روابط عمومی

iran flag اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
امروز : 30 شهریور 1405
  • تاریخ انتشار : 1402/08/15 - 20:50
  • تعداد بازدید : 4
  • زمان مطالعه : 19 دقیقه

تأکید بر نقش دانشجوی گفتمان ساز در عرصه های مختلف جهانی

دکتر اصغر منتظرالقائم عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در نشستی به مناسبت 13 آبان، با عنوان دانشجوی گفتمان ساز، به تأثیر گذاری جنبش دانشجویی در اتفاقات رخ داده در جهان و نقش دانشجوی گفتمان ساز در این عرصه پرداخت.


به گزارش روابط عمومی، دکتر اصغر منتظرالقائم عضو هیات علمی
گروه تاریخ درویژه برنامهٔ 13 آبان که به همت جامعهٔ اسلامی دانشجویان دانشگاه های
اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در سالن شهید حاج قاسم سلیمانی دانشگاه اصفهان برگزار
شد، در جمع دانشجویان گروه تاریخ، به تاثیر گذاری جنبش دانشجوئی پرداخت و تصریح
کرد:  هزار و چهارصد سال اسلام و تشیع وجود
داشت و در حوزه قم و نجف علمای بزرگی بودند ولی انقلاب اسلامی و امام خمینی گفتمان
جدیدی ارائه کرد اسلام اهل سنت و تشیع هر دو بودند ولی امام گفتمان تمدنی و
انقلابی
 را
به پیروی از ائمه که در راه خدا شهید شدند، مبارز و عدل گستر و اصولی ارائه کرد.



وی افزود:  این نگاه
تمدنی در عصر امام خامنه ائی گسترده شد و گفتمان غرب و مدرنیته و امریکا را دچار
چالش کرده است.



دکتر منتظرالقائم تأکید کرد: جوان سنی فلسطینی و شیعه زیدی
یمن و شیعه امامی لبنانی این گفتمان را گرفتند و حرکت کردند. تمام مسلمانان در
مبارزه با استکبارخودشان را گم کرده بودند و به دامن جریان های کمونیستی افتادند
چرا برای اینکه دنبال امام خودشون نبودند. انقلاب اسلامی دارد به قله تمدن ساز و
توانمند و تاثیر گذار خود دست می یابد.



وی افزود: دانشجوی گفتمان ساز بایدمسیر را پیدا کند و تکلیف
خودش را با امامین انقلاب روشن کند و مبانی فکری را از این دو بگیرد و از سرچشمه
خودش را سیراب کند. ان وقت وارد مبارزه شود. سید حسن نصرالله چرا با این جسارت و
قدرت ایستاده و استکبار را به چالش کشیده است.



عضو هیات علمی گروه تاریخ تصریح کرد: شیخ ابراهیم زکزاکی در
این مسیر افتاده و وقتی وارد اندیشه امام شد نیجریه را تکان داده است. نگاه آینده
و دورنمایی که تمرکز پیدا کرده بر تمدن نوین اسلامی تاکید دارد و همه ایزارها را برای
رسیدن به هدف به استخدام در آورده است و فرهنگ سازی می کند لذا از اربعین و
عزاداری عاشورا و فلسطین و عراق و مبارزه با استکبار با همان نگاه تمدنی حرکت می
کند. اگر این اصل را فهمیدیم ازمسیر دور نمی افتیم و راهی رسیدن به قله را که امام
خامنه ایی گفتند رها نمی کند و برخی فرع ها را رها و اصل را برای رسیدن به ان هدف
دنبال می کند لذا باید توانمند سازی علمی جسمی و روحی و معنوی برای ما برای رسیدن
و حرکت در این مسیر هدف باشد.



اگر گفتمان درست برای انسان حل شده با گفتمان های باطل
مبارزه می کند و به چالش می کشد و جریان دانشجوئی اهل مبارزه فکری و گفتمان ساز و
گفتمان سوز هم باشد مدرنیته و تفکر لیبرالی را به چالش می کشد.



