مراسم تشييع پيكر مطهر دكتر كياست پور در دانشگاه اصفهان
مراسم تشييع پيكر مطهر دكتر كياست پور پيشكسوت فرهيخته عرصه نجوم، اپتيك، ليزر و چهره شناخته شده جهاني با حضور هيات رييسه دانشگاه، اساتيد، كاركنان، دانشجويان و شخصيت هاي مهم علمي، فرهنگي و هنري استان اصفهان از محل دانشكده فيزيك دانشگاه اصفهان به سمت قطعه نام آوران باغ رضوان برگزار شد.
مراسم تشييع پيكر مطهر دكتر كياست پور پيشكسوت فرهيخته عرصه نجوم، اپتيك، ليزر و چهره شناخته شده جهاني با حضور هيات رييسه دانشگاه، اساتيد، كاركنان، دانشجويان و شخصيت هاي مهم علمي، فرهنگي و هنري استان اصفهان از محل دانشكده فيزيك دانشگاه اصفهان به سمت قطعه نام آوران باغ رضوان برگزار شد.
به گزارش وب سايت خبريuinews دكتر هوشنگ طالبي رييس دانشگاه اصفهان در اين مراسم اظهار داشت: دكتر كياست پور معلم اخلاق و عالمي انديشمند بود كه زبان از تعريف و تمجيد آن استاد بزرگوار عاجز و به حق مايه فخر و مباهات دانشگاه است.
رييس دانشگاه در ادامه افزود: دانشگاه اصفهان قبل از انقلاب، آموزش محور بود و اگر امروز اين دانشگاه به عنوان دانشگاهي آموزش محور و پژوهش محور مطرح شده است، مرهون زحمات و تلاش هاي آن مرحوم بزرگوار است كه سنگ بناي پژوهش را در اين دانشگاه بنا نهاد. دكتر طالبي همچنين تصريح نمود: دانشگاه اصفهان مفتخر به وجود استادي چون دكتر كياست پور است كه هيات مميزه را در دانشگاه اصفهان پايه گزاري نمود. لازم به ذكر است وجود هيات مميزه در هر دانشگاه نه تنها در رتبه بندي دانشگاه موثر بود بلكه به عنوان يك امتياز براي آن دانشگاه محسوب مي شد.
رييس دانشگاه همچنين افزود: دكتر كياست پور انديشمندي عالم و وارسته بود كه از علم و دانش خود در راستاي پيشبرد اهداف علمي كشور به نحو مطلوب استفاده نمود و با تربيت دانشجوياني كه امروز خود سرآمدان علمي كشور و جهان هستند، جايگاهي بزرگ و بلند مرتبه در ذهن و جان همه انديشمندان به جاي گذاشت. بدون شك امروز اساتيد و دانشجويان گروه فيزيك دانشگاه اصفهان كه ثمره تلاش و كوشش آن استاد بزرگوار هستند به خود مي بالند كه در محضر چنين استادي به كسب دانش پرداخته اند.
دكتر طالبي در پايان درگذشت دكتر كياست پور را به همه دانشگاهيان به خصوص اساتيد و دانشجويان گروه فيزيك دانشگاه اصفهان تسليت گفت.
شايان ذكر است دكتر رسول ركني زاده معاون پژوهش و فناوري دانشگاه نيز پيام تسليتي در سوگ استاد كياست پور به شرح زير قرائت نمود:
يك دهان خواهم به پهناي فلك تا بگويم وصف آن رشك ملك
امروز ما از فقدان روح آكادميك در دانشگاهها در رنجيم. اين روح چون عطري خوشبو است كه در فضا پراكنده ميشود. توسط انسانهاي فرهيخته حاملان اين روحاند و كساني كه در كنارشان قرار مي گيرند، معطر ميشوند و زنده.
دكتركياست پور خود به تنهايي يك نظام تربيتي بود. در كنار او ما علم را توام با عشق به علم در مي يافتيم. رشد و بالندگي آكادميك را در سايه مهر به ميهن و ايران دوستي مي آموختيم. او مرد فرصت سازي ها براي غير خود بود و از هرگونه فرصت طلبي بري و پيراسته.
در كنار او صميميت را با صراحت، متضاد نمي ديديم زيرا همه اشكال نفاق و دورويي را از خويش زدوده بود.
معلمي براي دكتر كياست پور، زندگياش بود و روش تنفس كردنش، زيرا بهترين روش عشق ورزيدن را در معلمي يافته بود و با معلمي زنده بود و زندگي ميكرد.
در عشق زنده بايد از هر مرده هيچ نايد داني كه كيست زنده آنكو زعشق زايد
ما در سايهسار نخل برومندي زيستن علمي خويش را آغاز كرديم كه ريشه اش در سرزمين علم و شاخههايش در آسمان عشق بود. وداع فقط با پيكر اوست چرا كه ميراث گرانقدر او و ميراثداران ارزشمنداش در گوشه و كنار ايران و جهان افتخار آفريناند و به شاگردياش مباهات ميكنند.
دكتركياست پور نه فقط براي دانشكده فيزيك كه براي كل دانشگاه هويتساز بوده است و حوزههايي چون اپتيك، فوتونيك و اخترفيزيك فقط ثمرهاي از ثمرات تلاشهاي او است. شوق به آموختن را ما از گرمي و اشتياق او به آموختن ميآموختيم كه امير بيان فرمود: فاذا ضيع العالم علمه استنكف الجاهل ان يتعلم
و او علم را آبادان ميكرد و شاگردانش مشتاقانه پاي درس او مي نشستند.
او حقيقتاً به آباداني علم در شهر و ديار ما مدد رساند.
او ستاره اي در آسمان دانش اين مرز و بوم است كه اين روزها بانگ الصلاه را براي ديار باقي لبيك گفت.
آمد ندا از آسمان جان را كه بازآ الصلاه جان گفت اي نادي خوش، اهلاً و سهلاً، مرحبا
از خداوند بزرگ خواهانيم كه او را با معلمان بزرگ تاريخ، يعني انبياء عظام سلام الله عليهم محشور گرداند و روح بلند او را قرين آرامش و طمانينه قرار دهد. او با سعادت زيست و سربلند و عزيز به ديار باقي شتافت و از اين غريبستان به جايگاه آشناي خود سفر كرد.
جانا به غريبستان چندين به چه ميماني باز آ تو از اين غربت تا چند پريشاني
بازآ كه در آن محبس قدر تو نداند كس با سنگ دلان منشين چون گوهر اين كاني
اي از دل و جان رسته، دست از دل و جان شسته از دام جهان رسته، باز آ كه ز ياراني





