مصاحبه دكتر امير رحيمي معاون پژوهش و فناوري دانشگاه اصفهان با روزنامه اصفهان زيبا
دكتر امير رحيمي،معاون پژوهش و فناوري، استاد مهندسي شيمي گروه مهندسي شيمي دانشكده فني و مهندسي و عضو گروه پژوهشي آلودگي هوا و پسماند جامد در پژوهشكده محيط زيست دانشگاه اصفهان است.
دكتر امير رحيمي،معاون پژوهش و فناوري، استاد مهندسي شيمي گروه مهندسي شيمي دانشكده فني و مهندسي و عضو گروه پژوهشي آلودگي هوا و پسماند جامد در پژوهشكده محيط زيست دانشگاه اصفهان است.
موضوع آلودگي هوا در استان اصفهان و به خصوص شهرستان اصفهان از نيمه دوم سال92 به چالش برانگيزترين موضوع استان تبديل شده و خوشبختانه همت و تلاش مسئولان اصلي استان معطوف به آن است. چرا اين موضوع به دغدغه اين روزها تبديل شده است؟
اين پديده شوم گرچه ناشي از عوامل قديمي و جديدي است كه مسئوليت بروز اين پديده را به ظاهر از دوش مسئولان حال حاضر و سالهاي اخير استان برميدارد،
با اين وجود معتقدم بايد بدون توجه به تمامي پديدههاي سياسي استان به آن نگريسته شود كه خوشبختانه با توجه به اقدامات و حساسيتهاي اخير استاندار محترم و ساير مسئولان محترم استان شاهد رويكرد و عملكرد بهتري در اين زمينه هستيم، گرچه بهعنوان نماينده جامعه دانشگاهي انتظار دارم نقش دانش مربوط به موضوع آلودگي هوا و دانشگاهيان در سياست گذاريهابيشتر باشد. صحبتهاي بنده متمركز بر سه هدف مهم است: هدف اول بزرگنمايي و شفافسازي اقداماتي است كه بهعنوان اصليترين راهحلهاي مشكل فعلي بايد به آنهاتوجه ميشدكه متأسفانه در اقدامات و نگرشهاي فعلي به آنهاپرداخته نشده است. هدف دوم اصلاح نگرش علمي فعلي به اين پديده در استان است كه متأسفانه داراي اشكالاتي است و طبعاًمنجر به تصميمات غلط يا بيتأثيرميشود. هدف ديگر ارائه پيشنهادهايي جهت اصلاح يا تغيير سياستهاي فعلي پايهگذاري شده و يا ارائه مسيرهاي جديد جهت تحقق هدف پيشرو است.
به نظر شما واقعيتهاي موجود آلودگي هواي اين روزهاي اصفهان چيست؟
در اغلب اظهارنظرهاي مرتبط با موضوع آلودگي هوا در اصفهان شنونده اين جملات هستيم: كيفيت بنزين، گازوئيل و نفت كوره (مازوت) توليدي در كشور از نظر محتواي آلايندههاي كليدي در گوگرد مشكلي ندارد يا مشكل چنداني ندارد! بالغ بر 70درصد آلودگي شهرستان اصفهان مربوط به خودروهاست! دليل مصرف نفت كوره نيروگاه به دليل كمبود گاز است. هزينه عمليات نيروگاههاي استان در شرايط مصرف مازوت سه برابر شرايط استفاده از گاز است! امكان تصفيه مازوت پالايشگاه بهراحتي ميسر است! اما واقعيتهاچيست؟ محتواي گوگردي بخش عمدهاي از بنزين توليدي كشور در بهترين شرايط حداقل ppm 180و در بدترين شرايط بيش از 1000ppmاست. اين در حالي است كه در استانداردهاي نه چندان جديد اروپا در اين زمينه، اعداد كمتر از ppm50 هدفگذاري شده است. اين مهم در خصوص مازوت توليدي كشور 3 درصد وزني است كه معادل ppm 30000است. در خصوص گازوئيل توليدي كشور باوجود تنوع اعداد موجود، اين پارامتر تا عدد ppm 8000هم گزارش و اندازهگيري شده است. تأثيراين اعداد در ميزان نشر آلايندههاي اصلي اوليه قابلتوجه است. بحثوجدل فعلي بين انجمنهاو تشكلهاي مردمنهادبا مبادي مرتبط در استان و صنعت در خصوص تعيين سهم منابع و عوامل توليد آلودگي از مبنا و منظر علمي يك بحث بيمورد، غيرعلمي، بيفايده و فاقد تأثيرگذاري است. از نظر بنده ارائه اين نوع گزارشها و ارقام عمدتا نوعي اقدام تبليغي و با كاربرد اجرايي خاص است. محاسبات دقيق نشان ميدهدكه بسته به نوع آلاينده، دامنه مكاني بحث، شرايط اقليمي و آبوهوايي، فصل و زمان اين اعداد كاملاًمتفاوت و متنوع خواهد بود و جدا از اينكه ارزش كاربردي چنداني ندارد، دستمايهاي براي فرار برخي از عوامل تأثيرگذار از پذيرش نقش خود در ايجاد آلودگي هوا ميشود.
