جستجوSepratorTopMenuارتباط با ماSepratorTopMenuورود اعضاءSepratorTopMenuنقشه سایتSepratorTopMenuاعضای هیأت علمیSepratorTopMenuدانشجویانSepratorTopMenuصفحه اصلی
۱۳۹۸ يکشنبه ۴ اسفند
English/العربيه
تازه ها
چراغ سرخ جنون سينه سينه روشن شد..." class = "b1 file1 shownews5file1 img-responsive pull-lg-right pull-md-right pull-sm-right pull-xs-none">
چراغ سرخ جنون سينه سينه روشن شد...

زن چرا گراميست؟ و مادر چرا عزيز شد؟ چراييش را شايد بتوان در لابلاي ورق دفتر روزگار پيدا كرد يا در بخش بخش وجود زن!. او كسي ست كه "محبتي دارد ناگفتني، شوري دارد مثال زدني و قدرتي دارد باورنكردني." در اين روز اما چه بايد كرد تا بشود نام تجليل را بر روي آن گذاشت؟ لطيفي مي گفت: "كافي است كه بفهمد كه مي فهمي! همين". در ابتدا اين گفته را ساده ديدم، اما كمي كه تامل كردم، يافتم كه چه تجليل سختي!...

در روز ولادت دختر پيامبر اسلام (ص) قطعه شعري كه يكي از همكاران دانشكده ادبيات و علوم انساني به همين مناسبت سروده اند را به شما دانشگاهيان عزيز به ويژه خواهران گرامي، تقديم مي كنيم. راستي روزتان هم مبارك.


و نيم ديگر آن سيب قسمت من شد

همان كه نامش در دفتر ازل زن شد


همان كه وقتي آدم به چهره اش زل زد

بي اختيار پر از شور شعر گفتن شد

همان كه با تپش تند نبض چشمانش


چراغ سرخ جنون سينه سينه روشن شد


همان كه در گرماگرم دشت آغوشش


زمين يخ زده شايسته ي نشيمن شد


همان كه وقتي پا در حريم سينه گذاشت


زبان بسته ي احساسها مطنطن شد


***

همان كه نوبر آن ميوه ي بهشتي بود


كه نيمه ايش تو و نيم ديگرش من شد!


شعر از : بهجت فروغي مقدم

تاریخ:
1387/04/3
تعداد بازدید:
939
منبع:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الكترونيكي شما    
شماره تلفن
توضيحات  
تغییر کد امنیتی  
كد امنيت  
 
1درخواست مجوز پخش آگهیدرخواست مجوز عکاسیرزرو پایه های تبلیغاتیرزرو محیط های نمایشگاهیدرخواست مجوز بازدید از دانشگاه78رزرو سالن همایش پیامبر اعظم (ص)
کلیه حقوق وب سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه اصفهان می باشد
Powered by DorsaPortal