تسخير لانهي جاسوسي در 13 آبان روند انقلاب اسلامي را عميقتر نمود
سيزده آبان، براي ملت ايران و بخصوص دانشآموزان و دانشجويان اين آب و خاك، روز بزرگي است. روزي كه توانايي آنها در سايهي وحدت و هماهنگي به منصهي ظهور رسيد و امروز، يادآوري آن روز بزرگ، ملتهاي گستردهاي را از خواب غفلت بيدار كرده است. ما نيز به بهانه اين روز بزرگ، اين روز جهان شمول به سراغ دكتر مهدي اديبي سده رفتهايم تا با بهرهگيري از تجارب و تخصص پژوهشگرانهي ايشان، سيزده آبان از ديدي جامعهشناسانه مورد بحث و بررسي قرار دهيم.
و اينك گقت و گوي خبرنگار وب سايت خبري uinews با عضو هيأت علمي دانشكده ادبيات و علوم انساني را مطالعه ميكنيد :
ديدگاه جامعهشناسي در خصوص روند شكلگيري يك حركت ملي- مردمي چيست ؟جامعه شناسان بر خلاف روانشناسان كه رفتار فردي را مورد مطالعه قرار ميدهند، بطور عمومي به مطالعه رفتارها و حركات جمعي مردم ميپردازند لذا روند شكلگيري حركت ملي – مردمي 13 آبان 1357 صدها هزار نفر از دانشآموزان و دانشجويان به مناسبت چهاردهمين سالگرد تبعيد حضرت امام (ره) در مقابل دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن با شعار « درود بر خميني » و مرگ بر شاه پايه هاي حكومت پهلوي را به لرزه درآوردند كه بلافاصله با مقابله خشونتبار پليس روبرو و تعدادي از آنان به خاك و خون كشيده شدند.دانشآموزان مانند ساير گروههاي اجتماعي در اطاعت از فرمان حضرت امام (ره) كه همه را دعوت به مبارزه بيامان با رژيم دستنشانده امريكا مينمود، در كليه تظاهرات و راهپيماييها شركت فعال داشتند و در آن روز تاريخي يعني روز 13 آبان 1357 دانشآموزان در حاليكه مدارس را تعطيل و رو به دانشگاه تهران نهاده بودند، در جمع دانشجويان و ساير گروههاي مردمي به سرودن شعارهايي عليه شاه و رژيم پهلوي پرداختند كه مورد حمله قرار گرفتند و با كشته شدن تعدادي از آنان و انتشار اخبار فداكاري و مبارزه آنان از آن پس 13 آبان را روز دانشآموز نامگذاري نمودند.اين حركت دانشآموزان كه در اثر توافق روي شعارهايي معين عليه رژيم پهلوي و به حمايت از رهبري فرزانه و انقلابي شكوهمند صورت ميگرفت مقدمات يك حركت بزرگتر را فراهم آورد كه روندي بسيار طبيعي و خودجوش محسوب ميگرديد.
{mosimage}
فرق بين جنبش و انقلاب چيست ؟در جامعهشناسي سياسي جنبش را نوعي رفتار جمعي تعريف كردهاند كه با رفتارهاي جمعي ديگر تفاوتهاي اساسي دارد. رفتار جمعي معمولاً به روش فكري، احساسي و اعمال بخش اعظمي از مردم كه نسبتاً خود بخودي صورت ميگيرد و از طرح و الگويي معين پيروي نميكنند، اطلاق ميشود و بر خلاف يك جنبش، اغلب بيبرنامه، بيهدف و سازمان نايافته و عاري از ايدئولوژي است.ميزان سازمان يافتگي را يكي از مشخصههاي ميان جنبش اجتماعي و ساير رفتارهاي جمعي ميدانند اما از بعد سلسله مراتبي انقلاب از نظر برنامه و هدف و سازمان يافتگي بسيار وسيعتر از جنبش ميباشند. جنبشها معمولاً داراي ماهيتي اصلاحي يا اصلاحگرايانه هستند در حاليكه جنبش انقلابي داراي، ماهيتي راديكال ميباشد. همانطوريكه گفته شد بين جامعهشناسان سياسي اختلاف عقيده در خصوص جنبش (نهضتهاي اصلاحي) و انقلاب (نهضتهاي انقلابي) وجود دارد كه آن ناشي از نوع حركت و اهداف ايندو مي باشند كه ضمن دارا بودن برخي تشابهات داراي اختلافاتي نيز مي باشند.از ديدگاه علمي، آنچه باعث به ثمر رسيدن اين جريان شد چه بود ؟