اين مسئله را بيشتر توضيح ميدهيد.
بهعنوانمثال يك نمونه كوچك ميزان نشر دياكسيدگوگرد در استان ناشي از عملكرد خودروهاي شهر اصفهان در بدترين شرايط كيفي بنزين استان (1000 ppmگوگرد در بنزين) به سختي به يك درصد ميزان نشر همين آلاينده ناشي از مصرف مازوت در نيروگاههاي شهر اصفهان ميرسد، درحاليكه در شرايط مصرف گاز در نيروگاهها سهم نيروگاههادر توليد اين آلاينده بسيار كمتر از همان يك درصد مربوط به بنزين مصرفي خودروهاي سواري است. اگر توجيه عزيزان در اين زمينه ارائه اين ارقام براي نشان دادن نقش كلي درزمينهٔ كليه آلايندههاست و مقادير را متوسط ميدانند بايد يادآوري كنم كه علاوه بر بياثرو بيفايده بودن اين نوع سهمبندي، اين نگاه از نظر علمي نگاه كاملاً غلطي است.
با اين اوصاف تا زماني كه عزمي براي يك مطالعه جامع و علمي با تمام مؤلفههاي لازم
ازجمله دوره زماني كافي در خصوص موضع آلودگي هوا در كشور و استان وجود نداشته باشد، تعيين نقش و سهم مبادي و عوامل، فاقد دقت است و ازآنجاكه سياستهاي اجرايي مبتني بر اين نوع دادههاست، قطعاًمنجر به بروز اشتباهات و احتمالاًخسارات جدي خواهد شد؟
قطعاً. مهمترين تصور غلط در كشور امكان كپيبرداري از نتايج ساير كشورها يا حتي شهرها و استفاده از آنهادر سياستگذاريهاو اظهارنظرهاست. شايد يكي از مهمترين مقولههاي جذاب موضوع آلودگي هوا از نظر علمي مقوله اختصاصي بودن آن براي هر اقليم و منطقه است؛ موضوعي كه واقعاًبه آن بي توجهيم.
جان كلام آنكه تعيين سهم توليد آلايندههابه سياق اين روزها روشي غيردقيق و غيرعلمي است. بنده شخصاًشكي ندارم كه در شرايط تابستان، سهم خودروها در آلودگيهاي مربوط به گازهاي آلاينده در شهر بسيار بيشتر از صنايع است، اما اين نقش ميتوانددر ساير شرايط بسيار متفاوت و حتي برعكس باشد. بهعنوان نمونه در شرايط وارونگي هوا سهم خودروها ميتواندبسيار كمتراز تأثير بخاري منازل و مراكز صنعتي باشد؛ موضوعي كه بههيچوجه در محاسبات ديده نميشود.
