يادواره غالب دهلوي
با همكاري دانشگاه اصفهان،موسسه غالب دهلوي و انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسي ايران، يادواره شاعر پارسي گوي هندي غالب دهلوي در دانشگاه اصفهان برگزار خواهد شد.
*********** فارسي بين تا ببيني نقشهاي رنگ رنگ ****بگذر از مجموعه اردو كه بيرنگ من است *********
غالب بيشتر شعر فارسي سروده و در انواع قالب هاي شعر فارسي آثاري از او به جاست كه د ركليات او ديده مي شود . با اينكه مثنوي و قصيده و رباعي و ديگر انواع شعر را نيز مورد نظر داشته و قصايد بسياري در شيوه شاعران عصر خويش ، كه در قصيده اغلب به خاقاني و انوري نظر داشتهاند سروده است اما او را بايد غزل سراي برجستهاي در شيوه هندي به شمار آورد و شايد بزرگترين سخنوري باشد كه از قرن سيزدهم به بعد در شبه قاره هند غزل سروده است . اقبال لاهوري به شعر او توجه بسيار داشته و از او به بزرگي و تجليل فراوان ياد مي كند . آثار غالب علاوه بر كليات فارسي او كه بارها به چاپ رسيده و نيز ديوان اردو (1841 چاپ اول) عبارت است از كليات نثر (1868 نول كشور لكهنو) شامل پنج گنج ، پنج آهنگ ، مهر نيمروز ، دستنبو ، و ديگر . قاطع برهان (چاپ اول لكهنو2 - 1861 ) كه در ين كتاب فرهنگ كتاب برهان قاطع را مورد بررسي انتقادي قرار داده و ايرادهايي بر صاحب برهان وارد آورده . در اين كتاب در مواردي حق به جانب غالب است و در مواردي نزاع لفظي است و در حاشيه اين بحث انتقادي او ، بسياري از اهل فضل به دفاع از صاحب برهان پرداختهاند و نظرهاي غالب را رد كردهاند و دستهاي نيز به طرفداري از غالب برخاستهاند. در گذشته از اين كتاب دو مجموعه نامه به اردو نيز از او چاپ و منتشر شده است (دهلي) غالب را پدر نثر جديد اردو شمردهاند .غالب در ميان شاعران قديم ، در قصيده بيشتر به خاقاني و انوري نظر داشته و بيشتر قصايد او به استقبال اين دو سراينده است البته نبايد فراموش كرد كه اين دو قصيده سراي قرن ششم به مناسبت بعضي تمايلات به انديشههاي دور و خيال هاي تازه و يا به تعبير شاعران شيوه هندي ؛ معاني بيگانه ، همواره مورد نظر شاعران قرن دهم و يازدهم بودهاند . اوج هنر او ، چنانكه ياد كرديم ، مثل همه شاعران سبك هندي در غزل است با استعارهها و كنايهها و تصويرهاي كوچك و اغلب زيبا و بديع كه اگر جانب اعتدال در آن رعايت شود همواره جلوه شعري و جان و جمال هنري آن قابل ستايش و پذيرش ذهنهاي هنرشناسان است . غالب ادامه طبيعي راه و رسم شاعران عصر صفوي است و در همان زماني كه او به شيوه شاعران عصر صفوي غزل در مايههاي سبك هندي ميگفت و شاعران سرزمين هند و گويندگان افغانستان و تاجيكستان دنباله راه و رسم بيدل را كه نمودار برجسته اين شيوه شاعري بود ادامه مي دادند . شاعران ايران در جستجوي راه و رسم تازهاي برآمدند كه اگرچه خود به خود هيچگونه ارزشي در تاريخ ادبيات فارسي ندارد ، اما از نظر حفظ موازين زبان و رعايت فصاحت تا حدي از سستي و پيچيدگيهاي شاعران دوره قبل ، كه خود را به موج استعارههاي پي در پي و خيالهاي دور از ذهن سپرده بودند ، كاست و شعر فارسي را از نظر بنيه ظاهري و رعايت نكات لفظي تا حدي سلامت بخشيد . اما شاعران سرزمين هند همچنان راه و رسم گويندگان عصر صفوي را ادامه دادند و بيگمان غالب بزرگترين سخنوري است كه پس از عصر زنديه در شيوه هندي غزل گفته است . از خلال شعرهاي ديوان او ميتوان دريافت كه وي نيز به شدت طالب حسن غريب و معني بيگانه است و از طرز ساده اداي معاني كه با زباني روشن و آشكار احساس خود را بيان كند . گريز داشته و اين را نميپسنديده چنانكه خود گويد :
**************سخن ساده دلم را نفريبد غالب************* نكتهاي چند ز پيچيده بياني بمن آر***********
و در سراسر ديوان او اين كوشش همواره محسوس است كه سادهترين سخن ها را در پردههاي چندين استعاره رنگارنگ ادا ميكند . در ميان شاعران پيش از خود ، در غزل به گويندگان عصر صفوي – كه بنياد گزاران شيوه هندياند – تماس بسيار داشته و دلبستگي او را به ظهوري ، بيدل ، عرفي ، فيضي ، نظيري ، طالب آملي ، فغاني و حزين به خوبي ميتوان دريافت چنانكه خود گويد : (. . و آموزگارانه در من نگريستند . شيخ علي حزين بخنده زير لبي بيراهه رويهاي مرا در نظرم جلوهگر ساخت . وزهر نگاه طالب آملي و غرق چشم عرفي شيرازي ماده آن هرزه جنبشهاي ناروا در پاي رهپيماي من بسوخت .....)