از نگاه علمي، رهبري قوي و مقتدر، پيروي و اطاعتپذيري پيروان جنبش، شرايط بينالمللي، شرايط اجتماعي و سياسي دوران پايان سلطنت پهلوي كه همان فساد گسترده سياسي – اجتماعي و اقتصادي رژيم پهلوي، خفقان و استبداد داخلي و نفوذ استعمار خارجي بود از جمله عوامل تأثيرگذار بر جريان جنبش دهه 50 گرديد.از ديد جامعه شناسي تسخير لانه ي جاسوسي چه تأثيري بر روند جريانهاي حاكم در جامهي ايران و جهان داشت ؟نتيجه عظيمي كه تسخير لانه ي جاسوسي بر روند جريان هاي حاكم در جامعه و جهان گذاشت همان شكستن ابهت دروغين امريكائيان بود. هر چند از نظر حقوقدانان و ديپلماسي بين المللي تسخير لانه جاسوسي يك عمل غير عرفي و غير ديپلماتيك تلقي ميشود اما انقلاب معمولاً داراي اعمال خارق العاده و رفتار پيش بيني نشده است و لذا دستگيري كسانيكه در آنجا به اصطلاح بهب امور سياسي مي پرداختند ولي در واقع به جاسوسي مشغول بودند نقاب امريكائيان را بر كنار زد و چهره پليد استعمار گرانه و قلدرانه آنان را بر ملا كرد. به عنوان يك جامعه شناس به نظر شما اگر لانه جاسوسي تسخير نميشد، چه اتفاقي ميافتاد ؟تسخير لانه ي جاسوسي دست امريكائيان را از دخالت در امور سياسي ما كوتاه نمود و به توطئه هاي گوناگوني كه در گوشه و كنار جامعه ما راه مي انداخت خاتمه داد. تسخير لانه جاسوسي روند انقلاب اسلامي را عميق تر نمود و مبارزه عليه امريكائيان را به سطح بالاتر ارتقاء داد. وجود سفارت امريكا در ايران، پايگاه جاسوسي و راه اندازي توطئه هاي ريز و درشتي بود كه هر روز عليه انقلاب صورت ميگرفت و ميتوانست انقلاب را با شكست حتمي روبرو نمايد. مبارزه جدي و همه جانبه با استكبار و طلب استقلال و بيداري ملت هاي جهان از همين راه صورت گرفت و ساير ملت ها دريافتند كه امريكائيان زورگو بسيار آسيب پذيرند.به عنوان يك پژوهشگر مسائل اجتماعي چه ارتباطي ميتوان بين تسخير لانهي جاسوسي و به تعويق افتادن فعاليتهاي فناوري هستهاي در ايران دانست ؟كينهاي كه امريكائيان ( حكومت هاي امريكائي نه مردم امريكا ) از انقلاب اسلامي و مسلمانان جهان به دل گرفته اند هم چنان وجود داشته و آنها قصد دارند تا انتقام خود را از ضربه اي كه پيروزي انقلاب اسلامي بر آنها وارد كرده را بگيرند لذا به انحاي مختلف سد رشد و پيشرفت و ترقي علمي و فني و اجتماعي ما مي گردند. آنها نه تنها خواهان به ثمر رسيدن پيشرفت علمي و فني ما نيستند بلكه به هر طريقي كه بتوانند در اين امر كارشكني مي نمايند. يكي از اين روش ها همين فعاليت هاي فناوري هسته اي است كه با اينكه ميدانند فعاليتهاي ما صلح آميز است از احتمال اينكه در آينده ممكن است ما در راه غير صلح آميز از آن بهره برداري نمائيم قصد جلوگيري حتي در موارد صلح آميز اين فناوري را دارند.سياست امريكائيان در اين مورد و موارد مشابه ديگر، سياست دوگانه و تبعيض آميز مي باشد و در حاليكه تمام بازرسان فني سازمان انرژي هسته اي قاطعانه اعلام نموده اند كه هيچگونه انحرافي در برنامه فناوري هسته اي ايران مشاهده ننموده اند اما آنان همچنان به اصرار خود مبني بر جلوگيري از فعاليتهاي هستهاي ما ادامه مي دهند. البته تا كنون فعاليتهاي فناوري هسته اي ما به تعويق نيفتاده و هر چه آنان بر فشار خود بيفزايند كارشناسان و مسئولين ما هم به تلاش خود سرعت بيشتري مي دهند تا خواست غير منطقي و زور گويانه آنها تحقق نيابد.