محمودبن لبید می گوید: از فاطمه (س) درباره حق علی (ع) و کوتاه آمدن
ایشان از آن حق، سؤال کردم، فرمود: از رسول خدا
«مَثلُ الْامامِ مَثَلُ
الْکعْبَةِ، اذ تُوْتی وَ لَا تَأْتِی
»شنیدم که



امام همچون کعبه است که باید به سویش حرکت کنند، نه این که او به
جانب مردم رود



شکل گیری جنبش دانشجوئی



واقعه 16 آذر ما سال 1332 شمسی



دکتر منتظرالقائم با بیان شگل گیری جنبش دانشجویی واقعهٔ 16 آذر سال
1332 شمس تصریح کرد: پس از وقوع کودتای
28 مرداد 1332، سازمان‌های سیاسی تشکیل دهنده جبهه ملی، برای دوره کوتاهی در یک
ائتلاف ضعیف، تحت نام نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست زدند و تظاهرات‌ها و
اعتصاب‌های پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از
جمله در تاریخ
16 مهر و 21 آبان، در اعتراض
به دستگیری کاشانی و محاکمه مصدق برگزار شد



چند هفته پس از این وقایع، اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا که در
زمان نخست‌وزیری مصدق قطع شده بود، از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب
ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد



این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در 16 آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاس‌ها
پرداختند و ناآرامی تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت.



دولت زاهدی برای پیشگیری از هرگونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب
اعتراضات گرفت. نیروهای لشکر2 زرهی را به
دانشگاه اعزام کرد.
سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به
دانشگاه، به کلاس‌های درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و مصدوم نمودند
. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ
سه دانشجوی این دانشکده به نام‌های احمد قندچی، مهدی شریعت ‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا
شد. آنان به داخل دانشکده های پزشکی، داروسازی،
حقوق و علوم و صدها دانشجو را دستگیر کردند.



فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را
در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی
بود، دریافت کرد.



شهید چمران که خود شاهد این واقعه بوده، در خاطره
اش در رابطه با حادثه ی 16 آذر می گوید: «وقایع آن روز، چنان در نظرم مجسم است که
گویی همه را به چشم می بینم! صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد. سکوت موحش
بعد از رگبار، بدنم را می لرزاند. آه بلند و ناله ی جان گداز مجروحان را در میان
این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده
ی
فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد، به رأی العین می بینم.



جنبش دانشجوئی



مرحله ی اول:



جنبش دانشجویی با جریان روشن فکری، پیوند خورده و از این منبع
برخاسته بود. هرچند حرکت دانشجویی در عین حال به دلیل اقتضاهای جوانی دارای روحی
پاک و به دور از خدعه ها و فریب سیاسی بود.



مرحله
دوم با اوج گیری انقلاب اسلامی، جنبش روشن فکری و دانشجویی
که خود را
پیشتاز مبارزه می دانست



ناگهان خود را عقب مانده یافت. حرکت عظیم مردم در اعتراض علیه رژیم،
خرده احزاب، گروهای



 روشن فکری و جنبش دانشجویی
را به تعجب واداشت و آنان را به اعلان موضع فراخواند. در این شرایط، جریان روشن
فکری که چندان به عمق و ماندگاری قیام باور نداشت و به گونه



های مختلف سعی می کرد.  که آن
را حرکتی کور، تعبیر کند. ولی عده ای که امام برای آنان مرجعیت داشت همراه با
انقلاب شدند و در مبارزات کنار ملت بودند.



مرحله ی سوم: . به میمنت انقلاب همه
مبارزان کمونیست از زندان آزاد شدند ولی پس از پیروزی انقلاب روشنفکران کمونیست و
منافقین راه خود را جدا کردند و هر روز جریان درست کردند. دانشگاه را به محلی برای
توطئه های خود در آوردند.
دانشگاه­ها بعد از انقلاب مرکز
توطئه گروهکهای مخصوصاً ملحد منحرف شد و اساس انقلاب را به سخریه گرفته بودند.



