جستجوSepratorTopMenuارتباط با ماSepratorTopMenuورود اعضاءSepratorTopMenuنقشه سایتSepratorTopMenuاعضای هیأت علمیSepratorTopMenuدانشجویانSepratorTopMenuصفحه اصلی
۱۳۹۸ شنبه ۵ بهمن
English/العربيه
تازه ها
هفته وحدت  حوزه و دانشگاه" class = "b1 file1 shownews5file1 img-responsive pull-lg-right pull-md-right pull-sm-right pull-xs-none">
هفته وحدت حوزه و دانشگاه

متني كه پيش رو داريد پرسش و پاسخ دانشجويي از محضر مقام معظم رهبري مي باشد كه به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه تهيه و تنظيم گرديده است. اميد است كه اين سخنان حكيمانه و راهبردي موجبات رضايت و خشنودي علاقمندان به اين مقوله را فراهم آورد.

\r\n


¤ ¤ ¤

\r\n


آنقدر كه در تاريخ آمده است، در تمدن بزرگ اسلامي، علم و دين همواره دركنار يكديگر بوده اند. حضرتعالي كه جوانان را همواره به مطالعه تاريخ و درس گرفتن از آن فرا مي خوانيد، تاريخ جدايي علم و دين در اين كشور را براي ما تشريح فرماييد تا مسأله وحدت حوزه و دانشگاه به تعبير ديگر همراه شدن علم و دين را بخوبي دريابيم و به اهميت آن واقف شويم.

\r\n


دركشور ما، هزار سال علم و دين دركنار يكديگر بودند. علما و پزشكان و منجمان و رياضيدانهاي بزرگ تاريخ ما -

\r\n

آن كساني كه امروز نامشان و اكتشافاتشان هنوز در دنيا مطرح است- جزو علماي بالله و صاحبان دين و متفكران ديني بودند.

\r\n


ابن سينايي كه هنوز كتاب طب او در دنيا به عنوان يك كتاب زنده علمي مطرح است و در شئون مختلف به عنوان يك چهره برجسته تاريخ بشر، درهمه صحنه هاي علمي دنيا دراين هزار سال مطرح بوده و هنوز هم مطرح است و بعضي كارها در تاريخچه علم به نام او ثبت شده يك عالم ديني بوده است.
محمد بن زكرياي رازي و ابوريحان بيروني و ديگر علما و دانشمندان و متفكران و مكتشفان و مخترعان دنياي اسلام نيز همين طور بوده اند. اين، وضع كشور ما و دنياي اسلام بود.

\r\n


تا وقتي كه دين حاكم بود و صحنه زندگي مردم، از دين و نفوذ معنوي آن بكلي خالي نشده بود وضع اينگونه بود.
تا وقتي اروپاييها و غربيها و سياستمداران صهيونيست و متفكراني كه براي نابودي دنياي اسلام نقشه مي كشيدند، دانش را همراه با سياست وارد كشور ما كردند. علم را از دين جدا نمودند و نتيجتاً رشته دين، يك رشته خالي از علم شد و رشته علم، يك رشته خالي از دين گشت.

\r\n


درحوزه هاي علمي، دروس علم با پيشرفتهاي جديد راه داده نشد. دنبال اين بايد گشت كه چرا در دهه هاي اين قرن و قرن گذشته، فراگرفتن دانش هاي غير ديني- همين علوم رايج كه قبل از آن در حوزه ها تعليم و تعلم مي شد- درحوزه ها نيامد و چرا علما كه خود متفكران و وراث و صاحبان همين علوم در دوره هاي گذشته بودند. آنها را طرد كردند؟ دو مؤثر و عامل وجود داشت و هر دو مربوط مي شد به اين كه غربيها متصدي و صاحب علم و دانش طبيعي در محيط عالم شده بودند. اين دو موثر، يكي اين بود كه علماي دين، علمي را كه به وسيله دشمنان دين و كفار مي خواست ترويج بشود، با چشم بدبيني نگاه و طرد مي كردند.

\r\n


عامل دوم اين بود كه همان دشمنان و همان كفار حاضر نبودند علم را كه در اختيار آنها بود به داخل حوزه هاي علميه - كه مركز دين بود- راه و نفوذ بدهند.