پس براي برنامهريزي فعلي استان چه بايد كرد؟
بنده در يك جمله كوتاه در خصوص رئوس فعاليتهاي پيشبينيشده در استان براي مبارزه با معضل آلودگي هوا ميتوانم بگويم كه برنامهريزي اخير با لحاظ اختيارات استان، فرهنگ عمومي فعلي، قوانين كشوري موجود و امكانات و آفات موجود، شايد يك برنامهريزي ميسر و قابلاجرابوده است، اما اين برنامه با نگاه به نياز و حساسيتهاي موجود و ضرورتهاي بسيار حياتي كه آينده جمعيتي، اقتصادي و سياسي استان را تحت تأثيرجدي قرار خواهد داد، در حد يك شوخي است. از نظر من اين برنامههابهمثابه عمل جراحي زيبايي چشم، بيني و ابروي بيماري است كه دچار بيماري جدي قلب و مغز است و يا دچار نوعي سرطان است؛ به عبارت دقيقتردر صورت مهيا بودن همه شرايط لازم، تأكيدميكندفراهم بودن همه شرايط لازم، در كشور و استان اقدامات و پيشبينيهاي انجامشده در اين برنامه در اولويت سوم هم نبوده و نيست. جان كلام آنكه دلايل و عوامل اصلي فراموششدهاندو طبعاًبا اين فراموشي راهحلي هم براي آنهاوجود ندارد. همه متخصصان و مسئولان كشور مصرف فاجعهآميزانرژي در كشور را تأييد ميكنند. اين مصرف در بعد گاز مصرفي و بنزين دلايل متفاوتي دارد، اما در حقيقت تأثيريكساني دارد.
موضوع كيفيت حاملهاي انرژي بحث جداگانهاي دارد و كاملاًبا ميزان مصرف متفاوت است.
متأسفانه معضل اصلي كشور و طبعاًاصفهان ميزان غيرطبيعي مصرف گاز و بنزين است و جالب اينكه دليل اصلي توليد آلودگي يا تشديد آن نيز همين موضوع است. تأسفباراست كه بگويم اروپاييهاچهار برابر ما ايرانيهااز وسايل نقليه موتوري استفاده ميكنند، اما خودروهايشان يكسوم ما آلودگي توليد ميكنندو سرانه مصرف بنزين ساليانه آنهاحداقل 60 ليتر كمتر از ماست.
بهعنوان يك توضيح تكميلي، بد نيست به پديده وارونگي هوا در اصفهان و شهرهاي اطراف اشارهكنيد؟
موضوع آغاز اين پديده و تشديد آن دو موضوع مجزاست. اين پديده اغلب در شرايط هواي بسيار سرد كه ميزان مصرف گاز تا دو برابر در كشور افزايش مييابدتشديد ميشودو جالب اينكه كماكان مقصر اين موضوع، خودروها تلقي ميشوند، درحاليكه عامل اصلي تشديد وارونگي هوا پس از شروع آن، منابع ساكن، اما كاملاًگسترده و يكدستي هستند به نام بخاريهاي منازل و برخي صنايع كه كمترين توجهي به آنهادر تعيين سهم آلودگي نشده است. در حقيقت و در شرايط پديده وارونگي خودروها در بدترين شرايط به همان ميزان روزهاي عادي، آلودگي توليد ميكنند. گازهاي گلخانهاي توليدشده توسط بخاريهاي منازل كه به دليل سردي هواي سطح زمين امكان جابهجايي و صعود به ارتفاع بالاتر را ندارند، باعث عدم عبور و جذب انرژي گرمايي خورشيد شده و به دليل عدم تحرك هوا ناشي از ايجاد نشدن اختلاف دانسيته، تجمع آلايندههاي خودروها را باعث ميشوند. در اين موارد بايد مشكل اين منابع را حل كرد و سپس به خودروها پرداخت. اگر دقت كنيد اين موضوع هم مجدداًفقر نگاه علمي به مسائل مرتبط با آلودگي هوا در كشور را نشان ميدهد. در كشور آلمان و بعد از جنگ جهاني دوم، دولت اين كشور با اعطاي وامهاي كمبهره يا بدون بهره شهروندان اين كشور را وادار به اصلاح ساختاري منازل شامل دوجداره كردن شيشههاي منازل و عايقبندي حرارتي ديوارههاي در معرض محيط بيروني كرد. اين موضوع علاوه بر ايجاد اشتغال قابلتوجه درزمينهٔ توليد، نصب و تعميرات سختافزارهاي لازم براي اين امر باعث شد تا انرژي مصرفي منازل به يكدوم تا يكسوم مقدار اوليه كاهش يابد.
