جستجوSepratorTopMenuارتباط با ماSepratorTopMenuورود اعضاءSepratorTopMenuنقشه سایتSepratorTopMenuاعضای هیأت علمیSepratorTopMenuدانشجویانSepratorTopMenuصفحه اصلی
۱۳۹۹ چهارشنبه ۱۳ فروردين
English/العربيه
تازه ها
پاسدار نهضت كربلا
امام زين العابدين (ع) در سال 37 هجري تولد يافت پدر بزرگوارش امام حسين (ع) وجد بزرگوارش امام علي (ع) است كه امام زين العابدين (ع) تنها دوسال از آخر عمر امام علي (ع) را درك كردند .
چهره امام چهارم (ع) چون دوران آن حضرت پراضصراب ترين وخفقاني ترين عصر خون ، وارعاب بني اميه است وجنايات ننگين وسياه آنان ،صفحات تاريخ سياه عصر خلافت اموي را سياهتر وننگين تر از هميشه كرده است،نشان دادن چهره راستين چهارمين پيشواي شيعه امام زين العابدين (ع) دشوارتر و پيچيده تر است .امام چهارم (ع) در اين دوره اختناق وخفقان كه در آن زمامداران خود كامه وعياش وخونريز اموي همه قوانين مقدسات اسلامي را به بازي گرفته ؛ وتمام حقوق انساني واخلاقي را زير پا گذاشته بودند وبراي كسي وچيزي ، ارزش واحترام قائل نبودند ، مي زيست وبا زمامداران روبرو بود كه روي چنگيز وهلاكو و... را سفيد كرده بودند !امام زين العابدين (ع)  هم عصر با يزيد ، عبدالله بن زبير ، مروان ، عبدالملك و وليد بن عبدالملك خلفاي ستمگر ديگر اموي بود .شجاعت كم نظيربراي رهائي از ذلت وبردگي ؛ وبازيابي وعزت وآزادگي ، فراهم ساختن زمينه اي براي يك انقلاب ريشه دار وبنيادي ، در سطحي گسترده، بر ضد بيداد وخفقان وتحريف حقايق ، راهي جز آگاهي وبيداري وروشنگري مردم نيست ... پس بايد مردم را آگاه كردوبه آنان آگاهي وشناخت دادتا احساس مسئوليت كنند ، آنگاه خودبخود ، شورش وانقلاب پديد مي آيد.اين جزء نقشه امام حسين (ع) بود ؛ كه مرحله اول را خود ويارانش با شهادت انجام دادند ومرحله دوم وحساس ودشوارترينش ، بر عهده امام زين العابدين ( وزينب كبري ) بود . سخنراني كوتاه وپرشور امام امام با جمعي انبوه كه بيشتر آمده بو دند تماشاي اسيراني كه بيگانه از اسلام معرفي شده بود ، اشاره كرد كه سكوت كنند .  وهمه ساكت شدند ! ، آنگه پس از ستايش ودرود خداوند فرمود :مردم آنكس كه مرا نمي شناسد خود را معرفي مي كنم . من پسر حسين (ع) پسر علي بن ابيطالبم من پسر شهيدي هستم كه حرمت او را شكسته وزنانش را اسير ساخته و آنان راغارت كرديد. من به خود مي بالم كه پدرم را به ناحق وبيگناه سر بريدند. مردم ! شما را بخدا سوگند آيا مي دانيد كه به پدرم چه نوشتيد ؟ ميدانيد كه نخست با او پيماري ياري بستيد ؟ آنگاه او را بانيرنگ وخدعه بقتل رسانديد. مرگ بر شما ، نابود باشيد كه به چه كار زشت و پستي دست زديد ... در قيامت چه خواهيد گفت ؟ روزي كه پيامبر به شما بگويد : كه فرزندانم را كشتيد وحرمتم را در هم شكستيد ، از امت من نيستيد با چه رو به او نگاه خواهيد كرد ؟ اين سخنان كوتاه وجانگداز در آن محيط خفقان وارعاب ، طوفاني بپا كرد وچنان در عمق روح وجان مردم كوفه نفوذ كرد كه مي گريستند وهمديگر را ملامت مي كردند واز همانجا شعارها بر ضد حكومت وبه نفع امام حسين (ع9 داده شد وهمه اعلام آمادگي كردند وبه يزيد ودستيارانش لعنت فرستادند .اين خطبه كوتاه پرده سياه تحريف را كنار زد وماهيت امام حسين (ع) وچهره دشمنان را نشان داد . وهنوز خطبه تمام نشده بود كه بانك از مردم برخاست وهمه گريه كنان همديگر را ملامت مي كردند ومي گريستند ومي گفتند : بخدا تباه شديد ونمي دانيد !! امام در برابر هيجان مردم فرمود :  خدا رحمت كند كسي را كه پند م را بشنود ووصيتم را بكار بندد همگي بيكباره فرياد زدند كه : همه ما فرمانبرداريم وهمه حرمت ترا نگاه ميداريم ، ما با دشمنان شما پيكار مي كنيم يزيد را مي گيريم وبدست شما مي سپاريم آنچه مي خواهي امر كن تا انجام دهيم ما از كساني كه بر شما ستم كرده اند بيزاريم .! حضرت كه قصدش بيداري افكار وشناساندن وآگاهي مردم بود ومي دانست شرايط واوضاع آماده قيام نيست وبا قدرت وموقعيت دستگاه  حاكمه ، هر شورش وانقلابي در نطفه خفه مي شود وهنوز تا روشنگري افكار توده ، راهي بس دراز در پيش است وبايد مركز خلافت را كه در چنبر استعمار فكري گرفتار است ودر آتش جهل بني اميه مي سوزد ، روشن گردد و...پس در برابر هيجان ، آنان را به نفاق وكار شكني هاي شان سرزنش كرد وگفت :مردم نيرنگ باز كوفه . حاشا كه ديگر فريب شما را بخوريم ؛ مي خواهيد با من بسان پدرم رفتار كنيد ؛ هنوز جراحتي كه بر دل داريم ، بهبود نيافته است و...   نه ما را ياري كنيد ونه به جنگ مان برخيزيد .... شاگردان  مكتب امام (ع) پس از پايان اسارت وبازگشت به مدينه ، امام (ع) در آن جو خاص ، به تربيت مسلمانان ونشر معاوف دين همت گماشت وافراد بيشماري از مكتب سازنده وآموزنده امام بهره مند شدند . كه از آنجمله است : شيخ طوسي ، ابو حمزه ثمالي ،  جابر بن عبدالله انصاري ، عامر بن وائله كناني ،... شهادت امام (ع) در تاريخ شهادت امام چهارم (ع) اختلاف نظرهائي بين مورخين هست ولي بنابه مدارك معتبر در 25 محرم سال 95هجري در سن 57 سالگي پس از يك دوره زندگي سراسر رنج واندوه ومبارزه وجهاد ؛ بدستور وليد بن عبدالملك خليفه ستمگر اموي ، توسط هشام بن عبدالملك مسموم و به شهادت رسيد ودر قبرستان بقيع در مدينه كنار قبر امام حسن (ع) دفن گرديد.   
تاریخ:
1388/01/21
تعداد بازدید:
211
منبع:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الكترونيكي شما    
شماره تلفن
توضيحات  
تغییر کد امنیتی  
كد امنيت  
 
1درخواست مجوز پخش آگهیدرخواست مجوز عکاسیرزرو پایه های تبلیغاتیرزرو محیط های نمایشگاهیدرخواست مجوز بازدید از دانشگاه78رزرو سالن همایش پیامبر اعظم (ص)
کلیه حقوق وب سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه اصفهان می باشد
Powered by DorsaPortal