ديدگاه جامعهشناسي در خصوص روند شكلگيري يك حركت ملي- مردمي چيست ؟جامعه شناسان بر خلاف روانشناسان كه رفتار فردي را مورد مطالعه قرار ميدهند، بطور عمومي به مطالعه رفتارها و حركات جمعي مردم ميپردازند لذا روند شكلگيري حركت ملي – مردمي 13 آبان 1357 صدها هزار نفر از دانشآموزان و دانشجويان به مناسبت چهاردهمين سالگرد تبعيد حضرت امام (ره) در مقابل دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن با شعار « درود بر خميني » و مرگ بر شاه پايه هاي حكومت پهلوي را به لرزه درآوردند كه بلافاصله با مقابله خشونتبار پليس روبرو و تعدادي از آنان به خاك و خون كشيده شدند.دانشآموزان مانند ساير گروههاي اجتماعي در اطاعت از فرمان حضرت امام (ره) كه همه را دعوت به مبارزه بيامان با رژيم دستنشانده امريكا مينمود، در كليه تظاهرات و راهپيماييها شركت فعال داشتند و در آن روز تاريخي يعني روز 13 آبان 1357 دانشآموزان در حاليكه مدارس را تعطيل و رو به دانشگاه تهران نهاده بودند، در جمع دانشجويان و ساير گروههاي مردمي به سرودن شعارهايي عليه شاه و رژيم پهلوي پرداختند كه مورد حمله قرار گرفتند و با كشته شدن تعدادي از آنان و انتشار اخبار فداكاري و مبارزه آنان از آن پس 13 آبان را روز دانشآموز نامگذاري نمودند.اين حركت دانشآموزان كه در اثر توافق روي شعارهايي معين عليه رژيم پهلوي و به حمايت از رهبري فرزانه و انقلابي شكوهمند صورت ميگرفت مقدمات يك حركت بزرگتر را فراهم آورد كه روندي بسيار طبيعي و خودجوش محسوب ميگرديد.
جامعه شناسان چگونه جريان 13 آبان راتفسير ميكنند ؟ از نظر ايشان آيا اين حركت يك حركت انقلابي بود يا يك جنبش دانشآموزي?
جامعهشناسان جريان 13 آبان را يك جنبش دانشآموزي تفسير مينمايند. زيرا در يك جريان انقلابي همه گروههاي اجتماعي شركت نموده و قصد واژگوني نظام و استقرار نظامي ديگر را دارند. اين حركت را معمولاً گروههاي سياسي كه داراي برنامه مشخص و معين مي باشند و از قبل اهداف تعيين شده را اعلام مينمايند، رهبري و در اختيار گرفته و مردم را حول برنامههاي خود بسيج مينمايند. روند شكلگيري 13 آبان به منظور اعتراض به تبعيد امام و حمايت از ايشان صورت گرفت هر چند كه بعدها اين جنبش در يك حركت انقلابي به راه خود ادامه داد و يكي از پايههاي اصلي آن حركت انقلابي گرديد اما در آن مرحله، يك جنبش خودجوش دانشآموزي بود كه موفقيت خوبي نيز كسب نمود.{mosimage}
فرق بين جنبش و انقلاب چيست ؟در جامعهشناسي سياسي جنبش را نوعي رفتار جمعي تعريف كردهاند كه با رفتارهاي جمعي ديگر تفاوتهاي اساسي دارد. رفتار جمعي معمولاً به روش فكري، احساسي و اعمال بخش اعظمي از مردم كه نسبتاً خود بخودي صورت ميگيرد و از طرح و الگويي معين پيروي نميكنند، اطلاق ميشود و بر خلاف يك جنبش، اغلب بيبرنامه، بيهدف و سازمان نايافته و عاري از ايدئولوژي است.ميزان سازمان يافتگي را يكي از مشخصههاي ميان جنبش اجتماعي و ساير رفتارهاي جمعي ميدانند اما از بعد سلسله مراتبي انقلاب از نظر برنامه و هدف و سازمان يافتگي بسيار وسيعتر از جنبش ميباشند. جنبشها معمولاً داراي ماهيتي اصلاحي يا اصلاحگرايانه هستند در حاليكه جنبش انقلابي داراي، ماهيتي راديكال ميباشد. همانطوريكه گفته شد بين جامعهشناسان سياسي اختلاف عقيده در خصوص جنبش (نهضتهاي اصلاحي) و انقلاب (نهضتهاي انقلابي) وجود دارد كه آن ناشي از نوع حركت و اهداف ايندو مي باشند كه ضمن دارا بودن برخي تشابهات داراي اختلافاتي نيز مي باشند.