جستجوSepratorTopMenuارتباط با ماSepratorTopMenuورود اعضاءSepratorTopMenuنقشه سایتSepratorTopMenuاعضای هیأت علمیSepratorTopMenuدانشجویانSepratorTopMenuصفحه اصلی
۱۳۹۸ شنبه ۵ بهمن
English/العربيه
تازه ها
از چهارباغ تا باغ پنجم" class = "b1 file1 shownews5file1 img-responsive pull-lg-right pull-md-right pull-sm-right pull-xs-none">
از چهارباغ تا باغ پنجم

اصفهان در كتاب زرين تاريخ خويش همواره بر خود مي‌بالد كه گاه آفرينش تمدني بر تافته از معنويت ، علم ، هنر و صنعت است. اصفهان زادگاه خلاقيت‌ها و انديشه‌هاي ناب و مهد نقش‌ها و طرح‌هاي دلنشين و جايگاه فرهنگ و تمدن نبوي است.

آثار و ابنيه تاريخي با كاركردهاي مختلف مذهبي، علمي، اقتصادي و سياسي و شهري، رجال و شخصيت‌هاي بزرگ در عرصه‌هاي مختلف ديني، علمي، ادبي و فلسفي و هنري و مراكز بزرگ علمي از مدرسه علائي و نظاميه گرفته تا ملاعبدالله وجده بزرگ و كوچك و چهارباغ، همگي حكايت از جريان تاريخي سلسله واري مي‌نمايد كه حلقه‌هاي اتصال اعتبار و شكوه و عظمت اصفهان را از سپيده دم تبلورش در ايران، تا روزگار حاضر به نمايش مي‌گذارند.

اصفهان با اين پيشينه درخشان و كارنامه روشن همواره جايگاه ويژه‌اي در تاريخ فرهنگ و تمدن ايران و سرزمين‌هاي ديگراسلامي داشته است. بررسي و پژوهش در حوزه‌هاي فرهنگ و تمدن اسلام و ايران بدون بررسي جايگاه اصفهان، تلاشي ناقص است و اصفهان در ميان كانون‌هاي توليد فرهنگ و دانش درخششي چشم‌گير دارد.
چرا اصفهان نصف جهان

بر اساس اطلاعات تاريخي، مدرسه علايي اصفهان در اوايل قرن پنجم هجري، سلسله جنبان مدارس و مراكز آموزشي در تاريخ اصفهان محسوب مي‌شد. اگر چه اوراق تاريخ، از آن روزگاران كمتر سخن مي‌گويند، اما درخشش ستاره علم و دانش ايران آن روزگار يعني شيخ‌الرئيس ابوعلي سينا در اين مدرسه و نگارش آثار و تأليفاتي همچون شفا و دانشنامه علايي در آن دوره، حكايت از موقعيت ممتاز اين مركز آموزشي دارد. درخشش علمي اصفهان و نقش تأثير گذار آن در روزگار اوج تمدن اسلامي موجب شد تا در روزگار سلجوقيان نيز با داشتن شش مركز مهم كه عبارت بودند از: مدارس نظاميه، ملك شاهيه، سلطان محمد سلجوقي، فخريه، كمال الملك و ملكه خاتون موقعيت خود را در تحول و تكامل فرهنگ و تمدن اسلام و ايران تقويت نمايد. بي‌گمان در اين مجموعه، مدرسه نظاميه اصفهان از اعتبار و پايداري زيادي برخوردار بود به گونه‌اي كه نشانه‌هايي از آن تا زمان شاه طهماسب صفوي نيز در دست است. اين مدرسه هر چند با اهداف آموزشي خاص و به منظور تربيت مبلغين مدافع از فرقه‌‌اي خاص و بر اساس ديدگاه و عملكرد خواجه نظام الملك طوسي شكل گرفت، اما همين حمايت و پشتوانه حكومتي موجب رونق و اعتبار علمي و آموزشي و فعاليت‌هاي تحقيقي و پژوهشي آن مركز شد به گونه‌اي كه تعداد قابل توجهي از مشاهير و دانشمندان ايران، كه ريزه‌خوار علم و دانش بودند از مراكز علمي- آموزشي نظاميه اصفهان تغذيه مي‌شدند. بي‌ترديد اعتبار نظاميه اصفهان موجب شد تا حتي در تند باد ناملايمات و حملات مغول و دوران فطرت تا تشكيل دولت صفويه نيز مشعل علم و دانش در اصفهان با وجود مدارس ديگري همچون سلطان جلال‌الدين خوارزمشاه، اماميه، عصمتيه، جعفريه، باقريه و درب كوشك، روشن باقي بماند.