ولی عده ائی که به دنبال امام خود بودند اهمیت و حرمت حرکت سیاسی
دانشجویی درک کردند و خود را از بند روشن فکری گسست و پابه پای مردم



آمد و برای خود افتخاری عظیم در تاریخ سیاسی ایران کسب کرد. مسئولیت
های مهم سیاسی و اجتماعی در ارگان های انقلابی پذیرفتند و در راه انقلاب اسلامی
جانفشانی کردند. در کردستان و سیستان و بلوچستان مثل شهید نیکبخت تحصیل کرده
امریکا به بلوچستان رفت و به شهادت رسید. شهیداحمد زارع از آمریکا به ایران امد و
به جبهه رفت و شهید شد.  منصور موحدی نیا و
شهید مهدی نیلفروش زاده بودند. شهید گلابخش از انگلستان آمد و در سپاه وارد شد و
مسئولیت عملیات سپاه شد.



شهبازی دستجردی، محمود



محمود فرزند خانعلی در سال 1337ش در خانواده­ای
مذهبی در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود و با رنج و زحمت زندگی را اداره
می­کرد و از همان بدو زندگی طعم محرومیت و فقر را چشید.



خواندن قرآن را نزد مادرش فرا گرفت و تحصیلات
خود را تا دورة متوسطه به پایان برد، سال 1356ش در رشتة مهندسی صنایع دانشگاه علم
و صنعت پذیرفته شد. او به همراه دوستانش در مسجد شفیعی در جهت رسوا کردن اعمال
رژیم فعالانه تلاش می­کرد. در این رابطه با بعضی از دانشجویان انقلابی آشنا و مرتب
از مسائل مبارزاتی خبرگیری و اعلامیه­ها را گرفته و بین مردم پخش می­نمود. وی پس
از ورود به دانشگاه همکاری نزدیکی را با انجمن اسلامی آغاز و در آنجا بود که بیش
از گذشته با چپاولگریها و جنایات رژیم پهلوی آشنا شد و در کنار فعالیت­های گروهی
مانند کوهنوردی، ورزشهای دسته جمعی و پخش و نصب اعلامیه و اعتصابات به طور فعال
شرکت می­نمود. همچنین وی در کنار فعالیتهای سیاسی ضد رژیم هیچگاه دست از مطالعه و
ارتقاء سطح ایدئولوژی خود غافل نبود و همواره آثار شهید مطهری را مطالعه می­کرد.
در بهمن 1357ش در تهران بود و به همراه مردم به پادگان­ها رفته و اسلحه بر دوش
گرفت و در کمیته مشغول خدمت شد. در اسفند ماه ­1357ش به خدمت سپاه پاسداران درآمد
و در پادگان سعدآباد مشغول به کار شد. تلاش زیادی در جهت استقرار سپاه از خود نشان
داد و هرکاری را انجام می­داد.



محمود
فعالیّت­های زیادی در جهت خنثی کردن توطئه این گروهکها که دانشگاه را محل توطئه
کرده بودند مخصوصاً گروهک منافقین خلق از خود نشان داد. می­دانست که این گروهکها
در راستای خط آمریکا هستند و شهادت یاران باوفای امام از جمله بهشتی، مدنی و
دستغیب از اقدامات آنها است.