\r\n


هر دو از يكديگر گريزان و با يكديگر دشمن بودند و علت اصلي هم اين بود كه در همه جاي عالم و ازجمله در كشورهاي اسلامي، علم دردست سياست هاي ضددين يك ابزار بود.

\r\n


قرن نوزدهم كه اوج تحقيقات علمي در عالم غرب مي باشد، عبارت از قرن جدايي از دين و طرد دين از صحنه زندگي است. اين تفكر، در كشور ما هم اثر گذاشت و پايه اصلي دانشگاه ما برمبناي غيرديني گذاشته شد. علما از دانشگاه روگردان شدند و دانشگاه هم از علما و حوزه هاي علميه روگردانيدند. اين پديده مرارت بار، هم در حوزه علميه و هم در دانشگاه ها سوءاثر گذاشت. در حوزه هاي علميه سوءاثر گذاشت؛ زيرا علماي دين را صرفاً به مسايل ذهني ديني- و لاغير- محدود و محصور كرد و آنها را از تحولات دنياي خارج بي خبر نگهداشت. پيشرفت هاي علم از نظر آنها پوشيده ماند و روح تحول گرايي و ضرورت تحول در فقه اسلام و استنباط احكام ديني- كه همواره در تحولات عظيم جهاني، چنين تحولي در استنباط دين و فقه اسلام وجود داشته است و فقه براي رفع نياز جامعه، مستند به قرآن و سنت است- در حوزه ها ازبين رفت.

\r\n


حوزه ها از واقعيت زندگي و حوادث دنياي خارج و تحولات عظيمي كه به وقوع مي پيوست، بي خبر ماندند و به يك سلسله مسايل فقهي و غالباً فرعي محدود شدند. مسايل اصلي فقه- مثل جهاد و تشكيل حكومت و اقتصاد جوامع اسلامي و خلاصه فقه حكومتي- منزوي و متروك و «نسياً منسيا» شد و به مسايل فرعي و فرع الفرع و غالباً دور از حوادث و مسايل مهم زندگي، توجه بيشتري گرديد. اين، ضربه اي بود كه به حوزه هاي علميه وارد آمد و دست سياست ها هم از اين استفاده كرد و با تبليغات و روش هاي شيطنت آميز، هرچه توانستند حوزه ها را از تحولات زندگي دورتر كردند.

\r\n


و اما دانشگاه- كه خشت اولش از حوزه علميه و دين جدا نهاده شده بود- در مشت كساني افتاد كه نه از دين و نه از اخلاق اسلامي و نه از اخلاق سياسي و نه از احساس وجدان يك شهروند نسبت به كشور و ملتشان بهره اي نداشتند. در طول هفتاد سال اخير، به جز عده معدودي ازقبيل اميركبير و بعدها هم چندنفري كه بسيار معدود بودند، بيشتر كساني كه زمام امور تحصيلات عاليه در اين كشور به دست آنها بوده است و مسايل آموزش عالي به اراده و تدبير آنها ارتباط پيدا مي كرده، بقيه كساني بوده اند كه منافع ملت ايران در مقابل منافع بيگانگان، براي آنها از هيچ رجحاني برخوردار نبود و بيشتر به فكر چيزهاي ديگري بودند تا آينده اين ملت و اين كشور!
اين تصادفي نيست كه ملت ايران، با آن سابقه تاريخي علمي و با اين استعداد درخشاني كه دارد (همه كساني كه روي مسايل ملت ها كار كرده اند و ما اطلاع داريم، درباره ملت ايران گفته اند كه اين ملت، داراي استعدادي بالاتر از متوسط استعدادهاي بشري است) و با آن فرهنگ غني عميق اسلامي و با داشتن دانشمندان بسيار بزرگ در طول قرن هاي متوالي و با وجود شوق و علاقه طبيعي به آموختن و دانستن، در اين دويست سال ياصد وپنجاه سالي كه دنيا چهار نعل به سمت معلومات و دانش و قله هاي علم حركت كرده، ايران و ملت ايران، جزو گروه ها و ملت هاي عقب افتاده قرار گرفته است.