در اين دوران پر فراز و نشيب، شخصيت‌ها و مشاهير بزرگ اصفهاني همچون صاحب بن عباد، خواجه ابوالفضل بن عميد، ابوعلي مسكويه، حافظ ابونعيم اصفهاني، عماد كاتب اصفهاني و صدها دانشمند و عالم ديگر كه نام آنها زينت بخش تاريخ ايران و جهان اسلام است، در عرصه‌هاي مختلفي براي اصفهان افتخار آفريني ‌كردند. بي شك دوران‌هايي كه اصفهان در اين فاصله زماني به عنوان پايتخت انتخاب مي‌شد، در رشد و اعتبار يابي اصفهان تأثير به سزايي داشته است كه از اين ميان،  پايتختي اصفهان در روزگار سلجوقيان و نام و آوازه‌ي آنها يك موقعيت ممتاز و ويژه‌  براي اصفهان محسوب مي‌شود.

عصر طلائي در عرصه علم و تمدن

با تشكيل دولت صفويه و رسميت يافتن مذهب تشيع در آغاز قرن دهم هجري، با وجود آن‌كه اصفهان ابتدا به عنوان پايتخت آنها مطرح نشد، اما پيشينه درخشان اين شهر، واقعيتي انكار ناپذير بود. لذا تأثير گذاري شخصيت‌هاي اصفهان در دوام و ثبات دولت شيعي صفوي در روزگار شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب موضوعي است كه در منابع تاريخي به آن پرداخته شده است. اين روزگار با انتقال پايتخت به اصفهان و درخشش اين شهر ادامه يافت. علاوه بر موقعيت و نقش ممتاز اصفهان در مسائل سياسي ، حكومتي ، اقتصادي و نظامي در ايران و جهان آن روزگار، اصفهان مركز توليد علم زمان شد به گونه‌اي كه نيمي از علم جهان آن روز را توليد مي‌كرد؛ لذا به اين شهر نه به خاطر وسعت زيادش كه به خاطر نقشي كه در توليد علم و مدنيت داشت به نصف جهان شهرت يافت.  توسعه شهري، ساخت و سازهاي جديد، افزايش محلات و جمعيت، ابنيه و آثار و باغ‌ها و مساجد و پل‌ها و ايجاد نهضت مراكز آموزشي، سنت پسنديده وقف و اعتبار افراد و اشخاص، همگي ره‌آورد اين نهضت عظيم شد و جمع شدن بزرگان علم و ادب ، فلسفه ، فقه ، رياضي و نجوم و طب در اين شهر موجب شد تا اصفهان در قرن يازدهم، سرآمد شهر‌هاي اسلامي گردد.

در اين روزگار، توجه به علم و مدرسه و عالم، افتخاري بود كه شاه و رعيت هر يك به وسع نظر و همت خويش در پي كسب آن بودند. اين نهضت، دامن زنان را نيز گرفت. بخشي از سرمايه اين قشر جامعه نيز در جهت توسعه علم و دانش صرف شد. اين رويكرد جديد موجب شد تا اصفهان كه از 10 قرن تاريخ اسلامي خود ميراث گران‌بهايي به همراه داشت، با اين شرايط جديد براي هميشه به عنوان شاخص يك شهر اسلامي شناخته شود و امروزه نام ايران در جهان تداعي اصفهان مي‌كند و آثار اصفهان، نمايشگر قدرت ، توان ، موقعيت و تأثير گذاري در فرهنگ و تمدن اسلامي است كه به هر دليل بر خود لازم مي‌ديدند تا به اصحاب علم و قلم توجه نمايند. ايجاد مكاتب ، مدارس ، حوزه‌هاي علميه و فعاليت عظيم شكل‌گيري مكاتب علمي و هنري اصفهان در فلسفه ، ادبيات ، نقاشي ، خوشنويسي و صنايع مختلف موجب شگفتي سياحان غربي شد كه تا روزگار ما نيز باقي مانده است. از اين ميان مدرسه چهارباغ كه در روزگار آخرين شاه صفوي، نگين انگشتر فرهنگ و تمدن اصفهان عصر شيخ بهائي شد، نمونه بارزي از توجه به علم و دانش در تاريخ اصفهان است. صرف نظر از قوانين و دستورات ويژه‌اي كه براي تدريس، تحصيل و مواد و محتواي آموزشي اين مركز علمي- آموزشي وضع شد كه اتفاقاً دوام و بقاي كمي هم داشتند، مدرسه چهارباغ نماد و نشانه تأثير گذاري اصفهان در فرهنگ و تمدن اسلام و ايران است.