اين موضوع چه آثار مثبتي را به دنبال داشت؟
اين موضوع از چند جنبه آثار مثبتي به همراه داشت؛ در وهله اول مصرف كلي و بهتبع آن لزوم توليد منابع انرژي فسيلي در كشور آلمان را به همان نسبت پيشگفته كاهش داد، وام پرداختي بهطوركامل همراه با بهره لحاظ شده بازگشت داده شد، توليد آلودگي ناشي از مصرف منابع انرژي بهشدت كاهش يافت و درعينحال و به دليل بالا بودن هزينههاي انرژي در آلمان، هزينههاي انرژي خانوارها به همان نسبت و بهطورقابلتوجهي كاهش يافت. سؤال اساسي بنده همواره اين بوده كه چرا اين موضوع ساده، مؤثرو درعينحال قطعي هيچگاه بهطورجدي موردتوجه مسئولان كشور قرار نگرفت. جالب اينكه اين اصلاحات ساختاري در منازل ميزان مصرف برق تابستان را كه صرف دستگاههاي سرمايش ميشودنيز بهشدت كاهش داده و به همان نسبت ظرفيت توليد نيروگاههاو ميزان مصرف سوختهاي فسيلي را بهشدت كاهش ميدهد. براي اجراي اين مهم با توجيه سلامت عمومي و اجتماع، بايد جديت داشت و درعينحال فرهنگسازي لازم صورت گيرد. اشتغال ايجادشده در اين زمينه نيز قابلتوجه است.
فكر ميكنيداقدام فوق بهعنوان يك اقدام استاني- ملي لازم و ضروري است؟
گرچه من هم مثل متوليان استان و كشور به مشكلات اجرايي و محدوديتهاي مالي فعلي دولت در اين زمينه كاملاًواقف هستم، اما معتقدم موضوع سلامت اجتماع و تبعات آن كماهميتتراز نگرانيهاي فعلي و موجود كشور و استان نيست.
اجازه بدهيد وارد بحث خودروهاي تكسرنشين بشوم. جولان خودروهاي تكسرنشين را در شهر همچنان شاهد هستيم. روزبه روزبر تعداداين خودروها افزوده ميشود. بالاخره تكليف در اين زمينه چيست؟
در بعد خودروهاي سطح شهر سه موضوع كيفيت بنزين مصرفي، فرهنگ عمومي و كيفيت خودروها بايد مدنظرقرار گيرد. در بعد كيفيت خودروهاي داخلي موضوع، يك موضوع فرا استاني و ملي است و براي حل اين معضل بايد اقدامات مؤثرو واقعي و فراتر از شعار از سوي ارگانهاي ذيربط شامل دادستاني كل كشور، وزارت صنعت، معدن و تجارت و محيط زيست انجام شود. در بعد فرهنگ عمومي به دليل عدم پاسخگويي روشهاي تشويقي (بنا به تجربه كشور) ضروري است با اصلاح و يا وضع قوانين جديد، موضوع جريمه مالي جدي خودروهاي تك و دو سرنشين در سطح شهر دنبال شود. اين موضوع ميتواندبسته به موقعيت خيابانهاو مراكز تجمع شهري متفاوت بوده و براي آن برنامهريزي لازم صورت گيرد. تجربه كوچك بنده در خصوص پروژهاي درزمينهٔ آلودگي هواي شهر شيراز در سالهاي گذشته و آمار تقريبي اين روزهاي شهر اصفهان نشان ميدهد بيش از 75 درصد خودروهاي در حال حركت در سطح شهر بهصورت تكسرنشين يا دو سرنشينه هستند. شكي نيست كه توسعه همهجانبه حملونقل عمومي باكيفيت لازم، اصليترين ابزار تشويق مردم براي كنار