از ديدگاه علمي، آنچه باعث به ثمر رسيدن اين جريان شد چه بود ؟از نگاه علمي، رهبري قوي و مقتدر، پيروي و اطاعتپذيري پيروان جنبش، شرايط بينالمللي، شرايط اجتماعي و سياسي دوران پايان سلطنت پهلوي كه همان فساد گسترده سياسي – اجتماعي و اقتصادي رژيم پهلوي، خفقان و استبداد داخلي و نفوذ استعمار خارجي بود از جمله عوامل تأثيرگذار بر جريان جنبش دهه 50 گرديد.از ديد جامعه شناسي تسخير لانه ي جاسوسي چه تأثيري بر روند جريانهاي حاكم در جامهي ايران و جهان داشت ؟نتيجه عظيمي كه تسخير لانه ي جاسوسي بر روند جريان هاي حاكم در جامعه و جهان گذاشت همان شكستن ابهت دروغين امريكائيان بود. هر چند از نظر حقوقدانان و ديپلماسي بين المللي تسخير لانه جاسوسي يك عمل غير عرفي و غير ديپلماتيك تلقي ميشود اما انقلاب معمولاً داراي اعمال خارق العاده و رفتار پيش بيني نشده است و لذا دستگيري كسانيكه در آنجا به اصطلاح بهب امور سياسي مي پرداختند ولي در واقع به جاسوسي مشغول بودند نقاب امريكائيان را بر كنار زد و چهره پليد استعمار گرانه و قلدرانه آنان را بر ملا كرد. به عنوان يك جامعه شناس به نظر شما اگر لانه جاسوسي تسخير نميشد، چه اتفاقي ميافتاد ؟تسخير لانه ي جاسوسي دست امريكائيان را از دخالت در امور سياسي ما كوتاه نمود و به توطئه هاي گوناگوني كه در گوشه و كنار جامعه ما راه مي انداخت خاتمه داد. تسخير لانه جاسوسي روند انقلاب اسلامي را عميق تر نمود و مبارزه عليه امريكائيان را به سطح بالاتر ارتقاء داد. وجود سفارت امريكا در ايران، پايگاه جاسوسي و راه اندازي توطئه هاي ريز و درشتي بود كه هر روز عليه انقلاب صورت ميگرفت و ميتوانست انقلاب را با شكست حتمي روبرو نمايد. مبارزه جدي و همه جانبه با استكبار و طلب استقلال و بيداري ملت هاي جهان از همين راه صورت گرفت و ساير ملت ها دريافتند كه امريكائيان زورگو بسيار آسيب پذيرند.به عنوان يك پژوهشگر مسائل اجتماعي چه ارتباطي ميتوان بين تسخير لانهي جاسوسي و به تعويق افتادن فعاليتهاي فناوري هستهاي در ايران دانست ؟كينهاي كه امريكائيان ( حكومت هاي امريكائي نه مردم امريكا ) از انقلاب اسلامي و مسلمانان جهان به دل گرفته اند هم چنان وجود داشته و آنها قصد دارند تا انتقام خود را از ضربه اي كه پيروزي انقلاب اسلامي بر آنها وارد كرده را بگيرند لذا به انحاي مختلف سد رشد و پيشرفت و ترقي علمي و فني و اجتماعي ما مي گردند. آنها نه تنها خواهان به ثمر رسيدن پيشرفت علمي و فني ما نيستند بلكه به هر طريقي كه بتوانند در اين امر كارشكني مي نمايند. يكي از اين روش ها همين فعاليت هاي فناوري هسته اي است كه با اينكه ميدانند فعاليتهاي ما صلح آميز است از احتمال اينكه در آينده ممكن است ما در راه غير صلح آميز از آن بهره برداري نمائيم قصد جلوگيري حتي در موارد صلح آميز اين فناوري را دارند.سياست امريكائيان در اين مورد و موارد مشابه ديگر، سياست دوگانه و تبعيض آميز مي باشد و در حاليكه تمام بازرسان فني سازمان انرژي هسته اي قاطعانه اعلام نموده اند كه هيچگونه انحرافي در برنامه فناوري هسته اي ايران مشاهده ننموده اند اما آنان همچنان به اصرار خود مبني بر جلوگيري از فعاليتهاي هستهاي ما ادامه مي دهند. البته تا كنون فعاليتهاي فناوري هسته اي ما به تعويق نيفتاده و هر چه آنان بر فشار خود بيفزايند كارشناسان و مسئولين ما هم به تلاش خود سرعت بيشتري مي دهند تا خواست غير منطقي و زور گويانه آنها تحقق نيابد.



