براستي چه فكر مي كنند؟
مردد بودم موضوعي را كه مي خواهم بگويم؛ مطرح كنم يا به خاطر رعايت شان دانشگاه در دلم نگه دارم. اما منظر بيروني اين رفتار ]نازيبا[ و ]شايد[ به دور از ملاك هاي فرهنگ شهروندي به خصوص در محيطي به نام دانشگاه مرا بر آن داشت تا با دوستان، همكاران و البته مسئولان محترم دانشگاه درد دلي كرده باشم.
حكايت ]مربوط مي شود به[ شاخه هاي مظلوم درختان دانشگاه كه تنها به جرم ميوه دادن، سر سبز و طراوت بودن، توليد كردن اكسيزن و هواي پاك از سوي عده اي مورد ]كم لطفي[ و بي توجهي قرار گرفته و شكسته شده اند.
تقريبا درختي شاخه نشكسته باقي نگذاشته اند. از درختان گردو و زردآلو گرفته تا توت هاي ]سياه و سفيد[ هركدام به نوبت باردهي!!! حتي گلهاي بازنشده محمدي!!!! به راستي اگر كساني از خارج از دانشگاه وارد شده و شاهد افرادي باشند كه گاه حتي چند نفري خود را از درختان آويزان كرده و يا با كشيدن و شكستن شاخه ها براي چند دانه مثلا توت، شاخه درختان را مي شكنند، با خود چه فكر مي كنند؟ چه تصويري از ]باغستان علمي نصف جهان[ در ذهنشان نقش مي بندد؟
دانشگاهيان عزيز دانشگاه اصفهان، بدانيم كه اين فضاي سبز زيبا كه با خون دل خوردن در طي ساليان ]طولاني[ به بار نشسته، محتاج پاسداري فرد فرد ماست. ]بيشتر مراقب باشيم[