گذاشتن اين فرهنگ غلط خواهد بود، اما بايد قبول كرد كه به دليل مشكلات فرهنگي و باوجود اصلاح و ارتقاي كيفيت دستگاههاي حملونقل عمومي، اين مشكل كماكان وجود خواهد داشت و لازم است براي مدتي هرچند محدود از تأثيرجريمههاي مالي يا اخذ ماليات خاص استفاده كرد. در بعد ديگر واقعيت اين است كه عليرغم انكار مسئولان گذشته و امروز و در برخي موارد مسئولان مراكز پالايشگاهي و پتروشيمي كشور كيفيت بنزين توليدي داخل كشور بهشدت پايين و فاجعهباراست. در برخي موارد ميزان گوگرد موجود در بنزين توليد داخل تا ppm1000 گزارششده است كه حداقل 20برابر بيشتر از حدود مجاز استاندارد يورو چهار است. علاوه بر اين، وجود برخي از تركيبات آلي فرار يا مشتقات آنهام خاطرات بسيار بيشتري براي سلامت مردم ايجاد كرده است. اعداد و ارقام روزهاي اخير شهر اصفهان نشان ميدهدميزان آلودگي اين شهر اغلب بيشتر از تهران بوده و به همين دليل شايسته نيست تنها بخش اندكي از بنزين مورد ادعاي يورو چهار توليدي پالايشگاه اصفهان در شهر اصفهان توزيع و بخش عمده آن به تهران ارسال شود، درحاليكه شهرهاي بزرگ ديگر استان نيز در سالهاي اخير بهشدت آلوده بودهاند. من هميشه به اين موضوع فكر كردهام كه توقف توليد بنزين بيكيفيت حتي به قيمت برخي مخاطرات اجتماعي اوليه يك ضرورت است. در صورت افزايش قيمت حاملهاي انرژي، اعمال سياست جريمههاي مالي براي خودروهاي تك و دو سرنشينه و كاهش بنزين بيكيفيت توليد داخل ميتوان اميد داشت كه آلودگي شهر اصفهان ناشي از خودروها بهطوركامل مرتفع شود. فكر ميكندفهميدن اين موضوع براي متوليان صنعت خودرو خيلي سخت نيست كه خودرويي با مصرف بنزين يك و نيم برابر تا
دو برابر استانداردهاي جهاني در بهترين شرايط تكنولوژي احتراق و سيكل عملكردي يك و نيم برابر تا دو برابر هم آلودگي توليد ميكند. اگر نقش پايين بودن تكنولوژي خودروها را هم اضافه كنيم و در بهترين شرايط تصور كنيم كه ميزان و حجم آلودگي يك خودرو به ازاي واحد مصرف بنزين در ايران سه برابر نرم جهاني است، بهسادگي ميتوان تصميم گرفت كه با اصلاح تكنولوژي ميتوان آلودگي شهرهاي بزرگي مثل اصفهان و تهران ناشي از عملكرد خودروها را به يكسوم كاهش داد، اما مشكل اينجاست كه نگاه به موضوع توليد خودرو در كشور بيشتر يك موضوع سياسي است تا اجتماعي و زيست محيطي.
به نظر شماراهحلهايي كه گفتيد سخت، فرا استاني و البته دور از ذهننيست؟
راهحلهاي بالا گرچه سخت و اغلب فرا استاني به نظر ميرسند، اما بايد پذيرفت در مسير حصول يكراهحل كامل و جامع، علاج اين بيماري مهلك همين اقدامات است سايراقدامات اگر بيتأثيرنباشند مسكنهايي موقتي بيش نيستند و بيش از آنكه به كار مردم بيايند به كار مسئولان آمدهاند!