\r\n


اگر اين ملت را به حال خود هم وامي گذاشتند، در علوم جلو مي افتاد و در بيشتر دانش هايي كه در ابتدا از قلب و درون خود جوامع جوشيده و سركشيده و شكفته است، پيشرفت مي كرد و پابه پاي دنيا پيش مي رفت و اين قدر عقب نمي ماند.

\r\n


بعد از آن كه راه معلومات و علوم روز غربي در ايران باز شد، دست هاي خيانتكار و غافل، كاري كردند كه اين ملت عقب بماند و پيشرفت نكند. سال ها و بلكه قرن هاي متمادي، ملت ما در اوج قله علم بود و در هيچ جاي دنيا در اين دوران، اين قدر علوم درخشش نداشت، شما شنيده ايد كه قرون وسطي، قرون تاريكي و ظلمات است.
امروز هم اروپايي ها وقتي مي خواهند مردمي را تخطئه كنند، مي گويند اينها قرون وسطايي هستند! قرون وسطي، يعني قرن هاي جهالت و ظلمات ملت هاي اروپايي، درست همزمان با بيروني و محمدبن زكرياي رازي و عمر خيام- منجم و رياضيدان بزرگ- و بزرگترين ادبا و بزرگترين علماي ما در علوم طبيعي و بزرگترين رياضيدان ها و منجمان و پزشك هاي ما كه امروز آثار علمي آنها در دنيا مطرح است، همزمان با قرون وسطي زندگي مي كرده اند. بله، قرون وسطي، قرون ظلمات و تاريكي براي اروپايي هاست و قرون درخشش دانش براي ما مسلمان ها مي باشد. اروپايي ها، اين حقيقت را كتمان مي كنند و مورخان غربي، آن را به زبان نمي آورند و ما هم عادت و باور كرده ايم!

\r\n


ملتي با اين سابقه درخشان تاريخي، در دوران ستم فراگير حكومت پادشاهي در اين كشور- و بدتر از همه در اين دويست يا صد و پنجاه سال اخير، يعني اواخر قاجاريه و همه دوران پهلوي- از لحاظ پيشرفت علمي، در اين حد از تنزل قرار گرفت. اين، كاري است كه انجام دادند و علت عمده اين مسئله، جدايي دين از علم در كشور ما بود. علما و دانشمندان و محققان علوم طبيعي در كشور ما، از دين جدا ماندند و در نتيجه به درد مردم و كشور و ملتشان نخوردند. خوبترها و بهترين هايشان رفتند و براي بيگانگان مفيد واقع شدند. عده اي هم در همين جا بودند و براي بيگانه ها كار كردند. روشنفكراني كه در همين دانشگاه ها درس خواندند، همان ها بودند كه در طول حكومت پهلوي، اداره اين كشور را به خائنانه ترين وجهي برعهده داشتند و به اين ملت خيانت كردند. اينها، متخرجان همين دانشگاه ها بودند و خدا رحم كرد كه انقلاب اسلامي پديد آمد. آن نسلي كه به تدريج از روشنفكران متأخر اين جامعه فارغ التحصيل شده بودند و به سمت كارهاي سياسي مي رفتند، به قدري نسل بي ريشه و بي اعتقاد و بي پيوندي بودند كه خدا مي داند اگر آنها بر سر كار مي آمدند، با اين ملت و اين كشور چه مي كردند. هست و نيست و بود و نبود اين ملت را مي سوزاندند و از بين مي بردند! خدا را شكر كه آنها مهلت پيدا نكردند و انقلاب اسلامي آمد و آن سلسله و طومار را درهم دريد.

