یلدا، تجلی زایش نور از دل تاریکی و غلبه خرد بر جهل است
در روزگارانی که بشر هنوز در آغاز راه شناخت جهان بود، پدران سرزمین ما با هوشمندی خاص خود، رازهای طبیعت را در قالب آیینهای زیبا به تصویر میکشیدند. آنها که تاریکی را چهره اهریمن و روشنایی را تجلی اهورایی میپنداشتند، در درازترین شب سال گرد هم میآمدند تا پیروزی نور بر ظلمت را جشن بگیرند.
به گزارش
روابط عمومی، دکتر مسعود کثیری، عضو هیئت علمی گروه تاریخ
دانشگاه اصفهان، در گفتوگویی اختصاصی با پایگاه خبری این دانشگاه، به تشریح
«مفهوم یلدا» پرداخت و اظهار کرد: یلدا در معنای لغوی خود، مفهوم زایش را در بر میگیرد،
اما این واژه کهن، در ژرفای معنایی خود، پرسشهای بنیادینی را پیش روی ما قرار میدهد:
زایش کدامین پدیده را روایت میکند؟ این رخداد در چه برههای از زمان به وقوع میپیوندد؟
و به راستی، این زایش به چه شیوهای صورت میپذیرد؟
وی
ادامه داد: در روزگاران کهن، زمانی که بشر هنوز در تلاش برای درک اسرار هستی بود،
اساطیر و افسانههای باستانی همچون چراغی روشن، راه را برای کشف این رازها هموار میکردند.
این روایات کهن، همچون آینهای شفاف، بازتابی از اندیشهها و باورهای نیاکان آریایی
ما بودند و نشان میدادند که پیشینیان ما چگونه به عناصر طبیعت مینگریستند. در آن
دوران که علم امروزی هنوز پا به عرصه وجود نگذاشته بود و روابط علت و معلولی در
پردهای از ابهام پیچیده شده بود، انسانها برای درک پدیدههای پیرامون خود به نیروهای
ماورایی متوسل میشدند. پدران آریایی ما با نگرشی ژرف، عناصر طبیعت را مقدس میپنداشتند
و بر این باور بودند که این عناصر، موجوداتی زنده و تأثیرگذار بر سرنوشت انسان
هستند. در جهانبینی آنان، این نیروهای طبیعی، فارغ از اینکه مورد پرستش قرار گیرند
یا نه، تأثیر خود را بر زندگی انسانها میگذاشتند، اما تفاوت در این بود که نیایش
و گرامیداشت این نیروها، برکات و نیکیها را به همراه میآورد، در حالی که سرپیچی
و نافرمانی از آنها، موجب نزول بلایا و مصیبتها میشد.
عضو
هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان تصریح کرد: در عصر باستان، آریاییان با طبیعت
و عناصر آن پیوندی عمیق و معنادار داشتند. این ارتباط چنان ژرف بود که تغییرات طبیعی
در گذر فصول، تأثیری شگرف بر روح و روان آنها میگذاشت. در آن روزگار، به دلیل شرایط
سخت اقلیمی و چالشهای زیستمحیطی، تاریکی و ظلمت همواره به عنوان نمادی از اهریمن
و نیروهای ویرانگر در ذهن آنها نقش میبست و موجب هراس و اضطراب میشد. در نقطه
مقابل، آنها روشنایی، نور و خورشید را تجلیگاه نیکی و برکت میپنداشتند. این
باورهای عمیق و تقدس عناصر طبیعی چنان در روح و جان آنها ریشه دوانده بود که کوتاه
و بلند شدن روزها و شبها در گردش فصول، دغدغهای همیشگی برای آنان به شمار میرفت.
وی
با بیان اینکه در تاریخ کهن ایرانزمین، روایتی از نبرد جاودانه نور و تاریکی نقل
شده است، افزود: در آن زمان که روزها رو به کوتاهی مینهاد و شبهای طولانی گستره
آسمان را در مینوردید، دلهای مردمان آکنده از تشویش و نگرانی میگشت. آنان که در
این کشمکش طبیعت سخت پریشان و سرگردان بودند، چنین میپنداشتند که روشنایی بخش روز
در حال محو شدن است و سیاهی شب با قدرتی افزونتر در حال چیرگی بر گیتی است. گویی
نیروهای اهریمنی ظلمت، سرما و جهل در آستانه پیروزی بر لشکر نور، روشنایی و خرد
قرار گرفته بودند.
کثیری گفت: در چنین شرایطی،
مردمان دست به دامان ایزدان شدند و با نیایشهای خالصانه، بهویژه از درگاه خدای
خورشید، طلب یاری نمودند تا مبادا تاریکی ابدی بر سرنوشتشان حکمفرما شود. بر اساس
اساطیر کهن، در شب یلدا - هنگامی که تمام عناصر هستی گویی در توطئهای بزرگ متحد
شده بودند تا از طلوع دوباره خورشید جلوگیری کنند و شب را برای همیشه بر زندگی آدمیان
مستولی سازند - خدای خورشید از سر مهربانی و شفقت، ایزدبانویی والامقام به نام میترا
یا مهر را به زمین فرستاد تا در این نبرد سرنوشتساز میان نیروهای خیر و شر، میان
روشنایی و تاریکی، راهنما و یاریگر انسانها باشد.
وی
خاطرنشان کرد: بر اساس روایات کهن، ظهور مهر (میترا) در عرصه حیات بشری با شکوه و
جلال خاصی همراه بود. او سوار بر صاعقهای درخشان و پرتوافشان به زمین آمد و این
صاعقه با برخورد به سنگی، موجب تولد شگفتانگیز ایزدبانوی مهر شد. این رویداد
سرآغازی بر تحولی عظیم در زندگی انسانها گردید.
عضو
هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان تأکید کرد: مهر با اقدامات نمادین و تأثیرگذار
خود، تغییرات شگرفی در حیات بشر ایجاد کرد. او نخست به نبرد با تاریکی پرداخت و با
پایان دادن به شبهای طولانی، تعادلی میان روز و شب پدید آورد، به گونهای که
روزها به تدریج طولانیتر و شبها کوتاهتر شدند.