از چهارباغ تا باغ پنجم

اين مدرسه كه از آن زمان تا روزگار ما همواره فعاليت داشته و مهد پرورش علما و انديشمندان بزرگي محسوب مي‌شود، سر حلقه‌ي زنجيره‌اي بود كه در ابتدا از آن به عنوان  حلقه‌هاي اتصال اعتبار اصفهان از سپيده دم درخشش اسلام ياد شد. اگر گفته شده قديمي ترين دانشگاه‌هاي اروپا و مراكز آموزشي غرب متأثر از مدارس اسلامي به ويژه نظاميه‌ها بوده و در بسياري از روش‌ها و رسوم از اين مراكز بهره‌ برده‌اند، زيبايي ، ظرافت هنري،  موقعيت و جايگاه و اعتبار علمي مدرسه چهارباغ نيز الگويي براي توجه به علم و دانش نزد دولتمردان، طالبان و جويندگان علم بود. اين جريان دو سويه بعدها در قالب‌هاي جديد و نوين آموزشي شديداً مورد تقليد قرار گرفت. نهادهاي آموزشي دوره قاجاريه بي توجه به سابقه مراكز آموزشي در ايران و از جمله مدرسه چهارباغ نبود و لذا زماني كه دانشگاه‌ها در ايران پا گرفت، با وجود آن‌كه صورتي جديد داشت اما پيكره اصلي خود را از پيشينه تاريخي اين مراكز آموزشي به ارث گرفته بود. بر همين اساس، دانشگاه اصفهان و توسعه علمي- آموزشي نوين در اين شهر نيز تالي پيشينه درخشان علمي شهر و به ويژه مدرسه چهارباغ است كه همواره به عنوان نماد پيشتازي اصفهان در عرصه فرهنگ و تمدن ايران و اسلام مي باشد.

اهميت و جايگاه ويژه اصفهان در رشد علمي و اعتلاي فرهنگ و تمدن ايران اسلامي و ضرورت احياء و حفظ اين جايگاه و معرفي آن به نسل جوان فرهيخته و آينده ساز و نيز شناساندن آن به جامعه جهاني موجب شده تا دانشگاه اصفهان ضمن برپايي همايشي، به معرفي آن بپردازد. همايش سيصدمين سال تأسيس دانشگاه اصفهان با هدف بررسي و تبيين جايگاه اصفهان در عرصه فرهنگ و تمدن نبوي با محوريت قرار دادن « مدرسه چهارباغ » و استمرار آن در باغ پنجم يعني « دانشگاه اصفهان » تلاشي است كه دانشگاه به منظور انجام رسالت خطير خود در اين راستا بر عهده دارد. به اميد آنكه با حضور سبز و انديشمندانه عالمان و فرهيختگان علم و ادب، اين وظيفه را به انجام رساند.

تاریخ:
1387/09/5
تعداد بازدید:
1781
منبع:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الكترونيكي شما    
شماره تلفن
توضيحات  
تغییر کد امنیتی  
كد امنيت  
 
1درخواست مجوز پخش آگهیدرخواست مجوز عکاسیرزرو پایه های تبلیغاتیرزرو محیط های نمایشگاهیدرخواست مجوز بازدید از دانشگاه78رزرو سالن همایش پیامبر اعظم (ص)
کلیه حقوق وب سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه اصفهان می باشد
Powered by DorsaPortal