و ضديت با عقل در باب ايمان توجه كنيم بايد بگوييم «الايمان اتصال و انطلاق».
در ادامه اين مناقشه دكتر حسين كلباسي اشتري استاد دانشگاه علامه طباطبائي نيز مسئله علم و تجربه را مورد بررسي قرار داد و در اين مورد گفت: هنگامي كه كانت از اين دو واژه سخن ميگويد در واقع به قلمرو عيني معرفت بشر نظر دارد؛ يعني آنچه در حيطه حساسيت و فاهمه انعكاس مييابد و لذا آنچه فراتر از اين قلمرو تصور شود، نه به لحاظ نفسالامري بلكه به لحاظ معرفت، پديداري نامعتبر تلقي ميشود. اينجا نيز همان پرسش تكراري ميشود؛ يعني پرسش در باب «امكان رياضيات محض» و «امكان طبيعيات محض». جستارهاي كانت در اين دو قلمرو بدين نتيجه منجر ميشود كه هرچند مبادي نظري علم نزد فاعل شناساست اما فرايند فعاليت ذهن قابل اطلاق به تجربه – و در واقع عينيتيافته – خواهد بود و معضل شكاف ميان متعلق و متعلق ادراك برطرف خواهد شد .در نگاه كانت، در واقع عرصه عقل عملي در تقابل با عقل نظري نيست بلكه مكمل و متمم آن است زيرا استمرار و فعاليت ذهن و ورود آن در عرصه نامتناهي و امورنامشروط- كه به زعم كانت تمايل طبيعي عقل است – جزء لاينفك ساحتهاي معرفتي بشر است. اگر علم ناظر به متعلقات تجربه و امور انضمامي است و امكان رياضيات و طبيعيات محرز و بلكه يقيني و معتبر است، در عوض اخلاق و دين نيز كه ساحتهاي انكارناپذير وجود انسان است، ناظر به متعلقات عقل و بهويژه وجود خداوند و بقاي نفس است. هنگامي كه كانت در امكان فعل اخلاقي و شرايط آن تامل ميكند، همبستگي فعل اخلاقي را با اعتقاد به بقاي نفس و وجود خداوند درمييابد. گفتني است در اين نشست هر كدام از اساتيد به ارائه ديدگاه هاي خود پرداختند و جلسه با پرسش و پاسخ به كار خود خاتمه داد.