به دلیل مشکلاتی که در کردستان به وجود آمد راهی
آنجا شد و پس از مدتی فرماندهی یکی از محورهای گیلان غرب به وی سپرده شد (حسام،
ص24). با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران با روحیه قوی و پشتکاری وصف ناپذیر
به بسیج نیروها پرداخت و آنها را به جبهه­های غرب می­فرستاد. خود نیز در صحنه حضور
داشت. در سال 1359ش برای سامان دادن به وضع سپاه همدان به آنجا رفت و به فرماندهی سپاه منصوب شد. آقای بروجردی در
روز معارفه او را اینگونه توصیف کرد: « برادرمان محمود شهبازی امانت فرمانده کل
سپاه پیش منه که در کردستان و غرب کشور خدمت کرده و ان­شاء­الله امان من خواهد بود
در دست شما..»(همان، ص84). محمود نیز هنگام سخنرانی نهج البلاغه را گشود و
نامة مالک اشتر را برای آنها خواند وی
همواره به هر مناسبت نهج البلاغه را برای نیروهایش می­خواند و ترجمه می­کرد. او نه
تنها یک فرمانده منضبط و قاطع در جهت انجام وظایف خود بود بلکه تمام تجارب و
معلومات خود را به دیگران منتقل می­کرد و با بها دادن به نیروهای اصیل در سپاه و
تشویق آنها و سپردن مسئولیتهای گوناگون به آنها نقش بسزایی در جهت هر چه مکتبی­تر
کردن این ارگان داشت. یکی از دوستانش به وی لقب مهاجر داد و از آن به بعد دوستاانش
به ا و مهاجر می­گفتند چرا که هیچگاه یک جا بند نمی­شد و در حال حرکت و تلاش بود.



وی پس از تحکیم مواضع در جبهه­های غرب فعالیّت­هایش
را در جبهه جنوب متمرکز نمود و قبل از شروع عملیات فتح المبین به طور کامل در جبهه
حضور داشت و با پذیرفتن مسئولیت معاونت تیپ محمدرسول­الله نیروها را هدایت کرد .
در پیروزی خرمشهر نقش بسزایی داشت و تا قبل از شهادتش نیروها را به دروازه­های
خرمشهر رسانید. سرانجام وی در جاده اهواز- خرمشهر هنگام یاری رساندن به مجروحان
مورد اصابت تیر و خمپاره قرار گرفت و در تاریخ 2/3/1361ش به شهادت رسید و در گلستان
شهدای اصفهان، قطعة فرماندة کل قوا، ردیف 3، شمارة 3 به خاک سپرده شد.



فرازی از وصیت نامه شهید:



خدایا توفیق عطا فرما از جمله کسانی باشیم که
خود بشارت به آنها داده­ای که در این معامله شرکت جویند... از تو خواهانم که
زندگیم را زندگی محمدی و مردنم را مردن محمدی قرار دهی.



سپاه پاسداران بازوی مسلح ولایت فقیه و
روحانیّت، باید سپاه آنچنان شود که پاسداران به عنوان فریضه واجب خدمت نمایند، نه
به عنوان شغل... چقدر ابرقدرتها از این سپاه می­ترسند، چرا که برادر سپاهی به
عنوان فریضه وارد سپاه می­گردد... هر کجا سخت­تر باشد وارد می­گردد که اجرش عظیم­تر
گردد. 



خط انحرافی از امام خمینی و اسلام مبارز جوو
انقلابی



رهبران سازمان منافقین خیلی ادم های قوی و مبارزه جو و
متدین و انقلابی و اهل نمازو تفسیر قران بودند ولی چرا از اسلام به کمونیسم رو
آوردند زیرا اصل را رها کردند یعنی رهبری ولائی خودشون را رها کردند.



حنیف‌نژاد متولد 1317شمسی در تبریز بود. در دوران تحصیل
دانشجویی مهندسی کشاورزی فعال و مسئول انجمن اسلامی دانشجویان بود و در جریانات
دانشجویی سال‌های 1339 تا 1342 در
 جبهه ملی و نهضت آزادی فعال بود. حنیف نژاد در سال 1341 بر اثر حمله کماندوها
به دانشگاه دستگیر شد. وی پس از 7ماه زندان آزاد شد و سازمان مجاهدین خلق در
15/6/1344 شمسی به وسیله
 محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد؛



سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه بر ضد رژیم پهلوی پرداخت. در شهریور سال 1350 و در آستانهٔ برگزاری جشن‌های 2500 سال
شاهنشاهی
، 13 نفر
از سران سازمان دستگیر و پس از شکنجه 12 نفر از آنان به جُرم «اقدام علیه امنیت
کشور، اعمال تروریستی (ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)»، اعدام شدند
مسعود رجوی از مجازات اعدام نجات یافت.