\r\n


در نظام اسلامي، علم و دين پا به پا بايد حركت كند. وحدت حوزه و دانشگاه، يعني اين. وحدت حوزه و دانشگاه، معنايش اين نيست كه حتما بايستي تخصص هاي حوزه اي در دانشگاه و تخصص هاي دانشگاهي در حوزه دنبال بشود. نه، لزومي ندارد. اگر حوزه و دانشگاه به هم وصل و خوشبين باشند و به هم كمك بكنند و با يكديگر همكاري نمايند، دو شعبه از يك موسسه علم و دين هستند. موسسه علم و دين، يك موسسه است و علم و دين باهمند. اين موسسه، دو شعبه دارد: يك شعبه، حوزه هاي علميه و شعبه ديگر، دانشگاه ها هستند؛ اما بايد با هم مرتبط و خوشبين باشند، با هم كار كنند، از هم جدا نشوند و از يكديگر استفاده كنند. علومي را كه امروز حوزه هاي علميه مي خواهند فرابگيرند، دانشگاهي ها به آنها تعليم بدهند. دين و معرفت ديني را هم كه دانشگاهي ها احتياج دارند، علماي حوزه به آنها تعليم بدهند. سر حضور نمايندگان روحاني در دانشگاه ها، همين است. چه قدر خوب است كه اين ارتباط ها، برنامه ريزي و سازماندهي بشود. اين، يكي از بهترين و طبيعي ترين وحدت هاست.

\r\n

مي دانيد كه در دوران اختناق و در آن هنگامي كه دستگاه جبار براي جدا كردن روحانيون از تحصيل كرده ها، از تمام وسايل استفاده مي كرد، يك عده روحاني آگاه و عالم و عاقل و مصلحت بين و مصلحت شناس داشتيم كه ارتباطشان را با دانشگاه ها مستحكم كردند. بهترين جلسات سخنراني هاي علمايي مثل مرحوم آيت ا... مطهري و امثال ايشان، در دانشگاه ها بود و مرحوم دكتر مفتح (رضوان ا... عليه) يكي از پركارترين و فعال ترين اينگونه روحانيون بود.

\r\n


طلاب و دانشجويان قدر يكديگر را بدانند، با يكديگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بيگانگي نكنند، احساس خويشاوندي و برادري را حفظ كنند و روحانيون در دانشگاه ها عملا- قبل از قولا- كوشش كنند كه نمونه هاي كامل عالم دين و طلبه علوم ديني را به طلاب و دانشجويان و دانشگاهيان ارايه بدهند و نشان دهند كه هر دو نسبت به يكديگر، با حساسيت مثبت و با علاقه همكاري مي كنند.

\r\n


اين، همكاري و وحدت حوزه و دانشگاه است. البته براي اين كار، بايد برنامه ريزي و سازماندهي بشود.
خوشبختانه انقلاب اسلامي همه آنچه را كه دشمنان اسلام، بلكه دشمنان اصل دين درعالم، در طول سال هاي متمادي رشته بودند، پنبه كرد و محصول كار آنها را از بين برد. آنچه امروز در ايران اتفاق مي افتد و مي گذرد، چيزهايي است كه ميلياردها خرج شده است. تا اين كارها اتفاق نيفتد. اين كه امروز شما در ايران مشاهده مي كنيد كه زنها به سمت حجاب و عفت، و جوانها به سمت دين حركت مي كنند و نظام، نظامي است كه براساس قرآن پيش مي رود، اين كه مي بينيد از حوزه علميه قم، علمايي در جبهه هاي جنگ حضور فعال رزمي را متقبل مي شوند و حوزه علميه قم واحد نظامي رزمي، تبليغي درست مي كند و امروز جمعي از همين برادران در اين مجمع حضور دارند، اين كه مشاهده مي كنيد در دانشگاه ما، نام دين و خدا و معارف اسلامي تدريس مي شود و رؤسا و اساتيد دانشگاهها و وزراي مربوط به علوم عاليه، با دين سرو كار دارند، همه اينها آن چيزهايي است كه از سالها پيش، دشمنان ما برنامه ريزي كرده بودند كه اين كارها درايران اتفاق نيفتد؛ ولي به بركت انقلاب و اسلام اتفاق افتاد. اين را قدر بدانيد و حفظ كنيد.

\r\n


منبع: حديث ولايت، جلد3، صص: 92-86

\r\n

تاریخ:
1390/09/27
تعداد بازدید:
62
منبع:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الكترونيكي شما    
شماره تلفن
توضيحات  
تغییر کد امنیتی  
كد امنيت  
 
1درخواست مجوز پخش آگهیدرخواست مجوز عکاسیرزرو پایه های تبلیغاتیرزرو محیط های نمایشگاهیدرخواست مجوز بازدید از دانشگاه78رزرو سالن همایش پیامبر اعظم (ص)
کلیه حقوق وب سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه اصفهان می باشد
Powered by DorsaPortal