پيشنهادهاي نهايي شما براي برونرفتار وضعيت فعلي آلودگي هوا چيست؟
فراهمسازي زمينههاي نرمافزاري(تدوين قوانين الزامآور) و سختافزاري لازم در خصوص كاهش مصرف برق و گاز با اعطاي تسهيلات بانكي كمبهره به شهروندان جهت اصلاح ساختاري منازل باهدف استفاده از شيشههاي دوجداره و عايقبندي حرارتي ديوارهاي محيطي منازل. پيشنهاد و تصويب قوانين سختگيرانه كشوري در خصوص خودروهاي تك و دو سرنشينه در كلانشهرهاي آلوده متناسب با دورههاي تشديد آلودگي هوا و مشخصات اقليمي شهر و منطقه جلوگيري از توليد بنزين بيكيفيت خصوصاً بنزين توليدي در مراكز پتروشيمي كشور و عدم توزيع اين نوع بنزين در جايگاههاي شهر و استان اختصاص بنزين يورو چهار توليدي مورد ادعا در پالايشگاه اصفهان به شهرهاي بزرگ و هم جوار كلانشهراصفهان.
صنايع بزرگ و نيروگاههاي كليدي استان عليرغم نقش اساسي در رونق اقتصادي و اجتماعي استان و به دليل ضعف قوانين و مماشات ناشي از نگاه ملي مردم استان و مسئولان آن در اصلاح ساختار فني خود غفلت عامدانه داشتهاند. تحليل شما از اين موضوع چيست؟
در اين مورد خاص ذكر موارد زير براي روشن شدن ذهنيت مسئولان محترم ضروري است: موضوع نيروگاههاي كوچك كه در دستور كار كشور بوده است، اصليترين راهحل جامع رفع كامل آلودگي ناشي از نيروگاههايي است كه امروزه همسايه ديوار به ديوار منازل مردم اصفهان شدهاند. در شرايط فعلي توسعه نيروگاههاي سيكل تركيبي كوچك يا حتي بزرگ در فواصل اطمينانبخش از شهر بزرگي مانند اصفهان بايد موردتوجه قرار گيرد تا رفتهرفته جايگزين اين نيروگاههاي سيوچندساله شود. در اين راستا دولت ميتواند از سهامداران اين نيروگاههابهطور جد بخواهد كه در اين زمينه برنامهريزي كنند. در صورت نياز، اعطاي تسهيلات مالي ميتواندكمك بزرگي به صاحبان فعلي نيروگاههاي استان و بخش خصوصي در اين زمينه باشد.
فراموش نكنيم كه دانش فني و تجربه بالاي فني و علمياتي فعلي موجود در اين نيروگاهها ميتواند در تسريع روند اين اقدام بسيار مؤثرباشد. به دليل جدي نبودن اخطارهاي مبادي مختلف استان ازجمله اداره كل محيط زيست استان، مسئولان سابق و فعلي اين نيروگاهها هيچگاه بهطورجدي به دنبال نصب سامانههاي تصفيه مناسب نبودهاندكه دليل آن هزينههاي نسبتاً بالاي سامانههاي مؤثربوده است. پيشنهاد اصلاح كيفيت مازوت توليدي پالايشگاه از سوي نيروگاههاي مسئولان و مردم گرچه پيشنهادي بجا و صحيح است و در مبحث كنترل آلودگي هوا بهعنوان يكي از روشهاي كنترل منبع مطرح است، اما در شرايط فعلي پالايشگاه اصفهان و ساير واحدهاي مشابه كشور و براي يك دوره زماني حداقل چهارساله تقريباً غيرممكن است. اين عدم امكان تماماًناشي از ضعف علمي يا فني نيست. اساساًمؤثرترين روش كاهش تركيبات گوگردي و ساير ناخالصيهاي نيتروژن دار و فلزات سنگين همراه تركيبات نفتي نظير مازوت، روش تصفيه هيدروژني (Hydro-Treating) است.
مشكلات استفاده از اين روش در خصوص مازوت پالايشگاه اصفهان چيست؟
اين روش در حال حاضر در پالايشگاه تهران براي يك برش خاص مورداستفاده قرار ميگذرد. مشكلات استفاده از اين روش در خصوص مازوت پالايشگاه اصفهان شامل بالا بودن بيش از اندازه گوگرد موجود در مازوت (ppm 30000) ، حجم بالاي مازوت توليدي، مشكلات بهرهبرداري و عملياتي، تأمين هيدروژن فشرده و راهبري و نگهداري كمپرسورهاي لازم، خوردگي شديد تجهيزات ناشي از توليد گاز هيدروژن سولفوره و لزوم نصب و بهرهبرداري از سامانههاي تصفيه گاز آلوده به هيدروژن سولفوره و بسياري موارد ديگر مانع از تحقق سريع اين موضوع خواهد شد. اساساًبراي مازوتي با اين ميزان گوگرد روشهاي هيبريدي تصفيه با هزينه ثابت و جاري بسيار گزاف اجتنابناپذيراست.