در آذرماه سال 1351 شمسی رضا رضایی از کادرهای سازمان توانست از زندان فرار کند و تا روز کشته
شدنش در 25 خرداد 1352، نقش مهمی در رهبری و
 سازماندهی مجدد و عملیات نظامی مجاهدین ایفا کرد. بدین ترتیب بقایای
سازمان به فعّالیّت خود ادامه دادند و سازمان با چند عمل مسلحانه در جامعهٔ ایران
شناخته شد



تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین
در سال 1354 کمی بعد از فرار
تقی شهرام و بهرام آرام از زندان ساری اتفاق افتاد.



در آن زمان اکثریت اعضای مرکزیت
«سازمان مجاهدین خلق» که خارج از زندان بودند، تحت تأثیر تقی شهرام وبهرام آرام
قرار داشتند. انان در نخستین اعلامیهٔ خود پس از تغییر ایدئولوژی آوردند



در آغاز گمان می‌کردیم می‌توانیم
مارکسیسم و اسلام را ترکیب دهیم و فلسفه جبر تاریخ را بدون ماتریالیسم و دیالکتیک
بپذیریم. اینک دریافتیم که چنین پنداری ناممکن است… ما مارکسیسم را انتخاب کردیم
زیرا راه درست و واقعی برای رها ساختن طبقهٔ کارگرِ زیرِسلطه است.



درگیری‌های خونینی نیز بر اثر
اختلافات مجاهدین مارکسیست و مسلمان رخ داد



مجید شریف واقفی، به‌دست مارکسیست‌های حاکم بر سازمان ترور شدند مرتضی لبافی‌نژاد و مرتضی صمدیه لباف 



در باره این تغییر تراب حق‌شناس از بازماندگان جمع اولیهٔ تشکیل‌دهندهٔ
سازمان مجاهدین خلق که در سال 1354 به مارکسیسم ایدئولوژی می‌گوید: به نظر من خیلی‌ها
تغییر ایدئولوژی مجاهدین را عمدتاً از زمینه‌ای که داشت جدا می‌بینند. مجاهدین سال‌های
40 و 50 اول مبارز بودند و سپس مسلمان بودند.



چکار کنیم که اشتباه نکیم و
بیراهه نرویم:



امام خامنه ائی می گویند:



مسئولیت شما سنگین است؛ هم باید
درس بخوانید، هم محیط سیاسی تان را بشناسید، هم روی محیط سیاسی اثر بگذارید و هم
خودتان را از لحاظ فکری و روحی آماده کنید برای فردایی که بلاشک وزن این نظام متکی
به معنویت ـ یعنی نظام جمهوری اسلامی ـ در معادله های جهانی بین المللی، ده برابرِ
امروز خواهد شد. مطمئن باشید که ما چنین روزی را در پیش داریم و شما جوان های
امروز، آن روز را خواهید دید. علی القاعده آن روز ماها نیستیم؛ اما شماها هستید و
خواهید دید آن روزی را که وزن، ثقل و اهمیت جمهوری اسلامی در معادله های جهانی ـ
چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ بیان افکار سازنده ـ ده برابرِ
امروز است. باید خودتان را إن شاءالله برای آن روز آماده کنید

 
 


 



 



 



 

کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار :

مدیر سیستم

آخرین بروزرسانی: 1402/08/15 20:50

دسترسی سریع

تنظیمات قالب

تنظیمات قالب

vazir
estedad
shabnam
sahel
کنتراست تیره
کنتراست روشن
کنتراست بالا
اشباع رنگی بالا
سیاه و سفید
اشباع رنگی کم
بدون فیلتر
کوررنگی سبز
کوررنگی قرمز
کوررنگی آبی
تک رنگ بینی