لازم است صنايع و نيروگاههاي استان به هر طريق ممكن شامل اصلاح روشهاو يا ارتقاي تكنولوژي نسبت به افزايش راندمان حرارتي و عملكردي خود اقدام كنند.
ارتقاي تكنولوژي به چه معناست؟
معني آن كاهش منابع اوليه مصرفي ازجمله حاملهاي انرژي، استفاده از تكنولوژيهاي جديد حذف آلايندههاو... است. بايد قبول كرد كه اغلب صنايع آلاينده صنايع با تكنولوژي قديمي و غير كارآمدهستند. بهعنوان نمونه در حال حاضر نيروگاهي در كرمان داراي بالاترين راندمان حرارتي و نزديك به 48درصد است و نيروگاههاي استان تا اين عدد فاصلهدارند.
با ارتقاي تكنولوژي و كاربرد تكنيك پينچ و تحليل اكسرژي فرآيندهاي موجود كه در زمره مطالعات انتگراسيون انرژي قرار دارد، افزايش 2 تا 5 درصدي راندمان حرارتي قابل حصول است كه اين مقدار تأثيرقابلتوجهي بر كاهش مصرف سوخت اين نيروگاهها خواهد داشت.
ضروري است موضوع بسيار پراهميت تدوين استانداردهاي منطقهاي و استاني مربوط به حدود مجاز تخليه آلودگيها مورد توجه جدي قرار گيرد. متأسفانه كشور ما كماكان در اين موارد اقدام به كپيبرداري از استانداردهاي اروپا و آمريكا كرده است.
اين ضعف يك ضعف ملي و عمد تامرتبط با ضعف علمي سازمانهاي ذيربط در كشور است. استانداردهاي خروجي از منابع آلاينده و استانداردهاي محيطي به هيچوجه نميتواندكپيبرداري از ساير كشورها و حتي استانهايديگر باشد. اين استانداردها بايد تابع شرايط اقليمي و توپوگرافي هر منطقه تدوين و تعيين شوند. تدوين استانداردها از اين جنبه حائز اهميت است كه كارخانهاي شبيه به سيمان اصفهان كه امروزه به دليل توسعه شهر در دل آنجاگرفته است، ديگر نميتواندبا حد مجاز فعلي كشور كه كپيبرداري از استاندارد EPAاست فعاليت كند.
شرايط سالهاي اخير استان در خصوص ريز گردهابر همگان روشن است. اين معضل به دليل بعد بينالمللي آن، گستردگي پراكنش و ماهيت مواد درمان كلي درون كشوري و استاني ندارد.
راهحل اين موضوع محافظتهاي خانوادگي است. پيشنهاد ميشوداستانداري استان از طرحهاي فني مربوط به سامانههاي تصفيه هواي خانگي در قالب حمايتهاي مالي حقوقي پشتيباني كرده و طرح نهايي مصوب را در قالب بخش خصوصي به توليد انبوه برساند. شايانذكراست؛ بخش عمده وقت كودكان و خانواده خصوصاًدر طول شب در محيط منزل ميگذرد و تصفيه هواي منازل با سامانهاي ارزان، مؤثرو با كاربري راحت ميتواندتا حد زيادي از مشكلات آتي و سونامي بيماريهاي ريوي و قلبي آينده استان بكاهد.
تخصيص بودجه جدي و كافي به مراكز دانشگاهي از سوي صنايع استان و از طريق استانداري بهعنوان متولي در قالب برنامههاي تحقيقاتي مرتبط با نيازهاي استان درزمينهٔ كنترل آلودگي هوا و در زمينههاي فوق الذكرضروري است.



